کد خبر: 1378677
تاریخ انتشار: ۱۸ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۳
مصطفی قربانی
1 طیفی از نخبگان سیاسی، بدون توجه به ماهیت منازعه امریکا با ایران، خواهان حل یکجانبه منازعه از سوی ایران بوده و تصور می‌کنند که با انعطاف ایران در برابر امریکا، این کشور دست از خصومت و جنگ علیه ایران برمی‌دارد.

طیفی از نخبگان سیاسی، بدون توجه به ماهیت منازعه امریکا با ایران، خواهان حل یکجانبه منازعه از سوی ایران بوده و تصور می‌کنند که با انعطاف ایران در برابر امریکا، این کشور دست از خصومت و جنگ علیه ایران برمی‌دارد. بر همین اساس، از لزوم صلح‌گرایی و کاربست عقلانیت در برابر امریکا، لزوم تعطیلی غنی‌سازی اورانیوم در ایران و به‌همه‌پرسی گذاشتن دفاع در برابر تجاوز‌های مکرر امریکا سخن می‌گویند. خطای تحلیلی این طیف از نخبگان سیاسی آن است که اولاً حل مسئله را یکجانبه و آن هم از سوی ایران تلقی می‌کنند و ثانیاً تحلیل دقیقی از ماهیت منازعه امریکا با ایران ندارند، به‌گونه‌ای که حتی خصومت امریکا با ایران را در سطح متغیر‌های فردی و وابسته به نقش خلاصه کرده و بر کیفیت کنش‌گری شخص دونالد ترامپ به‌عنوان عامل اصلی منازعه و جنگ امریکا با ایران تأکید دارند. 
به بیان دیگر، خطای عمده تحلیلی آن است که متغیر‌های کلان‌تر، به‌ویژه متغیر سیستمی یا متغیر سطح نظام بین‌الملل، را در تحلیل جنگ امریکا با ایران در نظر نمی‌گیرند. با دخیل‌سازی این متغیر در تحلیل جنگ امریکا با ایران باید گفت که بخش مهمی از دلایل جنگ امریکا با ایران ریشه در ملاحظات و موقعیت امریکا در سطح نظام بین‌الملل دارد، بدین ترتیب که امریکا که خود را هژمون در حال افول می‌داند، برای اعاده هژمونی خود و سد کردن مسیر قدرت‌یابی هژمون در حال صعود، یکی از انتخاب‌های راهبردی خود را تسلط بر ایران تعریف کرده است. بر این اساس، بازی امریکا در برابر ایران از حالت متعارف خارج می‌شود، زیرا امریکا نمی‌خواهد از موضع مذاکره و گفت‌و‌گو با ایران مواجه شود، بلکه امریکا خواهان تسلیم بی‌قیدوشرط ایران و تسلط بر این کشور است تا بتواند نگرانی‌های خود بابت نظم و آینده نظام بین‌الملل را مرتفع سازد. بنابراین، وقتی در کنار متغیر‌های فردی، وابسته به نقش و دیگر متغیرها، به متغیر‌های سیستمی یا معطوف به نظم بین‌المللی هم توجه شود، متوجه می‌شویم که بازی امریکا با ایران مبتنی بر جنگ تعریف می‌شود و در شرایطی که بازی طرف مقابل نه در حوزه سیاسی که در حوزه نظامی تعریف شده است، باید تلاش شود تا او را در همان میدانی که برای خود تعریف کرده، وادار به عقب‌نشینی کرد. 
واقعیت آن است که طبع بشر و عقلانیت ایجاب می‌کند که از جنگ پرهیز شود و این نکته آنقدر بدیهی است که نیاز به توضیح ندارد. مسئولان نظام نیز در سال‌های اخیر پیوسته تلاش کرده‌اند که کشور گرفتار جنگ نشود، اما وقتی با وجود دایر بودن میز مذاکره، آن‌هم در دو دور متوالی، طرف امریکایی و صهیونیستی به ایران حمله می‌کند، بدین معناست که آنها حتی مذاکره را در قالب و با اصول متعارف تعریف نمی‌کنند؛ یعنی هدف آنها از مذاکره نه حل مسئله با طرف مقابل، بلکه اقناع‌سازی او برای تسلیم است. بنابراین، وقتی دشمن برای تسلیم آمده است، عقلانیت نه در تکرار راه‌های رفته، بلکه در تمرکز بر دفاع موفق و نه در شعار‌ها و داعیه‌های صلح‌طلبانه که امریکا اساساً تره‌ای برای آنها خرد نمی‌کند، که در بروز و ظهور قدرتمندانه در برابر اوست؛ زیرا تاریخ نیز ثابت کرده است که صلح و امنیت نه با داعیه‌های آرمان‌گرایانه، که در سایه قدرت امکان تحقق دارد. 
تجربیات گذشته، مانند سرنوشت تلخ ایران در ابتدای دوره قاجار که چگونه در میان رقابت قدرت‌های بزرگ، وجه‌المصالحه منافع آنها قرار گرفت، یا اشغال ایران در جنگ جهانی دوم در حالی که اعلام بی‌طرفی کرده بود، سرنگونی دولت دکتر مصدق با کودتای امریکایی‌انگلیسی در حالی که او در تلاش برای اخذ وام از امریکا بود، و موارد متعدد دیگر، مؤید آنچه را که در بالا گفته شد بوده و نشان می‌دهد که نخبگان سیاسی باید واقعیت‌های موجود را با عینک واقعی تحلیل کنند. بنابراین، به‌جای طرح نکات و گزاره‌هایی که ممکن است از جانب دشمن نیز ارسال پیام ضعف از سوی ایران تلقی شود، در برهه کنونی باید با درک دقیق اهداف و توطئه‌های دشمن، از لزوم انسجام ملی و تقویت قدرت دفاعی برای خنثی‌سازی توطئه‌های دشمن سخن گفت.

برچسب ها: امریکا ، ایران ، جنگ
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار