گیر افتادن ترامپ در باتلاق جنگ شکستخورده با ایران خیال مقامات جهان را از این لحاظ که مقاومت موفقیتآمیز ایران مانع از حرکت ترامپ به سمت اهداف بعدی میشود، آسوده کرده است. جوان آنلاین: «جان مرشایمر» استاد روابط بینالملل معتقد است: جایگاه آمریکا در جهان تا حدی پایین است که مردم در سراسر جهان آرزوی شکست آمریکا (و اسرائیل) در جنگشان علیه ایران را دارند.
به گزارش ایسنا، «دنیل دیویس» سرهنگ بازنشسته ارتش آمریکا که سال ۲۰۱۲ از افغانستان بازگشت و از فریب افکار عمومی آمریکا توسط مقامات غیرنظامی و نظامی در مورد روند جنگ در افغانستان پرده برداشت، تاکید دارد که آمریکا هم در ایران و هم در اوکراین محکوم به شکست است و این شکست عمدتا به دلیل تمایل واشنگتن به دنبال کردن سیاستهای تهاجمی بیملاحظه است.
«تریتا پارسی» معاون رئیس اندیشکده کوئینسی در واشنگتن نیز میگوید: مساله ایران نیست بلکه تهدیدهایی است که آمریکای بدون محدودیت و یا به عبارت بهتر افسارگسیخته برای دیگران ایجاد میکند. از تعداد مقامات کشورهای مختلفی که حمایت چندانی از ایران نشان نداده و یا با آن همدردی نمیکنند، اما در خفا رضایت خود را از موفقیت تهران در خنثی کردن تجاوز آمریکا و اسرائیل، به من ابراز کردند، شگفتزده شدم.
تهدیدات افسارگسیخته آمریکا
المیادین در گزارشی با استناد به این سخنان آورده است: بسیاری از مقاماتی که پارسی به آنها اشاره کرده نمایندگان کشورهایی هستند که (معمولا) از آمریکا حمایت میکنند و شاید مشکلاتی نیز با جمهوری اسلامی ایران دارند، اما این حمایت ضمنی از ایران گویای وضعیت روابط بینالملل در حال حاضر است.
ظاهرا یک آسودگی خاطر وجود دارد که جنگ ایران برای آمریکا و اسرائیل نتیجهای نداشته است.
از نظر بسیاری، ونزوئلا یک مورد وحشتناک بود. صرف نظر از دیدگاههایی که درباره مادورو وجود دارد، تصور اینکه یک ابرقدرت، رئیس جمهور یک کشور دیگر و همسرش را برباید، نامزد مورد نظر خود را که حتی برای پستهایش در رسانههای اجتماعی باید از وزیر خارجه آمریکا تایید بگیرد، منصوب کند و سپس ترامپ با خوشحالی ونزوئلا را قلمرو آمریکا اعلام کند، برای بسیاری از ملتها وحشتناک و تقدیر رهبران اروپایی از این عملیات و بیتوجهی آنها به نگرانیها در مورد مشروعیت این اقدام وحشتناکتر.
اروپا که تا حد زیادی با حمله غیرقانونی دولت «جورج دبلیو بوش» به عراق مخالف بود، اکنون با اشتیاق از تغییر حاکمیت در ونزوئلا حمایت میکند، اما همزمان بر تقدس قوانین بینالمللی در اوکراین و گرینلند اصرار دارد.
با توجه به تمایلات و دیدگاههای ترامپ، اکنون هم دوستان و هم دشمنان آمریکا بیم آن دارند که هدف بعدی باشند.
جنگی شکستخورده و بیپایان
ونزوئلا یکی از دلایل اشتیاق شدید ترامپ برای جنگ با ایران بود. او بر این باور بود که اگر عملیات ونزوئلا چند ساعت طول کشید، «ایران حداکثر چهار روز طول خواهد کشید.»
به گفته یک مقام عرب، ترامپ به رهبران بدبین منطقهای نیز قول داد که «کل این مصیبت بیش از ۱۰۰ ساعت طول نخواهد کشید»، اما با گذشت ۶ ماه از آن زمان، اکنون او خود را در باتلاق جنگی شکستخورده و بیپایان میبیند و مقامات سراسر جهان از اینکه مقاومت موفقیتآمیز ایران در عمل مانع از حرکت ترامپ به سمت اهداف بعدیاش شده، احساس آرامش دارند، حتی یکی از مقامات متحد سنتی آمریکا در این رابطه گفت، «اگر مقاومت ایرانیان نبود، ترامپ احتمالا تاکنون به کوبا حمله کرده بود و شاید حتی گرینلند را ضمیمه خاک خود کرده بود.»
این همدردی با ایران هیچ ارتباطی با خود ایران ندارد، در واقع هیچ همدردی «دولتی» آشکاری با جمهوری اسلامی ایران وجود نداشته است، هرچند که وضعیت در میان عموم مردم متفاوت به نظر میرسد.
این احساسات صرفا ریشه در منافع شخصی دارد. اینکه آمریکا آشکارا سیاست خارجی استعماری جدیدی را در پیش گرفته، برای بسیاری از کشورها تهدیدی بزرگتر از بستن تنگه هرمز توسط ایران محسوب میشود. بدون تردید بستن این تنگه به کشورهایی که هیچ نقشی در حمایت از ترامپ در مورد این جنگ فاجعهبار نداشتهاند، آسیب میرساند، اما نسبتا قابل تحملتر است.
برخلاف ایران تعداد کمی از کشورها، ارتشهای خود را در صورت قرار گرفتن در فهرست اهداف ترامپ، برای مقابله با حملات آمریکا یا اسرائیل آماده کردهاند. در واقع این نگرانی وجود دارد که قبل از آنکه ترامپ متعهد شود که دوباره به سیاستهای نومحافظهکارانه بازنگردد، ایران تنگه هرمز را بازگشایی کند.
همانطور که ایران در ایجاد باتلاقی برای آمریکا در عراق نقش داشت تا مانع از حمله بعدی دولت بوش به خاکش شود، بسیاری از کشورها اکنون در خفا امیدوار هستند که ترامپ در آینده در خلیج فارس گرفتار بماند و چه بسا این موثرترین تضمین در برابر تلاش ترامپ برای تغییر حاکمیتها و الحاق اراضی باشد.
آمریکا، جدیترین تهدید
اکنون شاهد جهانی هستیم که تشنه تعادل است. از دید بسیاری از کشورها، این تنها کشورهای جنوب جهانی نیستند که به شدت به توازن نیاز دارند بلکه این آمریکا و نه روسیه، ایران، کره شمالی و نه قطعا چین که نیاز مبرمی به توازن برای مقابله با نفوذ و گسترش خود دارد. این صرفا یک ارزیابی عینی و دقیق از منشأ جدیترین تهدید است.
سال ۲۰۲۲ زمانی که روسیه به اوکراین حمله کرد، وضعیت مشابهی ایجاد شد. برخی از کشورها با اوکراین همدردی کردند، اما روسیه را تهدیدی برای خود نمیدیدند. در ادامه ظرف پنج روز واشنگتن ارتباطات روسیه با سیستم مالی بینالمللی را قطع کرد و به این ترتیب زنگ خطر در پایتختهای سراسر جهان به صدا درآمد. این همدردی با روسیه یا اعتقاد به غیرموجه بودن تحریمها نبود بلکه به این دلیل بود که آمریکا از قدرت دلار در تجارت جهانی، توانایی خود را برای فلج کردن اقتصادهای جهان به نمایش گذاشته بود.
حمله روسیه به اوکراین نشان داد که کشورهای جنوب جهانی آسیبپذیری مشابهی در برابر روسیه ندارند، اما تحریمها، آسیبپذیری عمیق سایر کشورها در برابر جاهطلبیها و تواناییهای آمریکا را آشکار کرد.
دوستی با آمریکا هیچ محافظتی در برابر روحیه دمدمی ترامپ ایجاد نمیکند. یک دیپلمات غربی به تازگی تلاش زیادی کرد تا روسای خود را از سفر رسمی به واشنگتن منصرف کند. او به آنها گفت: این کار (سفر به آمریکا) هیچ فایدهای نخواهد داشت. بهتر است که در معرض دید او نباشیم.
همانگونه که در جنگل، جلب توجه نکردن مقابل یک شکارچی قدرتمندتر ضامن بقا است.
این واقعیت بار دیگر نشان میدهد که جنگ با ایران و به طور کلی سیاست خارجی نومحافظهکاران برای خود آمریکا چقدر فاجعهبار است.
روابط ایران و جهان شاید با یک آمریکای متعادل، خویشتندار و غیرتهاجمی بهتر باشد.