پیوند میان سردمداران کاخ سفید و حاکمان تلآویو همواره زیر ذرهبین ناظران بینالمللی بوده است پیوند میان سردمداران کاخ سفید و حاکمان تلآویو همواره زیر ذرهبین ناظران بینالمللی بوده است. سالهاست بنیامین نتانیاهو، دونالد ترامپ را استثناییترین حامی تاریخ رژیم صهیونیستی معرفی میکند که دستاوردهایش برای این رژیم با هیچیک از اسلافش در واشینگتن قابل قیاس نبوده است. در نقطه مقابل، ترامپ نیز در تمامی جنایات و ماجراجوییهای توسعهطلبانه رژیم صهیونیستی نقشی محوری ایفا کرده و ابایی از یکی دانستن منافع و هویت خود با جنایتکار شماره یک تلآویو نداشته است. با اینهمه، در قلمرو مناسبات میان دو کانون تباهی و شرارت، قواعدی، چون پیمانشکنی، دورویی و خنجر زدن از پشت همواره زنده است. امروز سخن از دو قطب شر است؛ یکی مستقر در تلآویو و دیگری در واشینگتن. در این میان پروندهای تسویهنشده میان آنها گشوده مانده که میتواند فرجام رابطهشان را به یک انتقامگیری سخت پیوند بزند.
ریشه این شکاف عمیق به نوامبر ۲۰۲۰ بازمیگردد؛ بزنگاهی که دونالد ترامپ پس از شکست انتخاباتی انتظار داشت شریک دیرینهاش در تلآویو پای او بایستد و سناریوی تقلب را تأیید کند، اما نتانیاهو نهتنها از همراهی با کارزار ترامپ سر باز زد، بلکه با شتابی شگفتآور و از طریق یک پیام تصویری رسمی، راهیابی جو بایدن به قدرت را شادباش گفت. خشم و بهت ترامپ از این ضربه کاری چنان عمیق بود که بعدها در گفتوگویی صریح با رسانهها اعتراف کرد هیچکس به اندازه او برای صهیونیستها فداکاری نکرده بود، اما نخستین کسی که به او پشت پا زد نتانیاهو بود؛ ضربهای که ترامپ تصریح کرد هرگز آن را نخواهد بخشید. اگرچه در آستانه کارزار ۲۰۲۴، نتانیاهو همراه با همسرش سراسیمه راهی اقامتگاه مار- ئه- لاگو در فلوریدا شد تا حمایت خود را از جمهوریخواهان اعلام کند، اما تلقی ناظرانی که این تحرکات را به معنای فراموشی آن خنجر قدیمی پنداشتند، ناشی از درک نادرست ذات قدرتطلبان رادیکال است. در قاموس تروریستهایی مانند نتانیاهو و ترامپ، واژگانی، چون «گذشت» و «فراموشی» اساساً فاقد معنا هستند.
اکنون سرنوشت نتانیاهو در سرزمینهای اشغالی، به شکلی طعنهآمیز مشابه روزهای انزوای ترامپ در اواخر دوره نخست ریاستجمهوریاش شده است. نظرسنجیهای تازه نشان میدهد صورتبندی قدرت به زیان حزب حاکم رقم خورده است؛ جریان «یشار» به رهبری گادی آیزنکوت با تصاحب ۲۳ کرسی پیشتاز است، لیکود نتانیاهو به جایگاه دوم (۲۱کرسی) تنزل یافته و ائتلاف «باهم» به سرکردگی نفتالی بنت با ۱۴کرسی در تعقیب آنهاست. در موازنه بلوکها نیز جناح حامی نتانیاهو با ۴۸ کرسی در برابر جبهه ۵۷کرسی مخالفان - که با الحاق حزب «خانه صهیونیستی» به ۶۱ کرسی میرسد - در موضع ضعف مطلق قرار دارد (در کنار ۱۱ کرسی احزاب عربی).
برآوردها آشکار نشان میدهد که نتانیاهو شانسی برای بقا در پای صندوقهای نامشروع رأی در اراضی اشغالی ندارد و ترامپ نیز انگیزهای برای نجات او خرج نمیکند. هرچند عناصری در سنا نظیر تد کروز و تام کاتن، یا چهرههایی در پنتاگون و دستگاه دیپلماسی مانند پیت هگست و مارکو روبیو سرسختانه خواهان استمرار نخستوزیری او هستند، اما شخص ترامپ در خلوت محاسباتی خویش در پی فرصتی برای وارد آوردن ضربه نهایی است. برخی تحلیلها میگوید ما در آستانه صحنهای تاریخی قرار داریم که در آن شرارت، قربانی شرارتی دیگر میشود؛ جایی که سلاح دو همپیمان دیروز، به سوی سینههای یکدیگر نشانه میرود. یک خطای تحلیلی بنیادین آن است که همبستگی کانونهای شر را پیوندی ابدی بدانیم. شرارت ماهیتاً از ایجاد تعهد پایدار ناتوان است. این اتحادها صرفاً تا زمانی برقرارند که منافع کوتاهمدت ایجاب کند. دو قطبی که کمترین اعتمادی به یکدیگر ندارند، حتی در اوج همپیمانی، فرضیههای خیانت متقابل را مرور میکنند. هرگاه توازن سود به هم بخورد یا یکی از طرفین هزینه سنگینتری را متحمل شود، بذر عداوت جوانه میزند. در این میان، ناکامی سنگین و تحقیرآمیز مشترک نتانیاهو و ترامپ در «جنگ رمضان» این فرسایش را شتاب بخشیده است. گزارشها میگویند ترامپ در پشت پرده، محاسبات جنونآمیز نتانیاهو را عامل کشیده شدن پای امریکا به صحنه شکست در برابر ایران میداند و در مقابل، نتانیاهو مدعی است که ترامپ خود شریک و مشتاق این قمار فاجعهبار بوده و حق ندارد شکست را یکطرفه به پای تلآویو بنویسد.