جوان آنلاین: بازدهی بازارها در دومین ماه تابستان ۱۴۰۵ نشان میدهد بورس بهترین عملکرد را میان کلاسهای دارایی ثبت کرده است. بازدهی مثبت ۲۲درصدی شاخص کل در مرداد، در حالی رقم خورد که سایر داراییها فاصله محسوسی با بورس داشته است.
عملکرد متفاوت بازارها در مرداد ماه نشان میدهد بخشی از نقدینگی در این ماه به سمت بازار سرمایه حرکت کرده است. رشد قابل توجه بورس در شرایطی رخ داده که برخی بازارهای موازی از جمله دلار، طلا و بازار خودرو، بازدهی کمتری داشته یا حتی با کاهش قیمت مواجه شدهاند. بررسیها نشان میدهد بازار نقره با بازدهی ۱۷ درصدی در رتبه دوم قرار گرفت و طلا نیز رشد ۱۲درصدی را تجربه کرد. اوراق بدهی با بازدهی ۳/۳ درصدی و مسکن با رشد ۵/۲ درصدی در رتبههای بعدی قرار گرفتند. در مقابل، بازار ارز و خودرو در مردادماه با افت همراه شدند، بهطوری که قیمت دلار یک درصد کاهش یافت و خودروهای داخلی و خارجی نیز هر کدام افت ۵/۲ درصدی را ثبت کردند.
واگرایی دلار و طلا در مرداد
نکته قابل توجه بازارها در مرداد ۱۴۰۵ همزمانی افت قیمت دلار با رشد نسبی قیمت طلا بود. به طور سنتی رابطه مستقیمی بین قیمت دلار با طلا وجود دارد، اما در مردادماه امسال به رغم کاهش نرخ دلار، قیمت طلای داخلی بازدهی ۱۲درصدی را ثبت کرد. مهمترین دلیل این مسئله در افزایش قیمت اونس جهانی بود. نرخ طلای جهانی پس از ثبت چندین ماه افت، در روزهای پایانی مرداد ماه رشد قابل توجهی را ثبت کرد و به ۴ هزار و ۶۰۰ دلار رسید. این فاصله نشان میدهد در هفتههای اخیر موتور بازار طلا از دلار داخلی جدا شده و افزایش بهای جهانی طلا، تغییر انتظارات و تفاوت ساختار ابزارهای سرمایهگذاری، معادله بازدهی را تغییر داده است. محمد شعبانی، کارشناس اقتصادی درباره بازدهی داراییها در مردادماه گفت: جدول یکماهه بهخوبی نشان میدهد که نگاه کردن به بازار طلا صرفاً از دریچه دلار اشتباه است. کسی که یک ماه قبل تتر خریده، امروز حدود ۲ درصد در زیان است، اما کسی که طلای ۱۸ عیار داشته حدود ۶درصد بازده گرفته است. بنابراین منشأ این اختلاف را باید عمدتاً در اونس جهانی و تفاوت ساختار ابزارها جستوجو کرد. او افزود: صندوقهای طلا نیز دقیقاً معادل طلای ۱۸ عیار نیستند. ترکیب شمش و سکه، تغییر حباب، فاصله قیمت تابلو با NAV و نحوه مدیریت دارایی صندوق میتواند باعث شود در یک دوره صندوقها کمی بیشتر یا کمتر از طلای فیزیکی بازده داشته باشند. این کارشناس ادامه داد: نکته مهم برای ماه آینده این است که سرمایهگذار باید دلار و اونس را همزمان ببیند. اگر یکی صعود کند و دیگری نزولی باشد، دوباره شاهد چنین واگراییهایی خواهیم بود، اما اگر جهت این دو متغیر یکی شود، حرکت طلای داخلی میتواند بسیار قویتر باشد.
بورس در مسیر تثبیت رونق
همزمان با افت قیمت دلار، بازار سرمایه، اما رشد داشت که نشان میدهد بورس توانسته بخشی از نقدینگی موجود در بازارهای موازی و داراییهای فیزیکی را به سمت خود جذب کند. با این حال رشد سریع شاخصهای بورسی به معنای پایان ریسکهای بازار نیست. تداوم ورود نقدینگی، وضعیت سودآوری شرکتها، چشمانداز متغیرهای اقتصادی و تحولات سیاسی از جمله عواملی هستند که میتوانند مسیر بورس در ماههای آینده را تعیین کنند. شاخص کل بورس در آخرین روز مرداد ماه از مرز ۶میلیون واحد عبور کرد، موضوعی که توجه فعالان بازار را به پایداری رشد اخیر و احتمال ورود بازار به مرحله جدیدی از معاملات جلب کرده است. عواملی همچون کاهش بخشی از ریسکهای سیاسی، افزایش انتظارات تورمی، ارزندگی نسبی سهام پس از یک دوره طولانی رکود و افزایش تقاضا در بازار سرمایه از جمله عوامل مؤثر بر رشد بورس عنوان میشوند.
چشم بازار به نرخ سود و نقدینگی
عملکرد بازارها در مردادماه در مجموع نشان میدهد در صورت ایجاد جذابیت نسبی در قیمت سهام، بازار سرمایه میتواند به مقصد اصلی سرمایههای سرگردان تبدیل شود. بر این اساس، مهمترین پیام مردادماه برای بازارهای مالی، علاوه بر صدرنشینی بورس، بازگشت نسبی تقاضا و اعتماد به بازار سرمایه پس از یک دوره رکود است، موضوعی که میزان پایداری آن در ماههای آینده تعیینکننده خواهد بود. بهنام صمدی، کارشناس بازار سرمایه با اشاره به عبور بورس از مرز ۶میلیون واحد در آخرین روز مرداد گفت: اگرچه ارزش بورس هنوز به سقف تاریخی که در شش سال پیش تجربه کرده نرسیده، اما بازار در سه ماه گذشته چندین بار خریداران و فروشندگان را در تنگنا قرار داده و بسیاری از فروشندگان را غافلگیر کرده است. از سوی دیگر بسیاری از کارشناسان اظهارات اخیر رئیسکل بانک مرکزی مبنی بر عدم تغییر نرخ سود بانکی را نیز بر وضعیت آینده بازار تأثیرگذار میدانند. نرخ سود بانکی یکی از متغیرهای کلیدی در تصمیم سرمایهگذاران است. در سادهترین حالت، سرمایهگذار میان گزینههای مختلف برای کسب بازدهی مقایسه انجام میدهد؛ سپرده بانکی، اوراق با درآمد ثابت، طلا، ارز، مسکن یا سهام. هرچه نرخ سود بدون ریسک افزایش پیدا کند، بخشی از سرمایهگذاران ممکن است ترجیح دهند منابع خود را به سمت گزینههایی با بازدهی مشخصتر و ریسک کمتر منتقل کنند. در مقابل اگر چشمانداز افزایش نرخ سود از میان برود، جذابیت نسبی داراییهای پرریسک از جمله سهام افزایش پیدا میکند. این موضوع، بهویژه در شرایطی که بازار سرمایه در حال تجربه روند صعودی است، میتواند بر رفتار معاملهگران اثرگذار باشد. بنابراین اظهارات رئیسکل بانک مرکزی را میتوان از دو زاویه برای بورس بررسی کرد؛ نخست، از منظر هزینه فرصت سرمایهگذاری و دوم، از منظر انتظارات تورمی و نقدینگی.
در شرایطی که بازار انتظار افزایش نرخ سود داشته باشد، سرمایهگذار برای ورود به بورس باید بازدهی بالاتری را مطالبه کند. در نتیجه ارزشگذاری سهام تحت فشار قرار میگیرد و نسبت قیمت به سود شرکتها نیز میتواند با محدودیت مواجه شود. اما وقتی بانک مرکزی اعلام میکند که فعلاً برنامهای برای افزایش نرخ سود ندارد، بخشی از این نگرانی کنار میرود. در نتیجه سرمایهگذاران ممکن است احتمال دهند که منابع بیشتری به سمت بازار سرمایه حرکت کند. این مسئله میتواند بهخصوص برای سهام شرکتهایی که از نظر بنیادی وضعیت مناسبی دارند، محرک تقاضا باشد. البته نباید صعود متوالی بورس را صرفاً به ثبات سود بانکی نسبت داد. بازار سرمایه در هفتههای اخیر تحت تأثیر مجموعهای از عوامل از جمله روند قیمت ارز، انتظارات اقتصادی، تحولات سیاسی، رشد قیمت سهام پس از دوره رکودی و افزایش ورود نقدینگی قرار داشته است. اگر فرض کنیم سیاست بانک مرکزی در ماههای آینده نیز بر حفظ نرخهای فعلی و پرهیز از افزایش نرخ سود استوار باشد، این وضعیت در کوتاهمدت میتواند برای بازار سرمایه مطلوب باشد. مهمترین اثر آن، کاهش یک ریسک سیاستی برای بورس است.
رقابت بازارها بر سر جذب سرمایههای سرگردان
در چنین شرایطی، اگر سایر متغیرها نیز در مسیر مناسبی حرکت کنند، بازار میتواند به سمت افزایش ارزش معاملات، ورود بیشتر سرمایه حقیقی و رشد تدریجی قیمت سهام حرکت کند، بهخصوص شرکتهای بزرگ و صنایع صادراتمحور که درآمدهای آنها به نرخ ارز وابستگی دارد، میتوانند همچنان مورد توجه بازار قرار گیرند. با این حال، ثابت ماندن نرخ سود بهتنهایی تضمینکننده ادامه رشد بورس نیست. به گفته کارشناسان، اگر نرخ تورم بالا بماند، نرخ سود واقعی همچنان میتواند منفی باشد و در نتیجه سرمایهگذاران به دنبال داراییهایی بروند که توانایی بیشتری برای حفظ ارزش پول دارند. بورس در این حالت میتواند یکی از گزینههای سرمایهگذاری باشد، اما همزمان بازار طلا، ارز و سایر داراییها نیز رقیب آن خواهند بود. از سوی دیگر، رشد سریع شاخص نیز یک هشدار برای بازار محسوب میشود. عبور شاخص از مرز ۶میلیون واحد، اگرچه از نظر روانی اتفاقی مهم است، اما هرچه سرعت رشد قیمتها بیشتر شود، احتمال افزایش شناسایی سود و شکلگیری اصلاحهای کوتاهمدت نیز افزایش مییابد. به همین دلیل، تداوم روند صعودی باید با افزایش ارزش معاملات، ورود نقدینگی و رشد متوازن شرکتها همراه شود.