کد خبر: 1374268
تاریخ انتشار: ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۳۰
حمیدرضا شاه‌نظری
1 در اسطوره‌های ایرانی، ققنوس پرنده‌ای است که در آتش می‌سوزد و از خاکستر خود، نیرومندتر برمی‌خیزد. این اسطوره، صرفاً یک داستان افسانه‌ای نیست، بلکه یک کهن‌الگو است که از واقعیت تاریخ ایرانیان نشئت گرفته است

در اسطوره‌های ایرانی، ققنوس پرنده‌ای است که در آتش می‌سوزد و از خاکستر خود، نیرومندتر برمی‌خیزد. این اسطوره، صرفاً یک داستان افسانه‌ای نیست، بلکه یک کهن‌الگو است که از واقعیت تاریخ ایرانیان نشئت گرفته است. اگر به جنگ ۱۲ روزه، جنگ ۴۰ روزه و جنگ ۱۷ روزه اخیر نگاه کنیم، دشمن تصور می‌کرد با هر حمله، ایران را به عقب می‌راند و به تسلیم و پایان مقاومت می‌کشاند، اما ایران هر بار یک گام به جلو آمد و باعث شگفتی شد. جنگ ۱۲ روزه تمام شد و دشمن خیال کرد نفس ایران بریده و ایران در موضع ضعف است، اما در جنگ ۴۰ روزه، ایران قوی‌تر، هماهنگ‌تر، تهاجمی‌تر و دقیق‌تر ظاهر شد. چندی بعد سکوت صحنه نبرد نظامی بعد از امضای تفاهم‌نامه میان رؤسای جمهور ایران و امریکا رخ داد و دشمن بار دیگر خیال کرد معادله تغییر کرده است، اما در حمله ۱۷ روزه امریکا، ایران چنان جنگید که به اعتراف خود غربی‌ها، «ترس و حیرت» در محاسبات دشمن رخنه کرد. 
این سیر صعودی، تصادفی نیست. این، نشئت گرفته از روحیه ایرانی و نشان‌دهنده یک الگوی راهبردی است، هر تهاجم، یک جهش راهبردی. احکام جدید صادره در انتصابات فرماندهان نیرو‌های مسلح از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی، در واقع جمع‌بندی همین الگو است، دوران اقدامات واکنشی ایران تمام و دوران جدیدی آغاز شده است. مهم‌ترین جمله این احکام، کوتاه‌ترین آنهاست: «آمادگی هوشمندانه برای اجرای عملیات تهاجمی پرقدرت علیه دشمن». برای دهه‌ها، ادبیات رسمی جمهوری اسلامی ایران بر «بازدارندگی» استوار بود، بر این منطق که اگر دشمن بداند پاسخ واکنشی ایران ویرانگر خواهد بود، حمله نخواهد کرد. اما حالا فرماندهی کل قوا از سپاه می‌خواهد که «تهاجمی» باشد و بازدارندگی، در «قدرت تهاجم» تعریف می‌شود. این یک چرخش دکترینال است، چرخشی از «انتظار برای ضربه» به «ابتکار عمل تهاجمی». 
چینش سایر فرماندهان و مأموریت‌های محوله به آنان نیز با همین منطق هماهنگ است. سرلشکر ایزدی، «ژنرال سایه»، سال‌ها در سکوت و در سطح راهبردی طراحی کرده و حالا جانشین سپاه شده است. این انتصاب، یک پیام راهبردی دارد، سپاه در دوره جدید، بیش از هر چیز به «طراح» نیاز دارد. در کنار او و در رأس فرماندهی سپاه، سرلشگر وحیدی قرار دارد، مردی که روزگاری نیروی قدس را هدایت می‌کرد و عملیات‌های فرامرزی را در کارنامه دارد و دشمنان، به‌خصوص صهیونیست‌ها، خاطرات ناخوشایندی از او دارند. حضور این دو در کنار هم، یک «ترکیب راهبردی» است از ادغام عرصه راهبرد و عملیات. در ستاد کل نیرو‌های مسلح، ادغام ستاد با قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا، یعنی حذف معاونت‌های موازی و افزایش سرعت تصمیم‌گیری برای اقدامات تهاجمی. در مقطعی که در عرصه نظامی، زمان یک اصل اساسی است، سرعت، یک سلاح مهم است. امیر حیدری نیز در جانشینی، مأموریتی سه‌وجهی دارد: توانمندی دفاعی، بنیه معنوی و معیشت نیروها. این سه، اضلاع یک استراتژی واحدند، نیروی مسلح آماده برای زدن شدیدترین ضربات به دشمن. اما شاید بتوان مهم‌ترین تحول را در حکم حجت‌الاسلام طائب برای بسیج دید: «تقویت شبکه اطلاعات مردمی با بهره‌گیری از فناوری‌های نوین». این جمله، بازتولید ایده «جمعیت اطلاعاتی بودن آحاد مردم» امام خمینی (ره) است، اما این بار در عصر هوش مصنوعی و جنگ ترکیبی. این حکم نشان می‌دهد که «ضلع خیابان» دیگر پشتیبان عرصه نظامی نیست، بلکه جزئی از معماری دفاعی و امنیتی امروز ایران است. با این حکم و عملیاتی شدن آن، باید انتظار داشت میلیون‌ها چشم و گوش در محلات، مساجد و شبکه‌های اجتماعی، به «توانمندی اطلاعاتی توزیع‌شده» تبدیل شوند که هیچ ساختار متمرکزی توان رقابت یا سرکوب آن را ندارد. 
البته در فرامتن این احکام، حقایقی است که شاید عقلای دشمن متوجه آن شده باشند. هرچند در تهاجم به ایران و جنایاتی که در ایران رقم زدند، نشانی از این عقلانیت دیده نشد. دشمنان اگر عاقل بودند، پیش از تهاجم به ایران در بیش از یک سال گذشته، تاریخ ایران را به دقت و چندباره می‌خواندند که اگر خوانده بودند، می‌دیدند که ایرانیان حتی پس از شکست‌های نظامی نیز به سرعت قدرت خود را بازیافته‌اند و دشمنان خود را نابود کرده‌اند. تاریخ این سرزمین پر است از نمونه‌هایی که دشمن گمان کرد کار ایران تمام شده، اما ایران از دل خاکستر برخاست و ضربه را با ضربه‌ای سخت‌تر پاسخ داد. این، در حالی است که ایران امروز نه از موضع شکست، که از موضع پیروزی در برابر مسلح‌ترین ابرقدرت تاریخ و متحدانش وارد مرحله‌ای جدید می‌شود. امروز پرچم خون‌خواهی بلند شده است و این پرچم، تا گرفتن انتقام بر زمین نخواهد نشست. اگر دشمنان تاریخ ایران را با دقت بخوانند، خواهند دید که دست انتقام ایرانی چگونه بار‌ها سراسر سرزمین‌های دشمنان جنایتکار را درنوردیده و انتقام خون مردم بی‌گناه و رهبران خود را گرفته است. ایرانیان ملتی نیستند که خون عزیزان خود را فراموش کنند. آنان صبری راهبردی دارند، اما همواره در موقعیت مناسب، تاریخ را با نابودی جنایتکاران ورق زده‌اند. 
علاوه بر فرامتن فوق، پیام احکام جدید فرماندهان نظامی روشن است و آن را در یک جمله کوتاه می‌توان نوشت: دوران پدافند گذشته است. جمهوری اسلامی از «بازدارندگی واکنشی» به «آمادگی تهاجمی هوشمند» در حال گذار است. دشمن باید بداند که هر ضربه‌ای زده، ایران را یک گام به جلو هل داده است. ایران امروز انتخاب کرده که منتظر نماند و صرفاً واکنش نشان ندهد، بلکه ابتکار عمل را به دست گیرد و این، چیزی است که دوستان و دشمنان باید در محاسبات خود وارد کنند: آنچه پیش روست، یک فصل تازه از عظمت و قدرت ملت ایران است.

برچسب ها: جنگ 12 روزه ، ارتش ، دفاع
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار