معضلات غیرقابلکنترل و اجتنابناپذیر ناو آبراهام لینکلن، نمادی از پیدایش مشکلات فرسایشی در سیستم نظامی امریکا در پس جنگ با ایران است جوان آنلاین: معضلات غیرقابلکنترل و اجتنابناپذیر ناو آبراهام لینکلن، نمادی از پیدایش مشکلات فرسایشی در سیستم نظامی امریکا در پس جنگ با ایران است. ناوهای هواپیمابر امریکا مرکز ثقل قدرت نظامی این کشور محسوب میشوند و در طول چند دهه اخیر، تنها اعزام و نمایش قدرت آنها باعث شده است کشور مقابل تسلیم شود یا رفتار خود را تغییر دهد.
ازاینرو، هر رویدادی که نشان دهد توانایی ناو برای ادامه مأموریت دچار چالش شده، به نوعی بیان میکند که دوران فرسایش و ضعف توان کل سیستم نظامی امریکا در جنگ آغاز شده است.
طبق گزارشهای متعدد در رسانههای غربی، ادامه مأموریت طولانی و بیسابقه بیش از هشت ماهه ناو آبراهام لینکلن، به تشدید بحران انسانی و فرسودگی روانی، کمبود مواد غذایی و مشکلات بهداشتی در میان ۵ هزار ملوان و تفنگدار دریایی منجر شده و حتی چندین ملوان تلاش کردهاند خودکشی کنند و خود را به دریا بیندازند. اما فرسایش این ناو، فراتر از عوامل جبری خودساخته، به تهدیدات نامتقارن ایران نیز مرتبط است. طبق گزارشها، حملات نقطهزن و راهبردی ایران به پایگاههای نیروی دریایی امریکا در بحرین توانسته لجستیک دریایی امریکا را دچار چالش اساسی کند که بخشی از مشکلات ناو هم متأثر از این ضربات است. بر اساس گزارش نیویورکتایمز، حملات ایران باعث شد خط تدارکات ناو لینکلن به پایگاه دیهگو گارسیا در اقیانوس هند منتقل شود. این دوری مسیر، یکی از دلایل اصلی کمبود سوخت، غذا و آب سالم در این ناو عنوان شده است.
در واقع، ایران با ارزیابی چگونگی آسیبپذیری ناوهای امریکایی، به طور غافلگیرانه نقشههایی را برای ضربه زدن به آنها در منطقه طراحی میکند که فراتر از حملات مستقیم به آنهاست. پیش از این، ناو آبراهام لینکلن در دوران جنگ، در پی حملات موشکی و پهپادی ایران مجبور به عقبنشینی شده بود.
از آنجا که مشکل ناو آبراهام لینکلن سرآغاز بروز بحران نظامی امریکا در آبهای پیرامون ایران است و میتواند با نمایش ضعف در ناوگان ادعایی دریایی، انگیزه تهران را برای طولانیتر کردن جنگ و تداوم حملات به سمت پایگاههای لجستیک سوق دهد، کاخ سفید تلاش میکند آن را کتمان کند. البته این تنها پیامدهای میدانی است و از نظر داخلی، ترامپ و اسلافش در برابر مخالفان جنگ در امریکا مجبورند وانمود کنند که وقایع آنقدر هم تأثیرگذار نیستند. به همین دلیل، ترامپ روز جمعه در میان پرسش خبرنگاران تلاش کرد نشان دهد نگرانی خاصی در این رابطه وجود ندارد و گفت به نظر او، آبراهام لینکلن هنوز «تقریباً به اندازه کافی» در مأموریت نبوده است. پیت هگست، وزیر جنگ، نیز گفت که شرایط ناو آبراهام لینکلن «بهکلی تحریف شده» است.
با این وجود، نگرانیهای عمده از تداوم جنگ با ایران که هیچ چشمانداز مثبتی در آن دیده نمیشود، واکنشهایی را در امریکا برانگیخت. پس از خبرساز شدن وضعیت تدارکاتی ناو آبراهام لینکلن، جمعی از اعضای مجلس نمایندگان امریکا در نامهای به هونگ کائو، سرپرست نیروی دریایی این کشور، خواستار توضیح در این باره شدند. از سوی دیگر، پس از حاشیههای پیرامون وضعیت ناو لینکلن، گزارشهایی از حرکت ناو جورج واشینگتن به سمت منطقه منتشر شد که حاکی از جانشینی آن در مأموریتهای این ناو برای فروکش کردن جنجالهای داخلی و وقوع اعتراض میان مخالفان و تلاش برای نگه داشتن سطوح تهدید علیه ایران است.
با این وجود، بسیاری از تحلیلگران معتقدند جایگزینی لینکلن با جرج واشینگتن، تنها بخشی از مشکل را از یک ناو به ناو دیگر منتقل میکند و همزمان با دور کردن یک ناو هواپیمابر از منطقه هند- اقیانوس آرام، توان بازدارندگی امریکا را در این منطقه کاهش میدهد.
پیش از این، گزارشهای متعددی در مورد کاهش توانمندیهای نظامی امریکا و در نتیجه کاهش بازدارندگی آن مخابره شده بود. به گفته آنها، ذخایر مهمات دقیق و موشکهای پدافندی امریکا در جنگ با ایران به شدت کاهش پیدا کرده است. برآورد مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی نشان میدهد امریکا حدود ۶۵ درصد از ذخایر پیش از جنگ موشکهای رهگیر پاتریوت و ۳۸درصد از ذخایر تاد خود را مصرف کرده و بازسازی برخی ذخایر، بهویژه موشکهای پاتریوت، تاد و تاماهاوک، ممکن است چند سال زمان ببرد. مشکل فقط کمبود موجودی نیست؛ ظرفیت تولید امریکا نیز برای جبران سریع مصرف جنگی کافی نیست. برای نمونه، تولید سالانه موشکهای تاماهاوک در سالهای اخیر کمتر از ۲۰۰ فروند بوده، در حالی که بیش از هزار فروند در جنگ ایران مصرف شده است.
فرسایش محاصره
روایت مشکلات ناو آبراهام لینکلن گویای فرسایش در ناوگان دریایی نظامی با مأموریتهای چندگانه، چون ایجاد محاصره برای ایران در منطقه است. پیش از محاصره، بسیاری از کارشناسان اذعان کرده بودند که امریکا فاقد توانایی ایجاد محاصره طولانیمدت علیه ایران است؛ محاصرهای که ترامپ به دلیل پیامدهای آن برای ایران، از جنگ بهتر میداند. ازاینرو، اتفاقاتی که در ناو آبراهام لینکلن رخ داده، نمایان شدن آغاز بحرانی برای تداوم محاصره است که کارشناسان نسبت به آن هشدار داده بودند. آنها میگویند ناتوانی امریکا در تداوم محاصره دریایی طولانیمدت ایران، ریشه در ترکیبی از چالشهای نظامی، هزینههای سرسامآور اقتصادی، فشارهای داخلی سیاسی و محدودیتهای دیپلماتیک دارد. از نظر آنها، امریکا فاقد این توانایی است که بهطور مستمر کشتیها را رهگیری، شناسایی، متوقف و در صورت لزوم بازرسی کند و همزمان از نیروهای خود در منطقه در برابر حملات ایران محافظت نماید. دانا استرول، مقام ارشد سابق پنتاگون، درباره عملیاتیکردن محاصره گفته بود ترامپ به دنبال یک راهحل سریع است، اما واقعیت این است که این مأموریت «دشوار است و امریکا بهتنهایی نمیتواند آن را اجرا کند و احتمالاً در میانمدت و بلندمدت پایدار نیست».
عامل مهمتر، بسته بودن تنگه هرمز توسط ایران است که به یک سلاح راهبردی بلامنازع تبدیل شده است. ایران در کنار داشتن توان نظامی بسیار بالاتر، تنگه هرمز را در اختیار دارد و طولانیشدن رویارویی میتواند اقتصاد جهانی و بهویژه قیمت سوخت در امریکا را تحت فشار قرار دهد. این در حالی است که امریکا، با وجود به کارگیری همه ابزارهای نظامی و سیاسی علیه تنگه هرمز و حتی آسیب به مراکز دیدبانی، نتوانسته کوچکترین خللی در مدیریت این تنگه توسط ایران به وجود آورد.
در نتیجه، فراتر از عملیاتها و حملات هوشمندانه ایران که ضربات مهمی به امریکا وارد کرده، راهبرد ایران برای طولانیتر کردن جنگ، به طور خودجوش به فرسایش امریکا در منطقه کمک شایانی میکند. بر همین اساس، میتوان تهدیدات مستمر و فشرده شخص ترامپ و حملات ضربآهنگ و بدون محاسبه امریکا به مراکز جنوبی کشور و چرخشهای مداوم در راهبرد جنگی علیه ایران را در جنگ تحلیل نمود.