جوان آنلاین: قسط، دیگر راهی برای خرید ارزان و آسان نیست و شوربختانه به راهی برای گرانتر خریدن تبدیل شده است و در شرایطی که فشار معیشتی و کاهش قدرت خرید، خانوارها را در تنگنا قرار داده، سکوهای برخط با تبلیغات رنگارنگ، بازار خرید اعتباری و فروش اقساطی آنلاین را داغ کردهاند و با عرضه اعتبارهای چندصد میلیون تومانی، خرید کالا را آسان جلوه میدهند، اما بررسی سازوکار این خدمات و نمونهای مانند طرح اعتباری دیجیکالا، از هزینههایی حکایت دارد که پشت ویترین خرید آسان پنهان میماند، به طوری که سود، اشتراک، کارمزد و تعهدات در یک طرح ۲۰۰ میلیون تومانی، هزینه نهایی اعتبار را به ۲۵۴ میلیون و ۷۸۳ هزار و ۲۰۰ تومان میرساند.
رشد خرید اعتباری را نمیتوان فقط حاصل تغییر رفتار مصرفکننده دانست، چراکه کاهش قدرت خرید و افزایش قیمت کالاها، بسیاری از خانوارها را به سمت خرید اقساطی سوق داده است که در ظاهر فشار پرداخت را کم میکند و امکان خرید کالاهایی را فراهم میآورد و سکوهای برخط با استفاده از همین نیاز، خدمات اعتباری خود را گسترش دادهاند و با عباراتی مانند «اعتبار فوری»، «خرید آسان» و «پرداخت اقساطی» تلاش میکنند تصمیم خرید را برای مشتری سادهتر کنند. اصل ارائه اعتبار، به خودی خود مسئلهای منفی نیست، اما مسئله از جایی آغاز میشود که مشتری به جای دیدن «قیمت واقعی اعتبار»، تنها مبلغ وام یا رقم قسط را میبیند و وقتی گفته میشود متقاضی میتواند ۲۰۰ میلیون تومان اعتبار دریافت کند، ذهن مشتری روی همین عدد متمرکز میشود، در حالی که نکته اصلی باید این باشد که چه مقدار از این اعتبار واقعاً در اختیار او قرار میگیرد و در پایان چه مبلغی از جیب او خارج خواهد شد. طرح ادعایی دیجیکالا یکی از همین طرحهای اعتباری است که وام بانکی ۲۰۰ میلیون تومانی را با بازپرداخت ۱۲ ماهه و سود سالانه ۲۳ درصد عرضه میکند و مبلغ هر قسط ۱۸ میلیون و ۸۱۵ هزار و ۳۰۰ تومان اعلام شده و مجموع اقساط به ۲۲۵ میلیون و ۷۸۳ هزار و ۲۰۰ تومان میرسد، تا اینجا مشتری با هزینه مالی ۲۵ میلیون و ۷۸۳ هزار و ۲۰۰ تومانی روبهرو است، اما ماجرا در همین نقطه تمام نمیشود.
برای دریافت این اعتبار، خرید اشتراک تیتانیوم به مبلغ ۲۹ میلیون تومان نیز در نظر گرفته شده است؛ بنابراین هزینهای که باید کنار سود تسهیلات محاسبه شود، به ۵۴ میلیون و ۷۸۳ هزار و ۲۰۰ تومان میرسد و مجموع پرداخت مشتری در پایان دوره به ۲۵۴ میلیون و ۷۸۳هزار و ۲۰۰ تومان افزایش پیدا میکند. به زبان ساده، کسی که با وعده اعتبار ۲۰۰ میلیون تومانی وارد این فرایند میشود، در پایان ۵۴ میلیون و ۷۸۳ هزار و ۲۰۰ تومان بیشتر از اصل وام پرداخت خواهد کرد.
اینجا تفاوت میان «نرخ سود اعلامی» و «هزینه واقعی اعتبار» خودنمایی میکند و وقتی نرخ ۲۳ درصد در تبلیغ برجسته میشود، مشتری ممکن است فکر کند هزینه دریافت اعتبار همین میزان است، اما هزینه اشتراک ۲۹ میلیون تومانی، اگر شرط دریافت اعتبار باشد، بخشی از هزینه دسترسی به این پول محسوب میشود و نمیتوان آن را از محاسبه قیمت واقعی اعتبار کنار گذاشت.
کوچکنمایی اعداد بزرگ!
یکی از مهمترین روشهای فروش در بازار خرید اقساطی، تبدیل قیمت بزرگ به ارقام ماهانه است و مشتری به جای اینکه با قیمت نهایی روبهرو شود، با جملهای مانند «ماهی فلان مبلغ» مواجه میشود و این تغییر ساده در نحوه ارائه قیمت، تصمیم خرید را تحت تأثیر قرار میدهد و رقم قسط ممکن است برای مشتری قابل تحمل به نظر برسد، اما مجموع پرداخت در پایان دوره فاصله زیادی با قیمت نقدی کالا خواهد داشت.
این مسئله وقتی بحرانیتر میشود که خرید اعتباری با هزینههای متعدد همراه باشد و مشتری باید قیمت نقدی کالا، مجموع اقساط، سود، کارمزد، هزینه اشتراک و سایر پرداختهای اجباری را کنار هم بگذارد و اگر یکی از این ارقام از محاسبه حذف شود، قیمت واقعی خرید مشخص نخواهد شد. بازار اعتبار آنلاین دقیقاً از همین نقطه رشد کرده است و مشتریانی که توان پرداخت نقدی ندارند، به اعتبار نیاز پیدا میکنند و فروشگاهها نیز از طریق این اعتبارها به مشتریانی دسترسی پیدا میکنند که در حالت خرید نقدی، شاید امکان خرید نداشته باشند و پلتفرم اعتباری نیز از ایجاد این تراکنش درآمد کسب میکند؛ بنابراین سه ضلع این بازار؛ فروشنده، ارائهدهنده اعتبار و مشتری، منافع متفاوتی دارند و مصرفکننده باید بداند در نهایت هزینه این زنجیره را چه کسی پرداخت میکند.
در بسیاری از این طرحها، اعتبار به شکل پول نقد آزاد در اختیار مشتری قرار نمیگیرد و فقط برای خرید از فروشگاههای مشخص یا شبکه طرف قرارداد قابل استفاده است و این تفاوت مهمی میان وام نقدی و اعتبار خرید ایجاد میکند و فردی که وام نقدی دریافت میکند، درباره محل مصرف پول اختیار بیشتری دارد، اما در خرید اعتباری، اعتبار از ابتدا به یک چرخه مشخص خرید متصل شده است.
این سازوکار برای پلتفرم و فروشگاه جذاب است، زیرا اعتبار ایجاد شده مستقیماً به فروش تبدیل میشود و مشتری نیز کالای موردنظر خود را زودتر دریافت میکند، اما در مقابل بخشی از درآمد ماههای آینده خود را متعهد میشود و اگر هزینه اعتبار بالا باشد، ممکن است کالایی که با هدف رفع یک نیاز خریداری شده، فشار مالی بیشتری بر خانوار وارد کند. در نمونه مورد بررسی، ضمانت دریافت اعتبار با سفته انجام میشود و سفته به خودی خود به معنای آن نیست که مشتری الزاماً بیش از مبلغ قرارداد بدهکار است، اما وجود چنین ضمانتی، موضوعی نیست که متقاضی بتواند بدون مطالعه قرارداد از کنار آن عبور کند و شرایط استفاده از سفته، نحوه وصول، وضعیت تسویه زودهنگام و پیامد تأخیر در پرداخت باید پیش از پذیرش اعتبار برای مشتری روشن باشد.
مسئله دیگر به شرایط اقتصادی خانوارها بازمیگردد و خانوادهای که به دلیل کاهش قدرت خرید به سراغ اعتبار میرود، معمولاً از ابتدا با محدودیت درآمد مواجه است؛ بنابراین قسط ماهانه برای چنین خانواری صرفاً یک پرداخت معمولی نیست و بخشی از درآمد آینده است که پیشاپیش مصرف شده است؛ بنابراین اگر مبلغ اقساط با درآمد خانوار تناسب نداشته باشد، یک خرید ساده ممکن است به زنجیرهای از بدهیها منجر شود. از همینرو، تبلیغ اعتبار بدون نمایش هزینه نهایی، مصرفکننده را به سمت تصمیمی سوق میدهد که ممکن است تمام ابعاد آن را ندیده باشد؛ بنابراین شفافیت در این بازار باید از همان نخستین صفحه پیشنهاد آغاز شود و مشتری باید بتواند بدون ورود به چندین مرحله، مبلغ اعتبار، مبلغ واقعی دریافتی، مجموع اقساط، هزینه اشتراک، کارمزدها و کل مبلغ بازپرداخت را در یک قاب ببیند.
مردم باید قیمت واقعی اعتبار را ببینند
مشکل اصلی خرید اعتباری، وجود سود یا دریافت کارمزد نیست. ارائهدهنده اعتبار برای تأمین مالی، ایجاد زیرساخت، پذیرش ریسک و ارائه خدمات هزینه میکند و دریافت هزینه مالی در یک قرارداد اعتباری امر عجیبی نیست و مسئله، نحوه نمایش این هزینههاست و وقتی یک رقم بزرگ در تبلیغ برجسته میشود و هزینههای دیگر در مراحل بعدی آشکار میشوند، مصرفکننده قدرت مقایسه خود را از دست میدهد.
برای مثال، در طرح مورد بررسی اگر مشتری فقط مبلغ ۲۰۰ میلیون تومان اعتبار و نرخ ۲۳ درصد را ببیند، ممکن است فکر کند با یک وام نسبتاً مشخص مواجه است، اما وقتی ۲۹ میلیون تومان هزینه اشتراک نیز به آن اضافه میشود، مجموع پرداخت به ۲۵۴ میلیون و ۷۸۳ هزار و ۲۰۰ تومان میرسد و همین یک عدد برای تصمیمگیری کافی است و مشتری باید بداند در پایان قرارداد چه مبلغی پرداخت میکند. اگر هزینه اشتراک از اصل اعتبار کسر شود، وضعیت حتی سنگینتر خواهد شد، زیرا مشتری عملاً ۲۰۰ میلیون تومان کامل در اختیار نخواهد داشت، اما تعهد بازپرداخت همچنان بر مبنای قرارداد باقی میماند؛ بنابراین روش دریافت این هزینه نیز اهمیت دارد و باید به شکل دقیق در قرارداد و صفحه پیشنهاد اعتبار اعلام شود. در این بازار، مصرفکننده نباید با جمله «قسط ماهانه چقدر است؟» تصمیم بگیرد و پرسش درست این است که «این کالا یا اعتبار در مجموع چقدر برای من تمام میشود؟» همین تغییر سؤال، تفاوت میان خرید آگاهانه و خرید هیجانی را رقم میزند.