حدود دو هفته قبل وقتی مهدی تاج، رئیس فدراسیون فوتبال از شفافسازی قراردادهای نجومی فوتبالیها گفت، نوشتیم که برخی چهرههای فوتبالی از رئیس گرفته تا مرئوس از مربی گرفته تا بازیکن، نه درد مردم را میفهمند و نه درک درستی از شرایط جامعه دارند حدود دو هفته قبل وقتی مهدی تاج، رئیس فدراسیون فوتبال از شفافسازی قراردادهای نجومی فوتبالیها گفت، نوشتیم که برخی چهرههای فوتبالی از رئیس گرفته تا مرئوس از مربی گرفته تا بازیکن، نه درد مردم را میفهمند و نه درک درستی از شرایط جامعه دارند. نوشتیم که فوتبالیها نمیفهمند مردم در شرایط جنگی روزگار میگذرانند و میخواهند با نمایش دادن رقمهای چندده و چند صد میلیاردی دریافتهایشان، آن هم به اسم شفافسازی دل مردم را بسوزانند.
خب این جماعت همیشه مدعی به اسم مردمداری و کار برای شادی دل مردم، اصلاً انگار قرار نیست بفهمند که کشور در چه شرایطی قرار دارد. حتماً خبر دارید که مهدی تاج، رئیس فدراسیون فوتبال دوباره در رسانه ملی حاضر شد و چنان از رقم ۷۰ میلیارد پاداش سرمربی تیم ملی (البته اگر بیشتر و بیشتر از این حرفها نباشد) دفاع کرد که انگار دارد در مورد پول توجیبی حرف میزند.
یا جناب رامین رضاییان همان بازیکنی که تا همین هفته قبل تصاویرش از اسپانیا و فرانسه مخابره میشد چنان با مظلومیت تمام از قراردادهای ۱۰۰ و ۲۰۰ میلیاردی و لباسهای ایرانیاش گفت که انگار دارد از حقوق کارگر یا کارمند حرف میزند. واکنشهای زیادی به حرفهای تاج و رضاییان نشان داده شد، مثلاً اینکه رسانهها نوشتند: «مدیران و بازیکنان فوتبال چه در رده باشگاهی و چه ملی، بدون توجه به اینکه چه اتفاقاتی در کف جامعه میگذرد و اقتصاد در سالهای اخیر چه وضعیتی داشته است، ابایی از مطرح کردن و به زبان آوردن چنین رقمهای هنگفت و نجومی ندارند. آنها در خیلی از جاها منت هم میگذارند که اگر جای دیگری بودند، بیشتر از این پول در میآوردند، بدون اینکه شفاف شود که این پول نه از درآمد فوتبال مثل بقیه کشورهای جهان، بلکه از منابع عمومی و از جیب همان هوادار و تماشاگر کف جامعه به جیب مربیان، مدیران و بازیکنان فوتبال میرود.»
واقعیت این است که مطابق آنچه منتقدان میگویند فوتبالیها، نه تنها هیچ درک و فهمی از شرایط جامعه، وضعیت خاص کشور و مشکلاتی که مردم با آنها دست به گریبان هستند ندارند، بلکه روز به روز با وقاحت بیشتر و در حالی که دم از مردمداری میزنند جیب مردم و بیتالمال را بیشتر خالی میکنند. فوتبالی که هیچ ثمری برای ورزش کشور ندارد. فوتبالی که حتی درآمد هم ندارد و صرفاً از بودجه عمومی کشور استفاده میکند، پول مردم را بالا میکشد و منت هم سرشان میگذارد. فوتبالی که جز حاشیه چیزی ندارد، اما بیشتر از تمام آنهایی که پرچم ایران را در میادین ورزش جهان بالا بردهاند و سرافرازمان کردهاند ادعا دارد.
میگویند شاید بهتر باشد که در مقابل این همه وقاحت و زیادهخواهی سکوت کنیم تا حداقل درد جامعه بیشتر نشود، اما وقتی حتی سکوت نیز باعث زیادهخواهی بیشتر قماش فوتبالی میشود چه باید کرد. واقعیت این است که این جماعت اینقدر خودخواه و خود بزرگ بین شدهاند که دیگر هیچ کس را یارای مقابله با آنها نیست. آنچه که مسلم است، امروز نه سکوت که فریاد است تا شاید بتواند گرهای را باز کند. فریادی که شاید بتواند هوادار فوتبال را به خود بیاورد، همان هواداری که برای عدم دریافتهای میلیاردی فوتبالیها غش و ضعف میکند، در حالی که خودش به نان شبش محتاج است. این هوادار باید به خودش بیاید و اجازه ندهد به نامش اینگونه بیتالمال را تاراج کنند.
نه سکوت که باید فریاد زد تا هوادار فوتبال بفهمد قبری که بالای سرش گریه میکند خالی است. باید فریاد زد و هوادار را جلو انداخت تا به این جماعت زیادهخواه بگوید دیگر نمیخواهد برای شادی دل او کاری کنند و بعد میلیاردمیلیارد پول بگیرند.