جوان آنلاین: در حالی که دونالد ترامپ بار دیگر با ادعای هدف قرار دادن تأسیسات جدید هستهای ایران و تهدید به انهدام پلها و نیروگاهها در واکنش به آسیب دیدن کشتیها در تنگه هرمز سعی دارد موقعیت خود را در میدان نبرد ارتقا دهد، ایران نیز گزینههای مختلفی برای پاسخ و تغییر معادلات بازدارندگی در اختیار دارد که میتواند هزینههای بیشتری را به دشمن متجاوز تحمیل کند. تغییر در رویکرد هستهای، هدف قرار دادن زیرساختهای راهبردی منطقه و اعمال کنترل شدیدتر بر تردد در تنگه هرمز، از جمله گزینههایی است که میتواند در محاسبات دفاعی تهران قرار گیرد. با این حال، برخلاف ادعاهای ترامپ، برخی مقامهای ارشد پنتاگون درباره توانایی امریکا برای نابودی کامل تأسیسات هستهای ایران تردید دارند.
با وجود تلاش میانجیگران برای کاهش سطح تنش میان ایران و امریکا و فراهم کردن زمینه برای ازسرگیری مذاکرات، مقامات واشینگتن نه تنها تمایلی به توقف درگیریها ندارند، بلکه در مسیر تشدید تنشها قدم برمیدارند. دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا، روز چهارشنبه بار دیگر مدعی شد که هر سایت هستهای که ایران قصد فعالسازی مجدد آن را داشته باشد، بار دیگر هدف حمله قرار خواهد گرفت. او همچنین در ادامه تهدیدات خود ادعا کرد که در ازای هر کشتی که در تنگه هرمز مورد هدف قرار گیرد، امریکا نیز یک پل یا نیروگاه را در ایران بمباران خواهد کرد.
بر این اساس، در برابر چنین سناریوهایی، بحث درباره نوع و سطح واکنش ایران به یکی از محورهای اصلی تحلیلها تبدیل شده است. برخی ناظران و مشاوران سیاسی در ایران معتقدند هرگونه اقدام جدید امریکا باید با پاسخی متناسب و بازدارنده مواجه شود تا هزینههای ماجراجویی نظامی برای واشینگتن افزایش یابد. این نگاه، تهران باید گزینههای مختلف خود را برای پاسخ به اقدامات احتمالی دشمن در نظر داشته باشد و اجازه ندهد تکرار تهدیدها و حملات، معادلات بازدارندگی را تغییر دهد. یک مشاور فنی نزدیک به مذاکرات حمله به تأسیسات هستهای که امریکا مدعی تهدیدآمیز بودن آن شده، دیروز در این باره تأکید کرد که در برابر زدن کوه کلنگ، دکترین ایران نیز باید یک پاسخ درونبرنامه هستهای در پی داشته باشد. به این معنی که نیروگاه هستهای براکه در امارات و تأسیسات هستهای دیمونا در اسرائیل مورد هدف قرار گیرند.
در این مورد، افزایش غلظت اورانیوم غنیشده، توقف کامل همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی، همچنین تغییر دکترین هستهای که پیش از زمان جنگ از سوی برخی مقامات ارشد جمهوری اسلامی مطرح میشد، یعنی تلاش برای رفتن به سمت ساخت سلاح هستهای، میتواند در صورت لزوم یکی از گزینههای جدی برای مقابله با جنگافروزیهای دشمن امریکایی باشد.
محمد مرندی، یک کارشناس نزدیک به تیم مذاکرهکننده، هم درباره گزینههای جدی ایران در پاسخ به تهدیدات ترامپ تأکید کرد: «زمان تخلیه کویت، قطر، عربستان سعودی، بحرین، امارات و احتمالاً عمان فرارسیده است». یکی از گزینههای جدید ایران که از سوی خبرگزاری مهر مطرح شده، این است که به ازای هر کشته، یک چاه نفت در منطقه به آتش کشیده شود.
زیرساخت در برابر زیرساخت
اگر امریکا بخواهد سطح تنشها را تشدید کند، تهران هم قاعده چشم در برابر چشم را روی میز قرار خواهد داد. از اینرو، اگر امریکا وارد جنگ زیرساختی شود، در تهران ممکن است این جمعبندی شکل بگیرد که دیگر بازدارندگی با قواعد قبلی جواب نمیدهد. در این صورت پاسخ میتواند از حالت نمادین به سمت فلج کردن زیرساختهای طرف مقابل برود و لذا تمام نیروگاهها، پالایشگاهها و تأسیسات آبشیرینکن در کشورهای حاشیه خلیج فارس، به موازات جنایتهای دشمن، بخشی از اهداف مشروع نیروهای مسلح خواهند بود.
لازم به ذکر است که ایران در دو هفته اخیر، در واکنش به حملات امریکا به برخی زیرساختها، مواضع نیروهای امریکایی در کشورهای عربی و همچنین شماری از زیرساختهای منطقهای را هدف قرار داده است.
گزینه دیگر در صورت اصابت به زیرساختهای ایران، علاوه بر زیرساخت همه کشورهای منطقه، هدف گرفتن داراییهای خانواده ترامپ در منطقه است که میتواند یکی از تازهترین سطوح واکنشی به تهدیدات واشینگتن باشد. از سوی دیگر، از آنجا که ایران بارها هشدار داده که با تشدید تنشها تمام منطقه در آتش خواهد سوخت، از دید مشاوران نزدیک به تیم مذاکرات، «سفارتخانهها و کنسولگریهای امریکا در منطقه هم باید به بانک اهداف نیروهای مسلح اضافه شوند».
اگرچه همه این پاسخها برای تغییر در دکترین درگیریها مهم هستند، اما در این میان «تنگه هرمز» نقش راهبردی برای ایران دارد. در تهران این نگاه وجود دارد که اگر امریکا با زور بخواهد مسیر جنوبی (کریدور عمانی) را تثبیت کند، عملاً حاکمیت ایران بر بخش مهمی از ترتیبات تنگه تضعیف میشود. در چنین سناریویی، موضوع دیگر فقط نفتکش نیست، بلکه مسئله حاکمیت بر رژیم عبور است. به همین دلیل هم احتمال دارد واکنش ایران فقط نظامی نباشد، بلکه در قالب کنترل سختگیرانهتر تردد دریایی نیز تعریف شود.
با این تفاسیر، به نظر میرسد آنچه در تهران در حال شکلگیری است، صرفاً بحث پاسخ به تهدیدات ترامپ نیست، بلکه بحث تغییر قواعد جنگ است. بنابراین، حمله احتمالی امریکا به تأسیسات هستهای یا زیرساختی میتواند بهانهای برای عبور ایران از خطوط قرمز قبلی باشد.
ایران تاکنون به دلیل برخی ملاحظات سیاسی و امنیتی تلاش کرده زیرساختهای کشورهای عربی منطقه را هدف قرار ندهد، اما در صورت تشدید درگیری و ورود مستقیمتر امریکا به جنگ، این رویکرد ممکن است تغییر کند و کشورهای میزبان پایگاههای نظامی امریکا که در تجاوزگری امریکا بیتقصیر نیستند، از پیامدهای آن در امان نمانند.