کد خبر: 1368525
تاریخ انتشار: ۲۳ تير ۱۴۰۵ - ۰۴:۴۰
با وجود تلاش‌های گسترده ترکیه برای تبدیل تنگه بسفر به یک هاب راهبردی انرژی و تجارت و بهره‌گیری از موقعیت ژئوپلیتیکی خود در معادلات منطقه‌ای، واقعیت این است که بسفر از نظر کارکرد ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی قابل مقایسه با تنگه هرمز نیست 
داریوش دادگر

جوان آنلاین: حمله امریکایی- صهیونیستی علیه ایران برای ترکیه همچون یک شمشیر دولبه عمل کرده است. هزینه انرژی و فشار اقتصادی از یک‌سو و فرصت تبدیل شدن به مسیر جایگزین تجارت و سرمایه از سوی دیگر. در روز‌هایی که خلیج فارس بار دیگر به مرکز نگرانی‌های بازار انرژی جهان تبدیل شده است، نگاه‌ها تنها به میدان‌های نفتی، نفتکش‌ها و تنگه هرمز دوخته نشده، بلکه به شمال این منطقه، به سمت ترکیه نیز چرخیده است. کشوری که سال‌ها تلاش کرده خود را نه صرفاً به‌عنوان یک قدرت منطقه‌ای، بلکه به‌عنوان یک پل اقتصادی میان آسیا، اروپا و خاورمیانه معرفی کند. جنگ اخیر برای آنکارا یک وضعیت پیچیده ساخته است. از یک طرف، ترکیه مانند بسیاری از اقتصاد‌های واردکننده انرژی، از افزایش قیمت نفت، افزایش هزینه حمل‌ونقل و نااطمینانی بازار‌ها آسیب می‌بیند. از طرف دیگر، هر اختلال در مسیر‌های سنتی تجارت خلیج فارس می‌تواند ارزش جغرافیایی ترکیه را افزایش دهد. کشوری که در نقطه اتصال دریای سیاه، مدیترانه، اروپا، قفقاز و خاورمیانه قرار گرفته است. در شرایط کنونی، پس از تشدید دوباره درگیری‌ها میان ایران و ایالات متحده و افزایش نگرانی‌ها درباره عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز، بازار انرژی بار دیگر با نوسان روبه‌رو شده است. نفت برنت در پی حملات جدید و تردید درباره امنیت هرمز افزایش یافت و شرکت‌های کشتیرانی و بیمه‌گران نسبت به عبور از این مسیر محتاط‌تر شده‌اند. برای ترکیه، پرسش اصلی این است که آیا این بحران می‌تواند فرصتی تاریخی برای تبدیل استانبول به یک مرکز تجاری شبیه دوبی ایجاد کند، یا هزینه‌های جنگ منطقه‌ای در نهایت فرصت‌ها را از بین خواهد برد؟
 رؤیای یک هاب جدید
قدرت اقتصادی ترکیه همیشه فقط از منابع طبیعی یا ذخایر انرژی آن نیامده است. مهم‌ترین دارایی این کشور موقعیت جغرافیایی آن بوده است. ترکیه در جایی قرار دارد که بسیاری از مسیر‌های تاریخی تجارت جهان از آن عبور کرده‌اند، از جاده ابریشم قدیم تا کریدور‌های جدید انرژی و حمل‌ونقل. در سال‌های گذشته، دولت‌های مختلف ترکیه تلاش کرده‌اند این مزیت جغرافیایی را به یک مزیت اقتصادی تبدیل کنند. توسعه بندرها، ساخت خطوط ریلی، گسترش فرودگاه استانبول و سرمایه‌گذاری در مسیر‌های ترانزیتی، بخشی از برنامه‌ای بوده که هدف آن تبدیل ترکیه به یک مرکز لجستیکی جهانی است. بحران هرمز اهمیت این برنامه را بیشتر کرده است. تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان است و بخش بزرگی از صادرات نفت خلیج فارس از آن عبور می‌کند. هرگونه رخداد در این مسیر، شرکت‌ها را وادار می‌کند به دنبال مسیر‌های جایگزین، ذخایر بیشتر و شبکه‌های حمل‌ونقل متنوع‌تر باشند. در چنین شرایطی، ترکیه می‌تواند از یک واقعیت ساده بهره ببرد؛ کالا‌هایی که نمی‌توانند به راحتی از مسیر‌های پرریسک خلیج فارس عبور کنند، ممکن است مسیر‌های شمالی‌تر را بررسی کنند. بنادر ترکیه در دریای مدیترانه، دریای سیاه و دریای مرمره می‌توانند نقش مهم‌تری در اتصال بازار‌های آسیایی به اروپا پیدا کنند. همچنین مسیر‌های ریلی و جاده‌ای ترکیه می‌توانند بخشی از فشار واردشده بر مسیر‌های سنتی منطقه را جذب کنند، اما اینجا یک تفاوت مهم وجود دارد. ترکیه نمی‌تواند به‌سادگی چنین جایگزینی را تجربه کند. کشور‌های حاشیه خلیج فارس طی چند دهه با ایجاد یک اکوسیستم اقتصادی رشد کرده‌اند. مناطق آزاد تجاری، قوانین مناسب برای شرکت‌های بین‌المللی، نظام مالی گسترده، خطوط هوایی و زیرساخت‌های بندری عظیم، آنها را به یکی از مهم‌ترین مراکز تجارت جهان تبدیل کرده است. استانبول ظرفیت‌های بزرگی دارد، اما هنوز با مشکلاتی مانند تورم بالا، نوسان نرخ ارز، هزینه‌های مالی و نگرانی‌های سرمایه‌گذاران خارجی مواجه است. بنابراین، آنچه ممکن است رخ دهد، نه «جایگزینی با استانبول»، بلکه شکل‌گیری یک نقش جدید برای ترکیه در شبکه تجارت منطقه است. 

 فرصت بزرگ یا دام ژئوپلیتیک؟
بزرگ‌ترین فرصت ترکیه در بحران اخیر شاید در حوزه انرژی باشد. این کشور سال‌هاست تلاش کرده خود را به‌عنوان یک مسیر انتقال انرژی میان تولیدکنندگان شرق و مصرف‌کنندگان اروپا معرفی کند. خطوط لوله‌ای مانند تاناپ (TANAP) و مسیر‌های انتقال نفت از قفقاز به مدیترانه، اهمیت ژئوپلیتیکی ترکیه را افزایش داده‌اند. در جهانی که امنیت انرژی دوباره به اولویت اصلی دولت‌ها تبدیل شده، کشور‌هایی که مسیر‌های امن انتقال انرژی در اختیار دارند، اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند، اما انرژی هم‌زمان بزرگ‌ترین نقطه ضعف ترکیه است. اقتصاد ترکیه به واردات انرژی وابسته است و افزایش قیمت نفت می‌تواند فشار تورمی را افزایش دهد. بحران‌های منطقه‌ای معمولاً باعث خروج سرمایه از بازار‌های نوظهور و فشار بر ارز‌های ملی می‌شوند. ترکیه نیز در سال‌های اخیر بار‌ها با چنین فشاری روبه‌رو بوده است. از سوی دیگر، تجارت خارجی ترکیه نیز ممکن است در کوتاه‌مدت آسیب ببیند. افزایش هزینه حمل‌ونقل، بیمه و سوخت، صادرات را دشوارتر می‌کند. برخی گزارش‌ها پس از آغاز جنگ اخیر از کاهش صادرات ترکیه به کشور‌های خلیج فارس و افزایش هزینه‌های لجستیکی خبر داده‌اند. بنابراین جنگ برای ترکیه یک فرصت خالص نیست، بلکه یک آزمون اقتصادی است. اگر بحران کوتاه‌مدت باشد و مسیر‌های تجاری منطقه تنها برای مدتی محدود دچار اختلال شوند، ترکیه می‌تواند از افزایش اهمیت خود در زنجیره تأمین جهانی سود ببرد، اما اگر جنگ طولانی شود، پیامد‌های منفی می‌تواند بر فرصت‌ها غلبه کند. ناامنی منطقه‌ای، کاهش سرمایه‌گذاری، افزایش هزینه انرژی و کاهش اعتماد بازارها، عواملی هستند که می‌توانند هر مزیت جغرافیایی را خنثی کنند. تجربه کشور‌های خلیج فارس نیز نشان داده که ثروت و موقعیت جغرافیایی به‌تنهایی کافی نیست. موفقیت نتیجه ترکیب جغرافیا، ثبات سیاسی، قوانین اقتصادی و سرمایه‌گذاری بلندمدت بوده است. ترکیه امروز بخشی از این عناصر را در اختیار دارد، اما برای جایگزینی باید بیش از هر چیز اعتماد ایجاد کند. در نهایت، بحران اخیر ممکن است یک پنجره فرصت برای آنکارا باز کند. پنجره‌ای که می‌تواند نقش ترکیه را در تجارت منطقه‌ای افزایش دهد، اما اینکه این فرصت به یک تحول تاریخی تبدیل شود یا تنها یک موج کوتاه‌مدت باشد، به توانایی ترکیه در مدیریت اقتصاد داخلی، جذب سرمایه و حفظ ثبات بستگی دارد. 
البته نباید از نظر دور داشت که با وجود تلاش‌های گسترده ترکیه برای تبدیل تنگه بسفر به یک هاب راهبردی انرژی و تجارت و بهره‌گیری از موقعیت ژئوپلیتیکی خود در معادلات منطقه‌ای، واقعیت این است که بسفر از نظر کارکرد ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی قابل مقایسه با تنگه هرمز نیست. هرمز گلوگاه اصلی انتقال بخش قابل توجهی از نفت جهان است و هرگونه اختلال در آن، مستقیماً بازار‌های جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار می‌دهد، در حالی که بسفر، هرچند گذرگاهی مهم برای صادرات انرژی دریای سیاه و اتصال اروپا و آسیاست، اما مسیر‌های جایگزین متعددی برای آن وجود دارد و وزن آن در امنیت انرژی جهان به اندازه هرمز نیست. از این‌رو، آنکارا هر چقدر هم در توسعه زیرساخت‌ها، دیپلماسی ترانزیتی و تبدیل شدن به مرکز مبادلات انرژی موفق عمل کند، بعید است بتواند جایگاهی هم‌سنگ هرمز در معادلات راهبردی جهان به دست آورد. مزیت اصلی ترکیه، نه در تبدیل بسفر به «هرمز دوم»، بلکه در ایفای نقش یک پل ارتباطی میان شرق و غرب و بهره‌برداری هوشمندانه از این موقعیت برای افزایش نفوذ سیاسی و اقتصادی خود نهفته است.

برچسب ها: جنگ ، ترکیه ، امریکا
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار