در منطقهای که کوچکترین تحرک نظامی میتواند پیامدهایی فراتر از مرزها داشته باشد، یک آزمایش موشکی چین طی روزهای گذشته کافی بود تا موجی از نگرانی در پایتختهای آسیایی شکل بگیرد جوان آنلاین: در منطقهای که کوچکترین تحرک نظامی میتواند پیامدهایی فراتر از مرزها داشته باشد، یک آزمایش موشکی چین طی روزهای گذشته کافی بود تا موجی از نگرانی در پایتختهای آسیایی شکل بگیرد. پکن که معمولاً درباره تواناییهای هستهای، ناوگان زیردریاییهای مجهز به موشکهای بالستیک و برنامههای راهبردی خود با احتیاط و ابهام سخن میگوید، اینبار اقدامی متفاوت انجام داد. اعلام رسمی یک آزمایش کمسابقه موشک بالستیک در اقیانوس آرام. این اقدام در ظاهر یک آزمایش فنی بود، اما در عمق خود پیامی سیاسی و راهبردی داشت. چین با این حرکت نشان داد که قصد دارد تواناییهای نظامی خود را نه فقط برای دفاع، بلکه به عنوان بخشی از جایگاه جدید خود در نظام جهانی به نمایش بگذارد. اهمیت این آزمایش تنها به نوع موشک یا مسیر پرواز آن محدود نمیشود. آنچه این اقدام را مهمتر میکند، زمانبندی آن است. زمانی که رقابت میان چین و امریکا در شرق آسیا وارد مرحلهای حساس شده و نگرانی متحدان واشنگتن درباره توانایی پاسخگویی امریکا به بحرانهای احتمالی افزایش یافته است.
موشکهای بالستیک در جهان امروز صرفاً ابزار جنگ نیستند. آنها ابزار بازدارندگی و پیامرسانی سیاسیاند. کشوری که توانایی شلیک موشکهای دوربرد و حفظ قابلیت پاسخ متقابل را دارد، تلاش میکند به رقبا نشان دهد که هرگونه اقدام علیه منافعش هزینهای سنگین خواهد داشت. چین سالها سیاستی را دنبال کرده که آن را «بازدارندگی حداقلی» مینامد، یعنی حفظ توان هستهای برای جلوگیری از حمله دشمن، نه استفاده نخست از آن، اما رشد سریع توان نظامی این کشور در سالهای اخیر باعث شده بسیاری از تحلیلگران درباره تغییر تدریجی این رویکرد و حرکت پکن به سمت ساخت یک نیروی هستهای بزرگتر و پیچیدهتر هشدار دهند. در این میان، توسعه ناوگان زیردریاییهای مجهز به موشکهای بالستیک اهمیت ویژهای دارد. این زیردریاییها به دلیل قابلیت پنهانکاری، یکی از مهمترین عناصر بازدارندگی هستهای محسوب میشوند. آنها به یک کشور اجازه میدهند، حتی در صورت آسیب دیدن پایگاههای زمینی، توان پاسخگویی خود را حفظ کند. چین با سرمایهگذاری گسترده در این حوزه تلاش کرده فاصله تاریخی خود با قدرتهایی مانند امریکا و روسیه را کاهش دهد. این روند بخشی از برنامه بزرگتر پکن برای تبدیل شدن به یک قدرت نظامی همسطح امریکا در دهههای آینده است، اما برای کشورهای منطقه، مسئله اصلی تنها افزایش توان نظامی چین نیست، بلکه پرسش مهمتر این است که این قدرت چگونه در آینده مورد استفاده قرار خواهد گرفت. در روابط بینالملل، قدرت نظامی زمانی که افزایش پیدا میکند، حتی بدون استفاده مستقیم، رفتار دیگر کشورها را تغییر میدهد. کشورهای همسایه ممکن است برای مقابله با تهدید احتمالی، بودجه دفاعی خود را افزایش دهند، اتحادهای جدید ایجاد کنند یا به قدرتهای خارجی نزدیکتر شوند. همین روند اکنون در آسیا قابل مشاهده است.
میان قدرت چین و تعهدات امریکا
آزمایش موشکی چین را نمیتوان جدا از رقابت گستردهتر میان پکن و واشینگتن تحلیل کرد. شرق آسیا در سالهای اخیر از یک منطقه صرفاً اقتصادی، به یکی از مهمترین میدانهای رقابت راهبردی جهان تبدیل شده است. چین بزرگترین شریک تجاری بسیاری از کشورهای آسیایی است، اما همین کشورها در حوزه امنیتی همچنان به حضور امریکا وابستهاند. این دوگانگی، یکی از پیچیدهترین ویژگیهای نظم جدید آسیاست. کشورهایی مانند ژاپن، کرهجنوبی، استرالیا و فیلیپین از یکسو روابط اقتصادی گستردهای با چین دارند و از سوی دیگر نگران افزایش قدرت نظامی این کشور هستند. ژاپن که پس از جنگ جهانی دوم سیاست نظامی محتاطانهای داشت، در سالهای اخیر بودجه دفاعی خود را افزایش داده و درباره تهدیدهای منطقهای موضع فعالتری اتخاذ کرده است. استرالیا نیز با تقویت همکاریهای دفاعی خود با امریکا و بریتانیا، نشان داده که تغییرات امنیتی منطقه را جدی گرفته است. کشورهای جنوبشرق آسیا نیز با شرایط دشوارتری روبهرو هستند. آنها نمیخواهند وارد رقابت مستقیم میان واشنگتن و پکن شوند، اما افزایش حضور نظامی چین در مناطق مورد اختلاف، آنها را مجبور کرده سیاستهای امنیتی خود را بازنگری کنند. در مرکز بسیاری از این نگرانیها، مسئله تایوان قرار دارد. چین این جزیره را بخشی از خاک خود میداند و همواره تأکید کرده که گزینه استفاده از زور را کنار نگذاشته است. در مقابل، امریکا اگرچه روابط رسمی دیپلماتیک با تایوان ندارد، اما براساس قوانین داخلی خود متعهد به حمایت از توان دفاعی این جزیره است. به همین دلیل، هرگونه افزایش توان موشکی چین با دقت در واشینگتن و دیگر پایتختهای منطقه دنبال میشود. توان موشکی میتواند بر توانایی کشورها برای انتقال نیرو، استفاده از پایگاههای نظامی و حمایت از متحدان تأثیر بگذارد. از نگاه بسیاری از کارشناسان، چین تلاش میکند با توسعه این تواناییها شرایطی ایجاد کند که امریکا در صورت وقوع بحران، برای مداخله مستقیم با هزینههای بیشتری روبهرو شود. در سوی مقابل، امریکا معتقد است حفظ حضور نظامی در آسیا برای جلوگیری از تغییر یکجانبه موازنه قدرت ضروری است. این اختلاف دیدگاه، رقابت میان دو کشور را عمیقتر کرده است.
از بازدارندگی تا سوءمحاسبه
افزایش توان نظامی چین تنها یک مسئله منطقهای نیست، بلکه بخشی از روند بزرگتری است که در آن قدرتهای بزرگ جهان بار دیگر به توسعه ظرفیتهای نظامی خود توجه بیشتری نشان میدهند. جهان امروز شاهد افزایش هزینههای دفاعی، رقابت در حوزه فناوریهای نظامی و تلاش کشورها برای دستیابی به ابزارهای جدید قدرت است. با این حال، شرایط کنونی با جنگ سرد گذشته تفاوت دارد. چین و امریکا اگرچه رقیب راهبردی یکدیگر هستند، اما همزمان روابط اقتصادی گستردهای دارند. همین وابستگی متقابل باعث شده رقابت آنها پیچیدهتر از رقابت سنتی قدرتهای بزرگ در قرن بیستم باشد. با وجود این، خطر اصلی در چنین شرایطی نه الزاماً جنگ برنامهریزی شده، بلکه احتمال سوءمحاسبه است. در عصر موشکهای دوربرد، سامانههای هوشمند و فناوریهای پیشرفته، یک حادثه کوچک یا برداشت اشتباه از رفتار طرف مقابل میتواند بحران بزرگی ایجاد کند.
به هر حال، با وجود آنکه دیپلماسی، گفتوگو و سازوکارهای مدیریت بحران همچنان مهمترین ابزارهای جلوگیری از تنش و درگیری میان قدرتهای بزرگ به شمار میروند، واقعیتهای ژئوپلیتیکی امروز نشان میدهد که در نظام بینالملل، این گفتوگوها زمانی اثرگذار خواهند بود که بر پشتوانهای از قدرت نظامی استوار باشند. برای چین که در سالهای اخیر با افزایش حضور نظامی امریکا در شرق آسیا، شکلگیری ائتلافهای امنیتی جدید مانند آکوس و کواد و تداوم تنش بر سر تایوان و دریای جنوبی چین مواجه است، تقویت توان موشکی و بازدارندگی هستهای، نه صرفاً یک انتخاب، بلکه بخشی از راهبرد حفظ امنیت ملی و تثبیت جایگاه خود بهعنوان یک قدرت جهانی است. در چنین شرایطی پکن میکوشد این پیام را منتقل کند که در کنار دیپلماسی، برخورداری از قدرت نظامی قابل اتکا نیز یکی از مؤلفههای اصلی حفظ موازنه و جلوگیری از تحمیل اراده رقبا در نظم پرآشوب کنونی جهان است.