در نقطه مقابل روایتی که ترامپ در چهارم ژوئیه ۲۰۲۶ ارائه کرد، ایالات متحده بیماری است که نمیتوان آن را نجات داد و از ریشه با دو گناه آلوده شده؛ یکی مهاجران استعمارگر و دیگری بردهداری و از این شرارتها، بسیاری از جرائم دیگر علیه بشریت سرچشمه گرفته است نیک تورس*
دونالد ترامپ رئیسجمهور امریکا به شیوه معمول خود، از تجمع چهارم ژوئیه در واشینگتن دیسی با تعبیر «فراموش نشدنیترین جشن تولدی که هر کشوری تا به حال به خود دیده است» یاد کرد و در این سیرک کثیف، باز هم برای پاک کردن جنبههای ننگین تاریخ ایالات متحده، به تکاپو افتاد. نقطه مقابل دیدگاه رئیسجمهور، نگاهی روشن به کشوری است که درگیر بدنامی است. ایالات متحده بیماری است که نمیتوان آن را نجات داد و از ریشه با دو گناه آلوده شده است؛ یکی مهاجران استعمارگر و دیگری بردهداری و از این شرارتها، بسیاری از جرائم دیگر علیه بشریت سرچشمه گرفته است.
ترامپ در جشن دویست و پنجاهمین سالگرد تأسیس ایالات متحده گفت: امریکا «بزرگترین، قویترین و استثناییترین» ملتی است که جهان تاکنون شناخته است. برتر از هر ملتی است که تاکنون ساخته شده است. مهم نیست قدمت آن چقدر باشد و در همین راستا، بلافاصله پس از تصدی مجدد قدرت، تلاشهایی را برای سفیدنمایی تاریخ امریکا، مطابق با لافهای خود آغاز کرد. از اینرو، یک فرمان اجرایی در ماه مارس گذشته صادر شد که هدف آن، تلاش گسترده برای بازنویسی تاریخ ملت امریکا بود. در واقع این ترامپ است که تاریخ را برای مطابقت با ادعاهای خود بازنویسی میکند. به عنوان مثال، ترامپ ماههاست که نبرد سختی را برای سانسور تاریخ سلف خود، جورج واشینگتن که او را «قهرمان برجسته امریکایی ما» مینامد، آغاز کرده است. اکثر امریکاییها به معنای واقعی کلمه، مدتهاست که واشینگتن را پذیرفتهاند و تصویر او روی یک دلاری دیده میشود.
تلاش ترامپ برای سفیدشویی جورج واشینگتن
در ژانویه ۲۰۲۶، کارگرانی به محل خانه رئیسجمهور در مرکز خرید ایندیپندنس فیلادلفیا هجوم بردند. جورج واشینگتن و همسرش مارتا در دهه ۱۷۹۰ زمانی که این شهر برای مدت کوتاهی پایتخت کشور بود به همراه ۹ نفر از بردگانشان در این محل زندگی میکردند، اما به دستور دولت ترامپ، کارگران تابلوهایی را که به جزئیاتی در مورد زندگی ساکنین و اطلاعاتی در مورد تاریخ گستردهتر بردهداری بود برداشتند. اخیراً نیز یک دادگاه تجدیدنظر فدرال حکمی را که به سرویس پارک ملی دستور داده بود تا این مکان را بازسازی کند، رد کرد و به دولت ترامپ اجازه داد تا نمایشگاه بردهداری را جایگزین کند. ائتلافی موسوم به «انتقام اجداد» که رهبری جنبش ساخت نمایشگاه اصلی را بر عهده داشت، اعلام کرد: «این، تلاشی برای پاکسازی تاریخ و ارائه نسخهای از گذشته است که میزان صداقت آن کمتر است.» یکی از کارهایی که جورج واشینگتن انجام داد این بود که در سال ۱۷۷۹، فرمان یک عملیات زمین سوخته علیه مردم بومی را صادر و به این ترتیب صدها مایل از پنسیلوانیا و نیویورک را نابود کرد. او به سرلشکر جان سالیوان گفت: «اهداف فوری، نابودی کامل و ویرانی سکونتگاههاست.» وقتی عملیات تمام شد، ارتش سالیوان بیش از ۴۰ روستا را ویران کرده بود. چنین گناهانی در امریکا فراوان است. با توجه به زمان و مکان، میتوان ۲۵۰ یا ۲۵۰ هزار یا ۵/۲ میلیون نفر از افرادی که اینطور آسیب دیدهاند را نام برد. البته واشینگتن تنها سلف مورد علاقه ترامپ نیست. او همانطور که خودش گفته، شیفته توماس جفرسون است. اگرچه در روایت ترامپ از تاریخ، جفرسون «نویسنده اصلی قانون اساسی است»، اما او در واقع اعلامیه استقلال را نوشت که ترامپ سالگرد آن را جشن میگیرد. شاید اگر ترامپ میدانست جفرسون به عنوان یکی دیگر از بردهداران، واقعاً چه نوشته است، کمتر شیفته او میشد. جفرسون، صرف نظر از خطاهای فاحشش، نسخهای برای یک ملت بیمار ارائه داد. او همچنین در نامهای در سال ۱۷۸۷ با اشاره به ضرورت «شورش» ادامه داد: «درخت آزادی باید هرازگاهی با خون میهنپرستان و ستمگران تازه شود.»
در این چهارم ژوئیه، یادآوری برخی از آن حقایق ناخوشایند که ترامپ ترجیح میدهد مردم فراموش کنند و نسلهای آینده هرگز نخواهند دانست، ارزشمند است:
- سرهنگ جان چیوینگتون، رئیس منطقه نظامی کلرادو، بیش از ۷۰۰ سرباز را برای حمله به گروههای شاین و آراپاهو در سپیدهدم ۲۹ نوامبر ۱۸۶۴ رهبری کرد. در آنچه او اقدامی در راستای انجام وظیفه نسبت به خود و تمدنش نامید، افراد او با آتش تفنگ و توپخانه به مردم روستایی در سند کریک حمله کردند که هنوز خواب بودند. آنها تقریباً چهار ساعت ساکنان را که دوسوم آنها زن و کودک بودند، قتلعام کردند. به بسیاری از زنان بومی نیز تجاوز و پوست قسمتهایی از بدن بومیان امریکا به عنوان یادگاری کنده شد. چیوینگتون در نامهای به سرلشکر ساموئل کرتیس اظهار داشت: «شاید لازم نباشد بگویم که هیچ اسیری نگرفتهام. بین ۵۰۰ تا ۶۰۰ سرخپوست در میدان جنگ کشته شدند.»
- در سال ۱۹۱۴، معدنچیان در لودلو واقع در کلرادو اعتصاب کرده و مشغول جشن عید پاک یونانی بودند که گارد ملی کلرادو و یک شرکت امنیتی خصوصی با یک ماشین زرهی مجهز به مسلسل که معدنچیان آن را «ویژه مرگ» مینامیدند، به اردوگاه آنها آتش گشودند. آن معدنچیان به مدت ۱۰ روز با گارد ملی جنگیدند تا اینکه رئیسجمهور وودرو ویلسون دستور ورود نیروهای فدرال را صادر کرد. طبق برخی تخمینها، تقریباً ۲۰۰ نفر کشته شدند.
- حمله دو روزه اوباش سفیدپوست به منطقه گرینوود اوکلاهما در سال ۱۹۲۱ پس از تلاش سیاهپوستان برای جلوگیری از لینچ کردن یک مرد آغاز شد. در پاسخ، سفیدپوستان شورشی، صدها نفر را کشتند و بیش از ۳۰ بلوک شهری ویران شد، از جمله محلهای معروف به وال استریت سیاه. ویولا فورد فلچر یکی از بازماندگان، انبوهی از اجساد را در خیابانها به یاد داشت و دید که یک مرد سفیدپوست یک مرد سیاهپوست را دار زد و سپس به خانوادهاش شلیک کرد.
- در طول قرن بیستم، عقیمسازی اجباری، به روشی برای کنترل جمعیتهای «نامطلوب» تبدیل شد؛ افراد معلول، مهاجران، افراد رنگینپوست، فقرا، افراد مبتلا به بیماریهای روانی و دیگران. این شامل برنامههای عقیمسازی با بودجه فدرال در ۳۲ ایالت میشد. به عنوان مثال، طی ۷۰ سال در کالیفرنیا، تقریباً ۲۰ هزار مرد و زن در مؤسسات ایالتی و اغلب در شرایطی که از این اقدام چندان رضایت نداشتند، عقیم شدند.
- از سال ۱۹۳۲ تا ۱۹۷۲، ۳۹۹ مرد سیاهپوست در آلاباما که بسیاری از آنها کشاورز و فقیر بودند، به عنوان بخشی از مطالعه سفلیس، از درمان محروم شدند و پزشکان خدمات بهداشت عمومی ایالات متحده آنها را تحت عنوان اینکه تحت درمان هستند، فریب دادند و با وجود در دسترس بودن پنیسیلین از دهه ۱۹۴۰ و این واقعیت که سفلیس میتواند به قلب، مغز و سایر اندامها آسیب برساند، مقامات دولتی اطمینان حاصل کردند که مردان هیچ مراقبت پزشکی دریافت نمیکنند. تخمین زده که ۱۲۸ نفر از این مردان بر اثر سفلیس و عوارض مرتبط با آن جان خود را از دست دادهاند.
- دولت ایالات متحده از سال ۱۹۴۴ تا ۱۹۷۴ هزاران آزمایش تشعشعات روی امریکاییها از جمله کودکان، انجام داد. این آزمایشها شامل تزریق پلوتونیوم به بدن افراد، رژه سربازان در پی انفجار هستهای و انتشار مواد رادیواکتیو در هوا برای ردیابی حرکت یا اثرات آنها بود.
- نیروهای امریکایی همزمان و پس از جنگ جهانی دوم، دهها و بلکه صدها هزار تجاوز جنسی در اروپا مرتکب شدند. بر اساس یک تخمین، حدود ۱۹۰ هزار زن آلمانی تنها در فاصله حمله ایالات متحده به آلمان نازی، یعنی زمانی که آلمان غربی حاکمیت خود را دوباره به دست آورد، مورد تجاوز قرار گرفتند. در گزارشهایی که کشیشان باواریایی در تابستان ۱۹۴۵ گردآوری کردهاند، جوانترین قربانی، کودکی هفت ساله و مسنترین آنها زنی ۶۰ ساله بوده است.
- در ششم اوت ۱۹۴۵، ایالات متحده اولین حمله هستهای جهان را به شهر هیروشیمای ژاپن انجام داد. حدود ۷۰ هزار نفر که تقریباً همه آنها غیرنظامی بودند، بلافاصله تبخیر، له، سوزانده یا در اثر تشعشعات جان باختند. احتمالاً ۵۰ هزار نفر دیگر نیز اندکی پس از آن جان باختند. تا پایان سال، ۲۸۰ هزار نفر کشته شدند که بسیاری از این مرگ و میر بر اثر بیماریهای ناشی از تشعشعات بودند. گمان میرود که حمله اتمی به شهر ناگازاکی، سه روز بعد، ۷۰ هزار نفر را به کام مرگ کشید.
- برنامه بدنام ضداطلاعاتی کوینتلپرو (COINTELPRO) افبیآی، جنبش حقوق مدنی، چپ جدید و معترضان ضدجنگ ویتنام و دیگران را در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ هدف قرار داد. طبق گزارش سنا در سال ۱۹۷۶، یک سازمان با چنین برنامهای، اجرای قانون را به یک ناقض قانون تبدیل کرد و افبیآی فراتر از جمعآوری اطلاعات، به اقدامات مخفیانهای روی آورده که برای «مختل کردن» و «خنثی کردن» گروهها و افراد هدف طراحی شده است و از تکنیکهای ضداطلاعات زمان جنگ استفاده میکند که در یک جامعه دموکراتیک، حتی اگر همه اهداف در فعالیتهای خشونتآمیز دخیل بوده باشند که البته در واقع اینچنین نبودند نیز غیرقابل تحمل است.
- در ۱۵ مارس ۱۹۶۸ در ویتنام جنوبی، سروان ارنست مدینا نیروهای خود را توجیه کرد تا نیروهای دشمن را در روستای مای لای پیدا کنند و همانطور که یکی از اعضای واحد به یاد میآورد، مدینا به آنها دستور داد که هر موجودی را در روستا بکشند. وقتی نیروها رسیدند، فقط با غیرنظامیان روبهرو شدند اعم از زنان، کودکان و پیرمردان. با وجود این، دستور مدینا اجرا شد. بیش از ۵۰۰ غیرنظامی در طول چهار ساعت قتلعام شدند. سربازان حتی در میان قتلعام برای خوردن ناهار استراحت کردند. در طول مسیر، آنها همچنین به زنان و دختران جوان تجاوز کردند، اجساد مردگان را مثله کردند و خانهها را بهطور سیستماتیک سوزاندند. هیچ راهی وجود ندارد که این جنایات را که «نقاط عطف تاریخی» هستند با دید منفی نبینیم. جنگ افغانستان، جنگ عراق، جنگ جهانی علیه تروریسم، جنایات بیشماری که به بار آوردند. تنها در بیش از پنج سالی که ترامپ در کاخ سفید بوده، ایالات متحده مشغول بیش از ۲۰ مداخله نظامی، درگیری مسلحانه و جنگ بوده است. ما همچنین شاهد قتل بیرحمانه زنان و مردان سیاهپوست و تیراندازی به معترضان ضدقانون مهاجرت و گمرک در خیابانها بودهایم. ما شاهد تبعید مهاجران به زندانهای خارجی، مناطق جنگی و کشورهای ناقض حقوق بشر به دلیل کینهتوزی بودهایم و در این بین، حق و حقوق که بسترهایی برای شرح حقایق تاریخی بودهاند، ناپدید شدهاند.
*نویسنده و خبرنگار ارشد امنیت ملی و سیاست خارجی
اینترسپت، چهارم جولای ۲۰۲۶