کد خبر: 1368307
تاریخ انتشار: ۲۲ تير ۱۴۰۵ - ۰۱:۲۰
جنگل‌های کرمانشاه در خط مقدم نبرد با غبار  ریزگرد‌ها که روزی فقط در کویر به چشم می‌خوردند حالا به فکر تسخیر جنگل‌های زاگرس هستند
شهرزاد رحمتی‌پور

جوان آنلاین: روزگاری ریزگرد‌ها چهره‌ای آشنا برای استان‌های خشک و کم‌آب و کویری مانند کرمان، سیستان و بخش‌هایی از شرق کشور بودند. پدیده‌ای که با وزش باد، افق را می‌پوشاند و نفس شهر‌ها را تنگ می‌کرد. اما در دو دهه اخیر، این میهمان ناخوانده آرام و بی‌صدا از مرز‌های جغرافیایی گذشته و ابتدا به خوزستان، سپس به استان‌های مرکزی و امروز حتی به پهنه‌های جنگلی نیز رسیده است. واقعیت تلخ این است که سپر سبز زاگرس، این روز‌ها خود زیر بار سنگین آلودگی‌ها در حال فرسایش است. جنگل‌هایی که وظیفه تیمار و پالایش هوای ما را بر عهده دارند، اکنون بر اثر تراکم بیش از حد گاز‌های سمی صنعتی و غبار بیابان‌ها، دچار خفگی، اختلال در فتوسنتز و کاهش زادآوری شده‌اند. این تقابل نابرابر میان طبیعت پالایشگر و آلاینده‌های انسان‌ساخت، ضرورت بازنگری در سیاست‌های حفاظتی و توسعه فضای سبز را بیش از پیش نمایان می‌سازد. پژوهش‌های علمی نشان می‌دهد؛ هر هکتار جنگل می‌تواند تا ۶۸تن گردوغبار را در هر بار وزش باد در خود رسوب دهد؛ ظرفیتی که برای شهر‌های در معرض شن‌های روان به‌منزله یک سد زیستی حیاتی است. 

کرمانشاه در میانه زاگرس، هنوز یکی از مهم‌ترین ذخیره‌گاه‌های طبیعی غرب کشور را در اختیار دارد. پهنه‌ای که در آن، درختان بلوط، بنه و سایر گونه‌های بومی به‌سان دیواری زنده در برابر هجوم ذرات معلق ایستاده‌اند. این استان به‌دلیل پوشش جنگلی انبوه، ظرفیت آن را دارد که بخشی از بار سنگین ریزگرد‌ها را پیش از ورود به بافت شهری مهار کند و کیفیت هوا را در سطحی قابل‌تحمل‌تر نگه دارد. اما این ظرفیت، تنها زمانی اثرگذار خواهد بود که سایر استان‌ها نیز در یک زنجیره هماهنگ حفاظتی قرار گیرند و مهم‌تر از آن، کانون‌های تولید ریزگرد در داخل و بیرون از مرز‌ها مهار شوند. به بیان دیگر، جنگل کرمانشاه می‌تواند سدی باشد که از سرچشمه، بحران را کنترل کند. 
در همین‌راستا، رئیس جنگلداری و جنگل‌کاری اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان کرمانشاه می‌گوید: «ریزدگرد‌ها تنها یک توده خاک معلق نیستند. این ذرات در بسیاری موارد حامل آلاینده‌های خطرناک‌اند و با باد از کانون‌های داخلی و خارجی جابه‌جا می‌شوند. درختان در این میان، نقش فیلتر‌زیستی دارند و می‌توانند بخشی از این بار آلاینده را جذب کنند.»
عبدالعلی جلیلیان تأکید می‌کند؛ توسعه کمربند‌های سبز در حاشیه شهرها، هم از ورود ذرات به بافت شهری می‌کاهد و هم به بهبود شاخص‌های سلامت عمومی کمک می‌کند. 

 آلودگی، دشمن خاموش جنگل
در نگاه نخست، جنگل‌ها قربانیان خاموش گردوغبارند. اما در عمق ماجرا، خود این اکوسیستم‌ها نیز زیر فشار آلاینده‌ها فرسوده می‌شوند. درختی که باید نفس شهر را تازه کند، وقتی با گاز‌های سمی، ذرات فلزی، ازن، دی‌اکسید گوگرد و اکسید‌های نیتروژن روبه‌رو می‌شود، به‌تدریج توان دفاعی‌اش را از دست می‌دهد. برگ‌ها زرد می‌شوند، روزنه‌ها برای کاهش آسیب بسته می‌مانند، فتوسنتز افت می‌کند و رشد شاخه و ریشه کند می‌شود. در این وضعیت، جنگل نه‌تنها کمتر پالایش می‌کند، بلکه به اکوسیستمی آسیب‌پذیرتر در برابر خشکسالی و آتش‌سوزی نیز تبدیل می‌شود. رئیس بهره‌برداری و محصولات فرعی جنگلی و مرتعی اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان کرمانشاه در این باره توضیح می‌دهد: «افزایش آلاینده‌های هوا مستقیماً باعث کاهش گل‌دهی، میوه‌دهی و در نهایت ضعف عمومی درخت می‌شود. برخی آلاینده‌ها مانند ازن، با آسیب به روزنه‌های برگ، روند تنفس و تغذیه گیاه را مختل می‌کنند و در بلندمدت، زادآوری طبیعی جنگل را پایین می‌آورند.» 
وحید عزیزی معتقد است که آلاینده‌ها فقط به شاخ‌وبرگ آسیب نمی‌زنند، بلکه زنجیره گرده‌افشانی و حیات حشرات مفید را نیز بر هم می‌زنند. رخدادی که به‌ظاهر کوچک است، اما در عمل، بازتولید جنگل را با بحران مواجه می‌کند. 

 بحران فراتر از مرز‌ها
ریزدگرد‌ها در ایران حاصل ترکیب پیچیده‌ای از خشکسالی‌های پیاپی، مدیریت ناکافی منابع آب، فرسایش خاک، تخریب پوشش گیاهی و کانون‌های تولید گردوغبار در کشور‌های همسایه‌اند. همین چندمنشأ بودن بحران، مهار آن را دشوارتر کرده است. وقتی باد از بیابان‌های خشک داخلی، تالاب‌های آسیب‌دیده و کانون‌های فرامرزی عبور می‌کند، ذراتی را حمل می‌کند که نه به مرز سیاسی اعتنا دارند و نه به فاصله شهری. به همین دلیل، مقابله با ریزگرد‌ها نمی‌تواند فقط در سطح استان یا حتی در سطح ملی تعریف شود؛ این یک مسئله منطقه‌ای است که به دیپلماسی محیط‌زیستی، همکاری فرامرزی و اقدام هم‌زمان در سرچشمه‌ها نیاز دارد. در استان‌های مرکزی نیز، آنچه روزی تهدیدی دور از ذهن تلقی می‌شد، اکنون به پدیده‌ای فصلی و گاه مزمن تبدیل شده است. شهر‌هایی که در گذشته بیشتر با آلودگی صنعتی یا ترافیکی مواجه بودند، امروز هم‌زمان با ذرات بیابانی نیز دست‌وپنجه نرم می‌کنند. این تغییر جغرافیای بحران، نشان می‌دهد؛ ریزگرد‌ها دیگر یک معضل محلی نیستند؛ آنها به مسئله‌ای ساختاری در امنیت زیست‌محیطی کشور تبدیل شده‌اند. 
در این میان، استان‌های جنگلی مانند کرمانشاه، لرستان و بخشی از زاگرس می‌توانند به‌عنوان پهنه‌های نگهدارنده و تعدیل‌کننده عمل کنند. اما این نقش، به‌خودی‌خود کافی نیست. اگر منشأ‌ها خشک نشوند، اگر خاک تثبیت نشود، اگر صنعت آلاینده مهار نگردد و اگر کمربند‌های سبز توسعه پیدا نکنند، حتی جنگل هم زیر بار فرسایش خاموش، تاب‌آوری خود را از دست خواهد داد. 

 پیامد‌های انسانی و هزینه‌های پنهان
هجوم ریزگرد‌ها در بدن، ذهن و اقتصاد شهروندان رسوب می‌کند. افزایش بیماری‌های تنفسی، تحریک چشم و پوست، تشدید آلرژی‌ها و فشار بر بیماران قلبی و ریوی، فقط بخشی از پیامد‌های مستقیم آن است. در کنار اینها، اثرات پنهان‌تری نیز وجود دارد: کاهش تمرکز در کار، افت بهره‌وری، بالا رفتن هزینه‌های درمان، افزایش تصادفات رانندگی در روز‌های غبارآلود و حتی فرسایش روانی ناشی از تداوم آسمان خاکستری. 
پژوهش‌های انجام‌شده در کرمانشاه نشان می‌دهد که ریزگرد‌ها در دو حوزه اقتصادی و بهداشتی بیشترین ضربه را وارد کرده‌اند، در حالی که اثرات اجتماعی آنها کمتر از این دو حوزه برآورد شده است. این یافته به‌خوبی نشان می‌دهد که آلودگی هوا، پیش از آن‌که یک موضوع صرفاً محیط‌زیستی باشد، مسئله‌ای معیشتی و سلامت‌محور است. خانواری که برای دارو، ویزیت، ماسک و غیبت از کار هزینه می‌کند، در واقع بخشی از هزینه بحران را روزانه پرداخت می‌کند که در آمار‌های رسمی همیشه به‌طور کامل دیده نمی‌شود. 

 از کمربند سبز تا مهار کانون‌ها
دکتر مهیار امین پور، کارشناس محیط‌زیست در گفت‌و‌گو با «جوان» با بیان اینکه برای مواجهه با بحران ریزگرد‌ها نسخه واحد و ساده‌ای وجود ندارد، می‌گوید: «با این حال در نخستین گام باید حفاظت از جنگل‌های موجود و جلوگیری از تخریب بیشتر پوشش گیاهی در دستور کار قرار بگیرد. کمربند‌های سبز در حاشیه شهر‌ها باید به‌عنوان زیرساختی دفاعی دیده شوند. زیرساختی که می‌تواند گردوغبار را بشکند، سرعت باد را کاهش دهد و ذرات معلق را پیش از ورود به مناطق مسکونی رسوب دهد. در کنار آن، احیای مراتع، مدیریت آبخیزها، تثبیت خاک و کاهش فشار بر جنگل‌های زاگرس ضروری است.»
او ادامه می‌دهد: «گام دوم، مهار آلاینده‌های صنعتی و شهری است. اگر درخت قرار است فیلتر هوا باشد، نباید هم‌زمان به‌وسیله همان هوا مسموم شود. صنایع آلاینده باید ملزم به کنترل دقیق خروجی‌ها شوند و شهر‌ها نیز در سیاستگذاری‌های خود، سهم جدی‌تری برای فضای سبز و حفاظت از اکوسیستم‌های پیرامونی قائل شوند.»
 این کارشناس حوزه محیط‌زیست تصریح می‌کند: «گام سوم، همکاری فرامرزی است. مقابله با منشأ‌های برون‌مرزی ریزگردها، نیازمند گفت‌و‌گو، توافق و پیگیری مستمر در سطح منطقه‌ای است. تا زمانی که سرچشمه‌ها تثبیت نشوند، باد همچنان پیام‌آور گردوغبار خواهد بود و جنگل‌ها، هرچند مقاوم، زیر این فشار بی‌پایان خم خواهند شد.»
ریزگرد‌ها را نباید به عنوان مقداری خاک در هوا دید، بلکه آنها نشانه‌ای از شکاف میان توسعه و طبیعت‌اند. اگر سیاستگذاری‌ها به‌سمت حفاظت واقعی از جنگل‌ها، احیای کمربند‌های سبز و مهار کانون‌های داخلی و خارجی نرود، آن‌چه امروز در آسمان دیده می‌شود، فردا در سلامت، اقتصاد و زیست روزمره شهروندان عمیق‌تر رسوب خواهد کرد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار