کد خبر: 1367916
تاریخ انتشار: ۲۰ تير ۱۴۰۵ - ۰۳:۲۰

جوان آنلاین: پس از اینکه رژیم تروریستی امریکا به همراه نیروی نیابتی خود، یعنی رژیم کودک‌کش صهیونیستی، در ۹ اسفند ۱۴۰۴ به ایران اسلامی حمله کرد، تهران مقتدرانه مقاومت کرد و ظرف چهل روز درسی به امریکا و نیروی نیابتی‌اش داد که آنها را وادار به عقب‌نشینی کرد. البته از هفته دوم جنگ، به مدت حدود یک ماه با ارسال انواع و اقسام پیام‌ها، واسطه‌ها و پالس‌های سیاسی، خواستار مذاکره با ایران بودند؛ چراکه در آستانه یک شکست تاریخی قرار داشتند و یکی از شاخص‌هایی که رژیم امریکا را به سمت مذاکره با ایران سوق داد، وضعیت ذخایر راهبردی نفت این رژیم نکبت بود؛ چراکه به واسطه مدیریت هوشمندانه تنگه هرمز از سوی ایران، ذخایر راهبردی نفتی‌اش با روندی کاهشی مواجه شده بود و همین مسئله به یکی از دغدغه‌های مهم تروریست‌های کت‌وشلواری واشینگتن تبدیل شد. 
پس از مذاکراتی که در نهایت به تفاهم‌نامه اسلام‌آباد منجر شد و ایران اجازه داد جریان انتقال نفت از تنگه هرمز، آن‌هم با مدیریت کاملاً ایرانی، از سر گرفته شود، بسیاری گفتند این اتفاق بیش از همه به نفع امریکاست، زیرا واشینگتن می‌تواند از فرصت ایجادشده برای بازسازی ذخایر راهبردی خود استفاده کند. منطق این تحلیل نیز بر این محور استوار بود که وقتی مهم‌ترین گلوگاه انرژی جهان از وضعیت بحرانی فاصله بگیرد، قیمت‌ها آرام‌تر می‌شود، نگرانی‌ها نسبت به عرضه نفت کاهش پیدا می‌کند و رژیم امریکا فرصت خواهد داشت بخشی از ذخایری را که در دوره درگیری نظامی از دست داده است، جبران کند. 
اما آمار‌های منتشرشده در هفته‌های پس از آنچه مرسوم به تفاهم‌نامه اسلام‌آباد است، گزارش متفاوتی را نشان می‌دهد. بر اساس داده‌های منتشرشده، ذخایر راهبردی نفت قاتلان فرشته‌های میناب، نه‌تنها با افزایش چشمگیر مواجه نشده، بلکه روند کاهشی خود را نیز ادامه داده است و همین مسئله سبب شده است که یکی از مهم‌ترین استدلال‌های مطرح‌شده درباره منافع رژیم امریکا از تفاهم‌نامه اسلام‌آباد با تردید‌های جدی مواجه شود. 
از سوی دیگر، ذخایر راهبردی نفت برای رژیم امریکا صرفاً چند مخزن بزرگ نفتی نیست؛ این ذخایر در واقع بیمه انرژی رژیم تروریستی امریکا در شرایط بحران محسوب می‌شوند. هرگاه جنگی بزرگ رخ دهد – بخوانید راه بیندازند – یا مسیر‌های انتقال انرژی مختل شود یا بازار جهانی نفت با شوک مواجه گردد، تروریست‌های واشینگتن روی این ذخایر حساب می‌کنند تا بتوانند از فشار‌های اقتصادی و امنیتی بکاهند. به همین دلیل است که میزان این ذخایر همواره مورد توجه فعالان بازار انرژی قرار داشته است. 
همچنین در طول دهه‌های گذشته، رژیم امریکا بار‌ها از ذخایر راهبردی خود برای مدیریت جنگ‌افروزی‌های مختلف استفاده کرده است. اما آنچه امروز اهمیت دارد، این است که این ذخایر در مقایسه با بسیاری از دوره‌های گذشته در سطوح پایین‌تری قرار گرفته‌اند و همین مسئله باعث شده است که روند کاهش یا افزایش آنها بیش از هر زمان دیگری مورد توجه قرار گیرد. 
نکته قابل توجه دیگر آن است که حتی پس از آنچه تفاهم‌نامه اسلام‌آباد نامیده می‌شود، روند ترمیم ذخایر نفتی امریکا، آن‌گونه که برخی پیش‌بینی می‌کردند، اتفاق نیفتاده است. اگر فرض اولیه این بود که تفاهم‌نامه اسلام‌آباد فرصتی طلایی برای بازسازی ذخایر راهبردی رژیم امریکا فراهم خواهد کرد، آمار‌های موجود نشان می‌دهد دست‌کم تاکنون چنین اتفاقی رخ نداده است. 
البته ذخایر راهبردی نفت فقط یکی از متغیر‌های مؤثر بر جنگ‌طلبی‌های رژیم تروریستی امریکا محسوب می‌شود و نمی‌توان تمام تحولات سیاسی و نظامی را صرفاً با اتکا به این شاخص توضیح داد. با این حال، نادیده گرفتن اهمیت آن نیز خطاست. رژیمی که خود را قدرت اول نظام بین‌الملل می‌داند، نمی‌تواند نسبت به کاهش ذخایر اضطراری انرژی خود بی‌تفاوت باشد، به‌ویژه در شرایطی که بخش مهمی از اقتصاد جهانی همچنان به نفت وابسته است و اختلال در عرضه انرژی می‌تواند پیامد‌های گسترده‌ای برای اقتصاد‌های بزرگ جهان داشته باشد. 
از سوی دیگر، کاهش ذخایر راهبردی نفت رژیم امریکا فقط یک مسئله داخلی برای این رژیم نیست. بازار‌های جهانی انرژی، شرکت‌های بزرگ نفتی، متحدان مرکز تولید و توزیع تروریسم یعنی واشینگتن و حتی رقبای آن نیز این آمار‌ها را با دقت دنبال می‌کنند. دلیل این حساسیت نیز طبیعی است؛ زیرا وضعیت ذخایر راهبردی می‌تواند تصویری از میزان آمادگی رژیم تروریستی امریکا برای مواجهه با جنگ‌افروزی‌های احتمالی آینده ارائه دهد. 
بر همین اساس، ادامه روند کاهش ذخایر راهبردی نفت قاتلان ورزشکاران لامرد را نمی‌توان صرفاً یک خبر اقتصادی تلقی کرد؛ چراکه این موضوع ابعاد ژئوپلیتیکی، امنیتی و راهبردی نیز دارد. هرچه فاصله رژیم تروریستی امریکا با سطوح مطمئن ذخایر کمتر شود، حساسیت تصمیم‌گیران این رژیم جنگ‌طلب نسبت به تحولات بازار جهانی نفت و امنیت مسیر‌های انتقال انرژی نیز بیشتر خواهد شد. 
به همین دلیل، برخلاف برخی تحلیل‌های اولیه، تفاهم‌نامه اسلام‌آباد را نمی‌توان پایان چالش انرژی رژیم وحشی امریکا دانست. آنچه از آمار‌ها برمی‌آید این است که واشینگتن همچنان با مسئله ذخایر راهبردی نفت مواجه است و هنوز نتوانسته این نقطه ضعف را به طور کامل برطرف کند. از این منظر، روند ذخایر راهبردی نفت مرکز تروریستی جهان همچنان یکی از شاخص‌های مهم برای ارزیابی تحولات آینده در حوزه انرژی و معادلات قدرت جهانی خواهد بود که نشان می‌دهد حتی بزرگ‌ترین قدرت‌های جهان نیز در برابر واقعیت‌های بازار انرژی و محدودیت‌های راهبردی خود مصون نیستند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار