اقدامات چندوجهی سیاسی، امنیتی و نظامی امریکا در آبهای جنوبی کشور که به گفته سپاه پاسداران نقض صریح بند ۵ تفاهمنامه محسوب میشود، با اهداف متنوعی صورت میگیرد که در رأس آن، به چالش کشاندن مدیریت تنگه هرمز توسط ایران قرار دارد جوان آنلاین: اقدامات چندوجهی سیاسی، امنیتی و نظامی امریکا در آبهای جنوبی کشور که به گفته سپاه پاسداران نقض صریح بند ۵ تفاهمنامه محسوب میشود، با اهداف متنوعی صورت میگیرد که در رأس آن، به چالش کشاندن مدیریت تنگه هرمز توسط ایران قرار دارد.
همزمان با ادامه حملات مقطعی امریکا به تأسیسات دیدهبانی تنگه هرمز در سواحل جنوبی به منظور تضعیف توانایی ایران برای مدیریت آن، کاخ سفید در حال انجام رایزنیها و بلوکبندی سیاسی با کشورهای حاشیه خلیج فارس است و با تقویت حضور حفاظتی خود در مسیر جایگزین سواحل عمان، به دنبال ایجاد یک ساختار امنیتی موازی برای کاهش وابستگی به مدیریت ایران در این آبراه راهبردی است. به عقیده بسیاری از تحلیلگران، امکان تثبیت مدیریت تنگه هرمز بزرگترین دستاورد و نماد پیروزی ایران در جنگ و در مقابل نشانه بزرگی از شکست امریکا است، زیرا ناکامی امریکا از بازگشایی تنگه هرمز با استفاده از همه ظرفیتهای سیاسی و نظامی، سبب شد که تنگه هرمز یک ابزار فشار دائمی برای ایران باقی بماند. از نظر آنها، سلاح اصلی ایران، ژئوپلیتیک و جغرافیای خاص آن، بهویژه تنگه هرمز است که میتواند بدون داشتن سلاح هستهای، فشار لازم را به دشمنان خود وارد کند. از طرف دیگر، تسلط ایران بر تنگه هرمز یک پیروزی استراتژیک و اقتصادی بینظیر است که معادلات قدرت در منطقه و جهان را دگرگون کرده و دست برتری امریکا در آبهای جهان را با چالش مواجه ساخته است. به همین جهت، ایجاد یک سازوکار مؤثر برای تثبیت و تحمیل اراده خود بر مدیریت تنگه هرمز، در حال حاضر اولویت اصلی سیاست امریکا در قبال ایران و منطقه است.
در همین راستا، امریکا به هر روشی متوسل شده و حتی تحرکات مذکور که در عمل نقش عامل نقضکننده تفاهم را ایفا میکنند، انجام میدهد، اما از طرف دیگر برای آنکه روند تعهدات به تفاهمنامه کاملاً متوقف نشود و خللی به مذاکرات وارد نگردد، امتیازات اقتصادی پیشبینیشده در توافق را به شکل نیمهکاره، تردیدآمیز و کجدار و مریز اجرا میکند. مواردی همچون آزادسازی محدود پولهای بلوکهشده، رفع جزئی حصر دریایی و معافیتهای صادرات نفت از جمله این اقدامات است.
امریکا همزمان با حفظ روند شکننده مذاکرات، از نظر سیاسی و دیپلماتیک نیز اقداماتی را برای اختلال در مدیریت تنگه هرمز انجام داده است. در همین راستا، شورای همکاری خلیج فارس تحت هدایت امریکا در بیانیهای مشترک، ضمن ابراز نگرانی از تنشهای نظامی در آبراههای حیاتی منطقه، از «هرگونه اقدام یکجانبه که ثبات کشتیرانی در خلیج فارس را تهدید کند» انتقاد کرد. با این حال، نکته قابل توجه آن است که بیانیه مذکور بر «لزوم وجود مسیرهای جایگزین امن برای تردد بینالمللی» تأکید ویژهای داشته و عملاً زمینه را برای تضمین کریدور پیشنهادی امریکا در سواحل عمان فراهم کرده است.
منابع آگاه عربی گزارش دادهاند که این بیانیه پس از رایزنیهای فشرده دیپلماتهای امریکایی با عربستان، امارات و عمان تدوین شده و تلاشی آشکار برای ایجاد شکاف در اجماع منطقهای حول مدیریت انحصاری ایران بر تنگه هرمز به شمار میرود.
در کنار مسائل مرتبط با تنگه هرمز، تهدیدات دوباره ترامپ علیه ایران و تحولات لبنان بیانگر یک طرح کلان امریکایی- اسرائیلی برای تضعیف محور مقاومت در کل منطقه است. حملات فزاینده رژیم اسرائیل به جنوب لبنان، آتشبس اسرائیل و لبنان بدون حضور حزبالله و نقض آشکار بند یک تفاهمنامه امریکا و ایران در کنار هم قطعاتی از یک پازل درهمتنیده را ترسیم میکند.
امریکا با وجود آنکه ادعا میکرد که خطوط رایزنی با ایران در مورد لبنان طبق تفاهمنامه برقرار است، از طرف دیگر با دادن چراغ سبز به اسرائیل، سبب کشتار و ویرانیهای بسیاری در لبنان میشود. حدود چند هفته گذشته و در میانه مذاکرات، روزنامه جروزالمپست افشا کرد که مقامات اسرائیلی تأییدیههای لازم را برای گسترش عملیات خود علیه لبنان از امریکا دریافت کردهاند. این رسانه صهیونیستی به نقل از یکی از مقامات امریکایی نوشته که ایالات متحده انتظار ندارد اسرائیل حملات مستمر یک سازمان تروریستی به غیرنظامیان خود را تحمل کند. این در حالی بود که مذاکرات مسئولان اسرائیلی و لبنانی و همچنین مذاکرات ایران و امریکا بر سر پایان جنگ در لبنان همچنان در جریان بود.
علاوه بر آن، ترامپ پس از حملات متجاوزکارانه به جنوب ایران و نگرانی از پاسخهای نظامی ایران، دوباره دست به تهدید ایران زد و گفت: «احتمال بسیاری وجود دارد که آنها هرگز درس نگیرند! ممکن است زمانی برسد که دیگر نتوانیم [با آنها]معقول باشیم و مجبور شویم کاری را که با موفقیت آغاز کردهایم بهصورت نظامی کامل کنیم. اگر چنین شود، جمهوری اسلامی ایران دیگر وجود نخواهد داشت!»
تهدیدات مکرر وی در میانه مذاکرات، همزمان با نقض اصولی بند اول تفاهمنامه در مورد لبنان، نشان میدهد که امریکا در تلاش است با استفاده از ابزار نظامی و زور، مانع تحقق بندهای راهبردی و مؤثر مانند بندهای اول و پنجم تفاهمنامه در مورد لبنان و تنگه هرمز شود و همه تعهدات خود را به امورات اقتصادی مندرج در تفاهمنامه تقلیل دهد. بهبیان دقیقتر، راهبرد امریکا تضعیف مقاومت در لبنان و در مرحله بعدی در عراق و در نهایت هدف قرار دادن نقطه قوت استراتژیک ایران، یعنی تنگه هرمز است. امریکا این روزها به دنبال تکمیل پروژه خلع سلاح مقاومت عراق با ادغام آن در ارتش است که از مدتها پیش زمینهسازی برای آن را آغاز کرده است. در حال حاضر، امریکا با حمایتهای پنهان و آشکار از رژیم اسرائیل در کشتار و ویرانی لبنان، و تلاش برای تحمیل خلع سلاح حزبالله در چارچوب مذاکرات آتشبس بین دولت لبنان و اسرائیل (بدون حضور ایران)، در حال تضعیف مقاومت لبنان و خنثیسازی تهدیدات حزبالله است.
از طرف دیگر، امریکا بهطور همزمان با اقدامات تخریبی نظامی علیه مراکز دیدهبانی تنگه هرمز، تحمیل کریدور جایگزین در سواحل عمان و حتی ارائه امتیازات اقتصادی محدود و مورد تردید در ازای انفعال عملی ایران در مدیریت تنگه، بهطور کلی در حال چالش کشیدن مدیریت دائمی جمهوری اسلامی بر این آبراه راهبردی و تخریب نماد پیروزی ایران در جنگ اخیر است.
این دو در کنار یکدیگر، فارغ از آنکه بهطور کلی تفاهمنامه و اعتماد به امریکا را زیر سؤال میبرد، نشان میدهد که امریکا در نگاه کلانتر در حال برچیدن نقاط قوت راهبردی در محور مقاومت برای هموارسازی پروژه اصلی خود برای تحقق خاورمیانه بزرگ است.
با وجود این نیات شوم، ایران با نقشآفرینی مقتدرانه، پاسخهای کوبنده و فوری به حملات امریکا در سواحل جنوبی، و نیز رایزنیهای فشرده درباره لبنان، نشان داده است که از خواستههای خود عقبنشینی نمیکند و بر این باور است که امریکا ناگزیر از پایبندی به تعهدات خود برای تداوم مذاکرات است.