حضور مردم در خیابان، صرفاً یک تجمع سیاسی نیست، تجلی اراده ملی است. این حضور، پیام روشنی دارد؛ ملت ایران از جمهوری اسلامی، منافع ملی و حقوق قانونی خود حمایت میکند و خواهان مذاکرهای عزتمند، هوشمندانه و نتیجهبخش است.
امروز در ایران، یک واقعیت انکارناپذیر وجود دارد؛ کلیت نظام، مردم، دولت و حتی تیم مذاکرهکننده نسبت به امریکا اعتماد ندارند. این بیاعتمادی، یک احساس زودگذر یا شعار سیاسی نیست، محصول تجربهای روشن و پرهزینه است. خروج یکجانبه امریکا از برجام، نقض تعهدات بینالمللی، اعمال دوباره تحریمها و حتی اقدام نظامی علیه ایران در میانه روند مذاکرات، همگی در شکلگیری این بیاعتمادی نقش داشتهاند. بنابراین مطالبه مردم برای رعایت شروط و خطوط قرمز، ریشه در تجربه دارد، نه در احساسات. از همینرو، تأکید بر شروطی که رهبر انقلاب برای مذاکرات ترسیم کردهاند، نه مانع دیپلماسی، بلکه تضمینکننده موفقیت آن است. مذاکره زمانی ارزشمند است که ابزار تأمین حقوق ملت باشد، نه مسیری برای تکرار تجربههای تلخ گذشته.
در عین حال، باید به یک نکته مهم توجه داشت. مطالبهگری مردمی هرگز به معنای اختلاف میان مردم، دولت، نظام یا تیم مذاکرهکننده نیست. جمهوری اسلامی در مقاطع حساس، همواره بر پایه یک «اتحاد مقدس» پیش رفته است؛ اتحادی که مردم، دولت، نیروهای مسلح و سایر ارکان کشور را در کنار یکدیگر قرار داده است. این همبستگی، سرمایه اصلی ایران در برابر فشارهای خارجی بوده، هست و خواهد بود. مطالبهگری زمانی ارزش خود را حفظ میکند که منطقی، مستدل، قانونمند و مسئولانه باشد. نقد و مطالبه، حق مردم است، اما این حق نباید به متهمسازی، توهین، تخریب شخصیتها، دوقطبیسازی جامعه یا تضعیف انسجام ملی منجر شود. مطالبهای که به شکاف داخلی بینجامد، دیگر مطالبه ملی نیست، بلکه ناخواسته در خدمت راهبرد دشمن قرار میگیرد.
دشمن نیز دقیقاً همین نقطه را هدف گرفته است. راهبرد او، تعطیل کردن یا بیاثر ساختن حضورهای مردمی نیست، بلکه تغییر ماهیت آنهاست. با برجستهسازی دوگانههای کاذب، القای اختلاف میان مردم و مسئولان، یا تقابل میان میدان و دیپلماسی، تلاش میکند وحدت ملی را به شکاف سیاسی تبدیل کند. هر اندازه این روایت تقویت شود، همان اندازه قدرت چانهزنی ایران در عرصه بینالمللی کاهش مییابد. از اینرو، دعوت به رفتار منطقی، قانونمند و اخلاقی، هرگز به معنای مخالفت با حضور مردم در خیابان نیست. برعکس، هدف آن حفظ اصالت، اعتبار و اثربخشی این حضور است. راهپیماییهای مردمی زمانی بیشترین اثر را دارند که در چارچوب قانون، همراه با حفظ وحدت ملی و فارغ از هرگونه رفتار هیجانی یا اختلافافکنانه برگزار شوند.
امروز بیش از هر زمان دیگری، ایران به حفظ این سرمایه بزرگ نیاز دارد؛ سرمایهای به نام اتحاد ملی. سرمایهای که در آن مردم، دولت، نیروهای مسلح و تیم مذاکرهکننده، نه در برابر یکدیگر، بلکه در کنار یکدیگر و ذیل راهبردهای کلان نظام، از منافع و امنیت کشور دفاع میکنند. این وحدت، مهمترین پشتوانه قدرت ملی در میدان و پشت میز مذاکره است و باید از هر اقدامی که آن را تضعیف یا دچار دوگانگی کند، پرهیز شود. امروز مطالبه ملت ایران، مطالبهای روشن، منطقی و مسئولانه است؛ مذاکره باید در چارچوب سیاستهای کلان نظام، با رعایت کامل خطوط قرمز اعلام شده از سوی رهبری، حفظ عزت، حکمت و مصلحت و صیانت از منافع ملی دنبال شود. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که هرگونه توافق، بدون تحقق الزامات، تضمینهای معتبر و راستیآزمایی مؤثر نمیتواند مبنای اعتماد و اقدام متقابل قرار گیرد. از همین رو، افکار عمومی انتظار دارد که هرگونه پیشرفت در روند مذاکرات، گامبهگام، متوازن، مبتنی بر اجرای تعهدات طرف مقابل و همراه با اطمینان از تحقق پیششرطهای مورد نظر سیاستگذاران کشور باشد. شتابزدگی، اعتماد بدون پشتوانه و عدول از اصولی که برای حفظ حقوق ملت ترسیم شدهاند، با تجربههای گذشته سازگار نیست و میتواند هزینههای سنگینی بر کشور تحمیل کند.
در عین حال، مطالبهگری مردمی زمانی بیشترین اثر را خواهد داشت که در چارچوب قانون، اخلاق، عقلانیت و وحدت ملی انجام شود. مردم، دولت، نیروهای مسلح و تیم مذاکرهکننده، اجزای یک قدرت ملی واحد هستند و حفظ این همبستگی، مهمترین پشتوانه موفقیت ایران در هر عرصهای از میدان تا دیپلماسی بهشمار میرود. بنابراین حفظ انسجام ملی، پایبندی به سیاستهای کلان نظام، رعایت خطوط قرمز و حرکت مرحلهبهمرحله بر اساس تحقق تعهدات و منافع ملی میتواند پشتوانهای مهم برای هر تصمیم در حوزه مذاکرات باشد. این رویکرد، ضمن صیانت از حقوق ملت، از تکرار تجربههای پرهزینه گذشته نیز جلوگیری میکند.