اسماعیلی، وزیر پیشین فرهنگ و ارشاد اسلامی: پس از جنگ تحمیلی، دشمن تمام شبکه تأثیرگذارش را برای خنثیسازی قدرت نرم ایران فعال کرد. آنها در اینباره دست به سرمایهگذاریهای جدی زدهاند. این بدان معناست که دشمن نقطه قوت ایران را شناسایی و تلاش خود را بر تضعیف اثرگذاری این لایههای قدرت متمرکز کرده است. از این رو میتوان گفت وزن میدان نبرد از عرصههای نظامی به عرصههای فرهنگی و نرم منتقل شده است جوان آنلاین: مجمع جهانی صلح اسلامی و اندیشکده راهبرد تحول با همکاری خانه اندیشهورزان، پنجمین نشست نخبگانی «بازیابی قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در پرتو جنگ تحمیلی سوم» را برگزار کرد. منوچهر متکی، وزیر پیشین وزارت امور خارجه؛ محمدمهدی اسماعیلی، وزیر پیشین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی؛ محمدرضا مجیدی، دبیرکل مجمع مجالس آسیایی و داود عامری، دبیرکل مجمع جهانی صلح اسلامی سخنرانان این نشست بودند که دیدگاههای خود را در این باره بیان کردند.
دکتر محمدرضا مجیدی، دبیرکل اتحادیه پارلمانهای آسیایی ـ APAـ اولین سخنران این مراسم بود که سخنان خود را با تمیز میان عرصه جنگ سخت و شاخهای از جنگ نرم، یعنی جنگ روایتها، آغاز کرد و گفت: جنگ در جهان امروز فقط در میدان نظامی نیست، بلکه در روایتها و افکار عمومی شکل میگیرد. از این نظر کشوری در جنگ موفق است که بتواند روایت خود را به بهترین شکل منعکس کند، همچنان که امر سیاست خارجی، سیاستگذاری و امر دیپلماسی گریزناپذیر است، اما اینکه ما این سیاستها را چگونه عملیاتی کنیم به ظرفیتهایی متنوعی مربوط است که باید مورد توجه قرار داد.
مجیدی با بیان اینکه جنگ اخیر، جنگ ترکیبی چندلایه بود، گفت: علاوه بر میدان و حضور مردم، رسانههای مختلف در این جنگ حضور داشتند و جنگ روایتها و چندلایه شکل گرفته بود. در این جنگ شاهد بودیم که فقط زیرساختهای نظامی و صنعتی و فناوری کشور را مورد هدف قرار ندادند، بلکه آنها در قالب جنگ شناختی درپی تسخیر افکار عمومی و هویت، ذهن و شاکله ادراک مردمان کشور ما بودند.
وی با ارائه تعریفی از قدرت نرم، آن را میزان تأثیرگذاری بر دیگران دانست و گفت: مقاومت ملی ایرانیان در دو جنگ تحمیلی گذشته ـ ۱۲روزه و ۴۰ روزه ـ فضایی تاریخی ایجاد کرد که در حافظه جمعی همه ما، حتی کسانی که در ایران زندگی نمیکنند، ماندگار خواهد شد و آنچه قابلپیشبینی به نظر میرسد این است که قطعاً پس از تثبیت شرایط کشور، هجوم گردشگرانی را به کشور شاهد خواهیم بود که کنجکاوند ببینند این ایران با این روحیه ایثار و مقاومت چه کشوری است و از چه تمدن و فرهنگی برخاسته و تغذیه میکند.
دبیرکل اتحادیه پارلمانهای آسیایی APA در بخش دیگری از اظهارات خود با اشاره به اینکه جنگهای ۱۲ و ۴۰ روزه، واقعیت و ظرفیتهای موجود ما را به ما نشان داد؛ گفت: ما در این دو بازه از جنگ که پشت سر گذاشتیم، بیشتر از گذشته متوجه موقعیت و داشتههای تمدنی، فرهنگی و تاریخ عظیم کشور شدیم. آنچه اتفاق افتاد این بود که فرهنگ کهن ما از زبان فارسی تا حافظه تاریخی دوباره قدرت خود را نشان دادند. اینکه ایران در دورههای مختلف شاهد چنین هجمههای سنگینی بوده و در برهههای مختلف چندین بار مورد حمله قرار گرفته، ولی با تابآوری بالایی که متأثر از بینش، فرهنگ و خاستگاه تمدنی ایران است، دوباره ترمیم و احیا شده است. از طرف دیگر جنگهای تحمیلی اخیر، بار دیگر دو قدرت بزرگ ایران را به رخ کشیدند: اولی ظرفیت مردمی کشورمان است که باید قدر آن را دانست و متوجه ظرافت نقشآفرینی مردم در بزنگاههای تاریخی بود و دوم، موقعیت ژئوپلیتیک بهویژه موقعیت تنگه هرمز است که دوباره در این جنگها بازتعریف شد و دیدیم که بازتعریف این موقعیت تا چه اندازه میتواند در تحولات منطقهای و بینالمللی اثرگذار باشد. به خاطر همین است که ما باید این کانونهای قدرت را در جهت بازآفرینی و بازتعریف قدرت نرم جمهوری اسلامی دوباره ترجمه، بازنمایی، روایت و تصویر کنیم.
مجیدی در بخش دیگری از سخنان خود به شرایط و اقتضائات این بازتعریف و بازآفرینی پرداخت و تصریح کرد: اگر میخواهیم این اتفاق بیفتد، چهار گونه از «هم» باید در کنار هم قرار بگیرند. ما امروز در شرایطی قرار گرفتهایم که برای بازآفرینی قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران باید همآفرینی، همدلی، هماندیشی و همراهی داشته باشیم. این بازآفرینی و بازتعریف بدون مؤانست و هماهنگی میان اضلاع این چهارگانه امکانپذیر نیست.
او در پایان اظهارات خود تأکید کرد اگر در این جنگ نیروهای مسلح، مردم، دولت، رسانه و سایر ارکانها توانستند بدرخشند، به خاطر این بود که در عمل توانستند این «هم»ها ـ همآفرینی، همدلی، هماندیشی و همراهی ـ را کنار هم قرار دهند و همافزایی و تصاعد مطلوبی را به وجود بیاورند.
مردم مانند سال ۱۳۵۷دوباره مبعوث شدند
در ادامه این نشست، منوچهر متکی، وزیر اسبق امور خارجه و نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی با اشاره به کانون قدرت شکلگرفته در جنگ اخیر گفت: هماهنگی نیروهای مسلح، مردم، دیپلماسی و دولت بیانگر قدرت جمهوری اسلامی ایران در جنگ اخیر بود که از تفکر رهبر شهید نشئت گرفت، با این حال نیازمند تبیین است. وی افزود: زمانی خدمت رهبر شهید رسیده بودیم. در آنجا یکی از تحلیلگران اعلام کرد امروزه خود غربیها اذعان دارند که نظم موجود جهان پایدار نیست. آنجا استدلال و حرف این بود که امروز ایران در موقعیتی قرار گرفته که باید مؤلفههای قدرت خود را استخراج کند. موضوع اینجاست که اگر ما جایگاه خود را تعیین نکنیم، برای ما جایگاه تعیین میکنند. ما در همان نشست و جلسات دیگر متوجه این موضوع بودیم که رهبر شهید بر این موضوع اشراف و آگاهی داشتند، همچنان که تحولات اخیر تجسم عینی و عملی این تسلط و آگاهی است. از این زاویه میتوان گفت طبق آموزهها و اقدامات رهبر شهید، جنگ ۱۲روزه و ۴۰روزه فرصتی برای ظهور و انفجار ظرفیتها و قدرت ایران بود، همان که حضرت امام میفرمودند: انقلاب انفجار نور بود.
وزیر پیشین امور خارجه در ادامه به دغدغه یک دهه و اندی گذشته خود و همنسلهایش درباره گفتمان انقلاب اسلامی و کارآیی آن پرداخت و گفت: ۱۵سال بود نسل ما که از قبل از انقلاب فعالیت سیاسی، انقلابی و سیاسی داشتیم، احساس میکردیم در کشور مشکلاتی داریم، مثلاً موشک خوب میسازیم ولی خودرو خوبی نمیسازیم و نظایر آن که نشان میداد کاستیهایی در اداره کشور و تعریف مأموریتها وجود دارد. از طرفی آنچه قابللمس بود، رویدادها و اتفاقاتی بود که نشان میداد؛ برخی روندها سبب شده سطح اعتراضات از نخبگان و صاحبنظران ـ البته با هدایت و کارشکنی دشمن ـ به دانشآموزان دبیرستانی برسد. در این رابطه احساس میکردیم هر چه زمان میگذرد، جوانان از جمهوری اسلامی ایران فاصله میگیرند، اما در جنگ اخیر فرصتی شد تا لایههای مختلفی از مردم و جوانان با گفتمان و ادبیات جمهوری اسلامی ایران و قدرت و اثرگذاری آن آشنا شوند. در حقیقت مردم بهمانند سال ۱۳۵۷دوباره مبعوث شدند. وی با اشاره به اینکه پیامبر به بعثت رسید، اما میزان رخدادها، اتفاقات و جنگها و فراز و نشیبها اجازه نداد که مفاهیم این بعثت در دوران پیامبر اکرم (ص) آشکار و تبیین شود، گفت: نه تنها در دوران پیامبر تبیین کاملی از مفاهیم اسلام فراهم نشد، بلکه پس از ایشان نیز امامان با شرایط سختی روبهرو شدند. از این جهت ما زمانی میتوانیم قدر انقلاب اسلامی را بدانیم که متوجه فرصت بینظیری باشیم که در تبیین مفاهیم اسلام در اختیار ما قرار گرفته است. بنابراین دوران انقلاب اسلامی و جنگهای اخیر فرصتی است که مفاهیم انقلاب و اسلام از سرچشمه حقیقی آن تبیین و در اختیار لایههای مختلف اجتماعی قرار گیرد.
متکی با اشاره به دیدگاههای تحلیلگران امریکایی در نقد آشفتگی ورود امریکا به جنگ با ایران با ارجاع به رویدادهای مرتبط تاریخی در دوره معاصر، گفت: پس از آغاز جنگ، تحلیلگران امریکا میگفتند امریکا برای ورود و خروج از جنگ برنامه ندارد، همچنان که امروز واقعیت چنین تحلیلی بیشتر از دوره جنگ در حال نمایان شدن است. از طرفی وقتی به مداخلات امریکاییها نگاه میکنیم، میبینیم در زمان نیکسون، امریکا با هدف ادامه تسلط و هژمونی خود در جهان، چین را محدود کرد. آنها به دنبال قدرت گرفتن چین بهعنوان یکی از کانونهای قدرت و نفوذ نبودند، ولی امروز چین به جایی رسیده است که آشکارا به قوانین و خواستههای امریکا در اعمال تحریمها بر ایران عمل نمیکند.
متکی گفت: ما امروز به صحنههای بینظیر شکلگرفته در این جنگ بهعنوان یک رخداد عادی نگاه میکنیم، در صورتی که این صحنهها عادی نیست. وقتی نگاه میکنید؛ میبینید تا این جنگ هیچ کشوری جرئت حمله به پایگاههای امریکا را نداشت، ولی ایران با اعتماد به نفسی که متأثر از رهیافتهای امام شهید است، در جنگ اخیر پایگاههای امریکا را مورد هدف قرار داد و هیمنه امریکاییها را که به نظر آسیبناپذیر میآمدند، شکست. با این حال موضوع اینجاست که این صحنهها یعنی موفقیتها و سلحشوریهای نیروهای مسلح ایران در هدف قرار دادن پایگاههای امریکا و سرخوردگیهای امریکا در این جنگ باید تبیین شود.
وی تصریح کرد: اگر در همین دوره اخبار را دنبال میکردید، متوجه میشدید تحلیلگران، نخبگان و مسئولان زیادی در کشورهای مختلف به این موضوع صحه میگذاشتند که ایران جزء چهار قدرت برتر جهان است. حال موضوع این است که ما باید از این موهبت و قدرت در جهت منافع مادی و معنویمان استفاده کنیم.
متکی با اشاره به اینکه نیروهای مسلح ایران در همان دوره جنگ توانستند تاکتیکها و نوآوریهایی را به خرج دهند که علاوه بر ترمیم، اصلاح و بهبود رویهها از میزان خسارتها به نیروی انسانی و تجهیزات بکاهند، گفت: ما شاهد بودیم که نیروهای مسلح ما در جنگ ۴۰روزه نسبت به جنگ ۱۲روزه به نحوی عمل کردند که تعداد شهدای پای لانچر موشک به شدت کاهش یافت. حال در چنین شرایطی که قدرت موشکی و دفاعی ما ارتقا داده شد، منصفانه نیست که تورم را نتوانیم کنترل کنیم.
نسل «زد» جهان اسلام، همراه با انقلاب اسلامی.
اما سخنران دیگر این نشست، محمدمهدی اسماعیلی، وزیر پیشین فرهنگ و ارشاد اسلامی بود که در سخنانی با اشاره به اینکه بنیانگذاران و ادامهدهندگان انقلاب اسلامی همگی شخصیتهای فرهنگی و ادبی بودهاند، گفت: جمهوری اسلامی ایران انقلابی برآمده از فرهنگ است. تقریباً در هیچ انقلابی چنین رویکردی را شاهد نیستیم، اما آنچه انقلاب اسلامی را با سایر انقلابها متمایز میکند این است که رهبران کشورمان شخصیتهای فرهنگی هستند. اگر شخصیت رهبر معظم انقلاب را بررسی کنید، میبینید تا چه اندازه ایشان به حوزه فرهنگ و ادبیات مسلط بودند. یک زمانی در دیداری که پوتین از ایران داشت، رهبر شهید انقلاب چنان شهر مسکو را دقیق توصیف میکند که پوتین میپرسد آیا رهبر انقلاب از مسکو دیدن کرده است؟ پاسخ امام شهید این است که من مسکو را از خواندن رمانهای روسی شناختهام.
اسماعیلی با اشاره به اینکه فرهنگی بودن رهبران کشور ما بزرگترین مزیت جمهوری اسلامی ایران محسوب میشود؛ گفت: رهبر شهید انقلاب اسلامی یک شخصیت فرهنگی قرآنپژوه، تاریخشناس و مسلط به ادبیات کشورهای مختلف بودند. این نکتهای است که باید به آن توجه شود و فقط به یک بعد و وجه از زندگی ایشان اکتفا نشود، چون این جامعیت و جامعالاطرافی میتواند برای نسلهای امروز و فردا جذاب و اثرگذار باشد.
وزیر پیشین فرهنگ و ارشاد اسلامی افزود: بزرگترین مزیت و نقطه قوت جمهوری اسلامی در حوزه فرهنگ و قدرت نرم نهفته است. حتی شخصیتهای کلیدی انقلاب اسلامی مانند شهید بهشتی، شهید باهنر، مرحوم هاشمی رفسنجانی و مهندس بازرگان، بر ماهیت فرهنگی این انقلاب تأکید میکنند.
وی با بیان اینکه معلمان و جریان فرهنگی مهمترین عناصر تأثیرگذار در پیروزی انقلاب بودند، گفت: بر همین اساس رهبر انقلاب با خلق مفاهیمی، چون تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی، جنگ نرم و ناتوی فرهنگی، توانست ابعاد این تهدید را تبیین کنند.
اسماعیلی گفت: پس از جنگ تحمیلی، دشمن تمام شبکه تأثیرگذارش را برای خنثیسازی قدرت نرم ایران فعال کرد. آنها در این باره دست به سرمایهگذاریهای جدی زدهاند. این بدان معناست که دشمن نقطه قوت ایران را شناسایی و تلاش خود را بر تضعیف اثرگذاری این لایههای قدرت متمرکز کرده است. از این رو میتوان گفت وزن میدان نبرد از عرصههای نظامی به عرصههای فرهنگی و نرم منتقل شده است.
وی در بخش دیگری از اظهارات خود بر لزوم صیانت از قدرت نرم از رهگذر بالندگی و توسعه دستاوردهای فرهنگی در کنار دستاوردهای نظامی تأکید کرد و گفت: چرا آنها با جدیت و تلاشهای همهجانبه بر موضوع ایرانهراسی و شیعههراسی در منطقه و فضای بینالملل متمرکز شدند؟ به خاطر اینکه میدانند بدون فضاسازیها و حرکت در فضای جنگ نرم نمیتوانند به اهداف خود برسند. از این نظر مهمترین اولویت ما این است که بتوانیم علیه ایرانهراسی و شیعههراسی بایستیم و در قبال آن اقدامات کاربردی و عملیاتی انجام دهیم.
وزیر پیشین فرهنگ و ارشاد اسلامی با بیان اینکه نتایج پژوهشها نشان میدهد؛ نزدیک به ۷۵درصد از مردم جهان و منطقه معتقد به پیروزی ایران در دو جنگ ۴۰روزه و ۱۲روزه هستند، گفت: این یک تغییر چشمگیر در افکار عمومی جهان نسبت به ایران است. از طرفی نسل «زد» در جهان اسلام بیشترین همراهی را با انقلاب اسلامی داشتند و فضاسازیهای مربوط به ایرانهراسی و شیعههراسی که سالها روی آن برنامهریزی شده بود، کاملاً در میان نسل «زد» شکست خورد. این یک پیروزی بزرگ در حوزه قدرت نرم برای کشور محسوب میشود. اسماعیلی، جنگهای اخیر را عاملی برای افزایش نسبی سرمایه اجتماعی در حوزههای مختلف دانست و یادآور شد: بهعنوان نمونه در حمایت از نیروهای مسلح، شاهد ثبتنام در پویش «جانفدا»، همراهی مردم با مسئولان و افزایش نسبی سرمایه اجتماعی هستیم.
وی درباره چالشهای پیشرو و راهکارهای حفظ و ارتقای قدرت نرم گفت: برای استفاده از موتور محرک مردم در جهت ارتقای جمهوری اسلامی ایران باید به مطالبات مردم توجه کرد. از طرفی این اتفاق نمیافتد مگر اینکه تغییرات اساسی در حوزههای آموزش، تعلیم و تربیت، آموزش عالی، فرهنگ و اقتصاد صورت بگیرد.
۶۰۰کارشناس خارجی، ایران را پیروز جنگ میدانند
در پایان این نشست، دکتر داود عامری، دبیرکل مجمع جهانی صلح اسلامی گفت: در جنگ ۴۰روزه با هدف ارائه و اشاعه تصویر مخدوشی از جمهوری اسلامی، فیلمهای زیادی از سوی امریکا ساخته شد تا ایران را عرب و بادیهنشین به تصویر بکشند، اما همه کارشناسان دنیا اذعان دارند که توانایی و ظرفیت جمهوری اسلامی ایران در قدرت نرم و سخت ارتقا یافته است. حتی با وجود همه محدودیتها و موانع از جمله تحریمهایی که فلجکننده نامیده میشدند از منظر اقتصادی نیز در این مدت پیشرفتهای بسیاری داشتهایم.
وی افزود: ما حوادث دیماه و حوادث ۱۴۰۱ را فراموش نکردیم که چه اتفاقاتی در کشور رخ داد. دشمنان ما به دنبال ایجاد تلاطم و بحران هستند و در دورههای مختلف ثابت کردهاند که برای محقق کردن چنین خواستی از هیچ تلاشی فروگذار نمیشوند، اما شجاعت نیروهای مسلح، مقاومت مردم و همراهی دولت و مسئولان سبب شد تا طبق نظر بیش از ۶۰۰کارشناس خارجی، ایران پیروز جنگ شده و حتی الهامبخش کشورهای مختلف دنیا لقب بگیرد.
عامری با بیان اینکه با وارونهسازیها، قلب واقعیت و جوسازیهایی که صورت گرفته بود، ایران پیش از جنگ در منطقه کشوری ضعیف، شکستخورده و فاقد توان بازدارندگی تلقی میشد، گفت: در چنین جوی که درست کرده بودند، حتی گفتوگو با همسایگان دشوار و تصویر ایران در جهان مبهم بود. این وضعیت، نتیجه مستقیم پروژههای پیچیده و چندلایه رسانهای و جنگ روانی با هدف ایرانستیزی در غرب بود و تأثیر عمیقی بر افکار عمومی جهان گذاشت.
وی با بیان اینکه جنگ ۴۰روزه نقطه عطفی بود که منجر به تغییر بنیادین در تصویر ایران شد، افزود: شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی، پردههای تزویر غربیها را فرو انداخت. دروغپردازیها و تصویرسازیهای منفی آنها از نظام حکمرانی، جمهوری اسلامی و بهخصوص رهبری آشکار شد و باعث شد ایرانیان متوجه فریب دشمن شوند. عامری در ادامه شجاعت رزمندگان، همبستگی مردم و هوشیاری مسئولان را سبب تحمیل شکستی به دشمن عنوان کرد و گفت: این سه لایه در کنار هم منجر به فرو ریختن هیمنه غرب شد و موجب تنفر و واگرایی نسبت به غرب و امریکاییها در سطح جهانی و حتی در میان همپیمانان آنها گردید، به نحوی که جمهوری اسلامی ایران پس از این دوره در چهار سطح قدرت جهان ارتقا یافت. وی در پایان سخنرانی خود بر ضرورت حفظ و تقویت این دستاوردها تأکید و خاطرنشان کرد: این دستاوردها از طریق دیپلماسی عمومی، استفاده از ظرفیتهای غیردولتی و مدیریت فعالانه تحولات جهانی محقق خواهد شد تا تصویری امیدوارکننده از آینده ایران در عرصه بینالمللی رقم بخورد.