کد خبر: 1363714
تاریخ انتشار: ۲۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۰۰
سمانه عابدی*

امروز در جهانی زندگی می‌کنیم که بسیاری از مسئولیت‌ها پشت دیوار‌های امن و دور از خطر تعریف می‌شوند، جایی که تصمیم‌گیران اغلب در امن‌ترین نقاط می‌نشینند و میدان واقعی را دیگران پر می‌کنند. اما در برخی سرزمین‌ها، معنای مسئولیت چیز دیگری است؛ مسئولیت، یعنی ایستادن در همان جایی که خطر حضور دارد. 
امروز، مسئول بودن در جمهوری اسلامی ایران، دیگر فقط یک عنوان اداری یا جایگاه سیاسی نیست؛ بیشتر شبیه پذیرفتن زیستن بر لبه خطر است. مسئول بودن، یعنی آماده بودن برای پرداخت سنگین‌ترین هزینه‌ها، حتی اگر آن هزینه جان خودت و عزیزترین افراد زندگی‌ات باشد. 
در سال‌های اخیر کشور در دل نوعی رویارویی نابرابر ایستاده، رویارویی که در آن بار‌ها فرماندهان، مدیران و چهره‌های ارشد هدف حمله قرار گرفته‌اند. با این حال در تمام این مدت، نشانی از عقب‌نشینی دیده نشده است. هر بار که یکی از مسئولان از میان برداشته می‌شود، بلافاصله فرد دیگری جای او را می‌گیرد و چرخ اداره کشور بی‌وقفه به حرکت ادامه پیدا می‌کند؛ گویی این ساختار و این ملت، سال‌هاست یاد گرفته‌اند در میانه آتش بایستند و میدان را خالی نکنند. 
هیچ‌کس صحنه را ترک نکرد. بسیاری از همین مسئولان در همان شهری زندگی می‌کنند که زیر تهدید و حمله قرار دارد؛ در کنار خانواده‌هایی که می‌توانستند به دور از خطر باشند، اما ترجیح داده‌اند همراه آنان بمانند. با همسر و فرزند خود در همان شهری می‌مانند که بر سرش موشک فرود می‌آید و با همان خانواده شهید می‌شوند. این ماندن، فقط یک تصمیم شخصی نیست، نشانه‌ای از نوعی انتخاب مشترک است. رهبر در میان خانواده خود ایستاده؛ فرماندهان در کنار فرزندانشان؛ وزرا و مدیران، با همه تفاوت‌های سیاسی و جناحی، ماندن را انتخاب کرده‌اند. حتی برخی از فرزندان همین مسئولان در کنار پدرانشان پشت همان میزی نشسته‌اند که از قبل، روی آن علامت هدف پهپاد دشمن خورده است. در چنین فضایی، هر جلسه مهم می‌تواند آخرین جلسه باشد. هر نشست تصمیم‌گیری ممکن است پایانی غیرمنتظره داشته باشد. با این همه، گردهمایی‌ها برگزار می‌شود، تصمیم‌ها گرفته می‌شود و روند اداره کشور متوقف نمی‌ماند. 
کسانی که در آن اتاق‌ها می‌نشینند، می‌دانند احتمال دارد از آن جلسه بیرون نیایند، اما کار انجام می‌شود و مسیر ادامه پیدا می‌کند. در این نقطه است که مفهوم ریشه داشتن معنا پیدا می‌کند. نوعی پیوستگی شکل گرفته که در آن افراد می‌روند، اما جای خالی‌شان بلافاصله پر می‌شود. هر ترور یا حمله، فقط نام یک شهید را عوض می‌کند، نه مسیر یک ملت را. ساختاری که دشمن تصور می‌کند با ضربه‌های خود می‌تواند آن را از هم بپاشد، با جایگزینی سریع و ادامه کار پاسخ می‌دهد. این است معنای امروز «مسئول شدن» در جمهوری اسلامی: «پذیرفتن این حقیقت که ممکن است روزی نامت نه در حاشیه امن، بلکه در همان جایی ثبت شود که مسئولیتت را بر دوش داشتی؛ در دفتر کارت، در خیابان شهرت، در جلسه‌ای که قرار بود برای آینده تصمیم بگیرد.»
این وضعیت، فقط روایت قدرت یک حکومت نیست؛ روایت پیوندی عمیق‌تر است. مردم، شجاعانه به میدان می‌آیند، زیرا تصویری که از حاکمیت می‌بینند، تصویر فرار نیست؛ تصویر ماندن است. وقتی رهبر، فرماندهان و مسئولان، جان خود و عزیزانشان را در دل خطر می‌گذارند، مردم نیز می‌دانند که در این میدان تنها نیستند. شجاعت مردم، بازتاب شجاعت حاکمیت است و مقاومت جامعه، نتیجه ایستادگی کسانی است که در سخت‌ترین لحظات، مسئولیت را ترک نکرده‌اند و این شجاعت فقط در شعار دیده نمی‌شود؛ در زندگی روزمره مردم جریان دارد. در همان شب‌هایی که خطر بر فراز شهر‌ها می‌چرخد، مردم شهرهایشان را خالی نمی‌کنند. چراغ خانه‌ها روشن می‌ماند، خیابان‌ها بی‌صاحب نمی‌شود و شهر‌ها نفس می‌کشند. مردمی که در کنار فرماندهان و مسئولان خود می‌ایستند، نشان می‌دهند میدان هنوز زنده است و پشت این ایستادگی، یک ملت حضور دارد. این همان حقیقتی است که تاریخ این روز‌ها را چنین به یاد بیاورد: «سرزمینی که در دل فشار‌ها و تهدید‌های سنگین ایستاد؛ نه با شعار که با خون کسانی که می‌توانستند بروند، اما ماندن را انتخاب کردند.»
* عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی

برچسب ها: سیاست ، اروپا ، ایران
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار