کد خبر: 1359451
تاریخ انتشار: ۳۰ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۰:۰۲
عبدالله گنجی

هیچ‌گاه در طول تاریخ مدرن خلیج فارس، ترتیبات امنیتی آن مانند امروز دچار بحران معنا نشده بود. اکنون سؤال اساسی این است که امنیت پایدار چگونه حاصل می‌شود؟ چه کسی ناامن می‌کند و چه کسی می‌تواند ناامنی را خنثی کند؟ پاسخ‌های مراجع مختلف به این سؤالات نشان می‌دهد که مقوله امنیت دچار بحران معناست و اکنون بزنگاه معنادهی جدید به امنیت در ریل جدید است. لازم است برای فهم معادله تقصیر، ابتدا اقدامات دو طرف را بررسی کنیم. 
از نگاه برخی مانند امریکای ترامپ که با ایران‌هراسی هم در اینجا حضور دارد، هم بازار فروش سلاح را داغ کرده است، ایران تهدید جدی برای همسایگان است، اما هیچ فکت و سندی برای این تهدید ارائه نمی‌شود. از صدر انقلاب اسلامی که این انقلاب به روش الهام‌بخشی نه ارادی تأثیراتی در منطقه گذاشت، ایران هیچ‌گاه نه درصدد تهدید نظامی یا براندازی نظام‌های سیاسی منطقه بوده است و نه هیچ‌گاه در ۴۷ سال گذشته درصدد باج‌خواهی برآمده است و اگر در دیپلماسی خود برخورد انتقادی هم کرده است به خاطر برون‌زا دانستن امنیت از سوی همسایگان جنوبی خود بوده است. در آن سوی معادله تقصیر می‌توان به صورت واضح دید که همسایگان جنوبی ما تا آنجا که توانسته‌اند برای ایران زحمت و دردسر  درست کرده‌اند، اما باز ایران ضربه‌ای راهبردی به آنان نزده است:
۱. اولین اقدام آنان عاریتی کردن امنیت خود است. امنیت جغرافیا و حکومت خود را در غرب جست‌و‌جو می‌کنند. علت وجود پایگاه‌های امریکا در این کشور‌ها چیست؟ آیا ایران در خلیج فارس امریکا را ناامن می‌کند که سنتکامی درست شده است و کشور‌های کوچک خلیج فارس را به سنگر تبدیل کرده است. آیا امریکا برای دفاع از آنان اینجا مستقر است؟ استقرار امریکا در اینجا امنیت‌آور است یا نبود آن؟ ایران به حضور امریکا حساس است یا به نبود آن؟
۲. از سال ۱۳۵۹ این کشور‌ها خود را همراه صدام در جنگ با ایران تعریف کردند. از پول و نیروی انسانی و حتی قرار دادن مکان (مانند جزیره بوبیان) به صدام دریغ نکردند و جیب صدام را از دلار‌های نفتی پر می‌کردند تا با ایران بجنگد و تبلیغ‌شان نیز جنگ عرب‌-عجم بود. این خیانت پس از جنگ هشت‌ساله از سوی ایران بزرگوارانه نادیده گرفته شد و ایران داوطلبانه چاه‌های نفت کویت را نیز خاموش کرد. 
۳. جزایر سه‌گانه مدنظر شورای همکاری خلیج فارس، قبل از انقلاب اسلامی جزو ایران بوده‌اند و خواهند بود. گویی جمهوری اسلامی آنان را تصرف کرده است و اشغالگر است و به این بهانه هر روز از اتحادیه اروپا و اتحادیه عرب علیه ایران بیانیه می‌گیرند. 
۴. برخی از این کشور‌ها با اشاره امریکا، جهان اسلام را به صهیونیست‌ها فروختند و رابطه خود را با صهیونیست‌ها علنی و عریان به نمایش گذاشتند. حال آنکه انگیزه صهیونیست‌ها از حضور در خلیج فارس دشمنی با جمهوری اسلامی تعریف می‌شود. چگونه این همه بی‌مهری و دشمنی عیان و نهان عمده کشور‌های جنوبی خلیج فارس با جمهوری اسلامی را می‌توان نادیده گرفت، اما از حمله ایران به پایگاه‌های سنتکام در این کشور‌ها عبوس شد و حس طلبکاری به خود گرفت. 
اکنون امنیت دچار بحران معناست و اثبات شد پایگاه‌های امریکا نه‌تنها نمی‌توانند امنیت خود را تأمین کنند، بلکه موجب ناامنی برای صاحبخانه نیز شده‌اند و اقتصاد آنان را نیز متأثر کرده است. بنابراین ایران نیاز به گفت‌و‌گو (نه مذاکره) با کشور‌های عربی دارد تا دیدگاه‌های امنیتی آنان را بشنود. اکنون ایران باید آغوش امنیتی باز کرده و تضمین امنیتی خود را اعلام کند و این رفتار به‌مثابه راستی‌آزمایی خواهد بود که اثبات شود کشور‌های عربی پایگاه‌های امریکا را برای امنیت خود می‌خواهند یا امریکا برای ناامن کردن ایران، پایگاه‌های خود را بر آنان تحمیل کرده است. 
گویی بعضی از آنان حاضرند نوکری امریکا را بکنند، اما به پروژه امنیتی مشترک با ایران تن ندهند. علت آن است که حکومت قبیله‌ای در غیاب مردم‌سالاری با دو روش حفظ می‌شود؛ پول‌پاشی در درون و تکیه امنیتی بر بیرون. حال موعد به هم خوردن بازی امنیت است. شرط آن این است که با پیشگیری از ترمیم پایگاه‌های امریکا، ایران برای امنیت همسایگان چک سفیدامضا دهد. این چک راستی‌آزمایی صداقت آنان را محک می‌زند.

برچسب ها: خلیج فارس ، ایران ، جنگ
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار