کشور عزیزمان ایران، با وجود برخورداری از ثروتهای طبیعی فراوان از قبیل نفت، گاز، مواد غنی معدنی، آب و مواهب طبیعی دیگر و امکان بهرهگیری از این منابع در جهت شتاببخشی به روند توسعه و پیشرفت کشور، متأسفانه به دلیل عدم حکمرانی درست و اصولی در مدیریت منابع، با فرسایش و هدررفت شدید منابع مواجه است که این موضوع بارها و بارها مورد نقد رهبر شهید انقلاب و دلسوزان کشور بوده است. میزان هدررفت منابع در ایران، در بسیاری از حوزهها، چندین برابر استانداردهای جهانی است. بخش بزرگی از اتلاف منابع پیش از آن رخ میدهد که اصلاً به دست مصرفکننده نهایی برسد. مسئله فقط این نیست که مردم در خانه آب، برق، گاز یا نان را چطور مصرف میکنند؛ مسئله این است که در بالادست زنجیره، خاک فرسوده میشود، آب در کشاورزی کمبازده و شبکههای فرسوده از دست میرود، گاز در مشعلها میسوزد، برق با راندمان پایین تولید و در شبکه تلف میشود و بخشی از غذای تولیدشده هرگز به سفره نمیرسد.
دادههای بانک جهانی، آژانس بینالمللی انرژی، سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد و آژانس بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر نشان میدهد که این اتلافها ساختاری، چندبخشی و در بسیاری موارد بالادستیاند؛ بنابراین تقلیل بحران به «کمتر مصرف کردن مردم» آدرس ناقص و گاهی آدرس غلط دادن است.
متأسفانه گزارشهای رسمی حاکی از آن است که ایران رتبه یک فرسایش خاک را در دنیا دارد. در حوزه انرژی، اتلاف به بخشی از معماری سیستم تبدیل شده است. ایران در دادههای ۲۰۲۴ بانک جهانی پس از روسیه، دومین کشور بزرگ جهان در مشعلسوزی گاز است. در مصرف بنزین با استمرار الگوی سنتی استفاده از خودروهای شخصی، چند برابر استاندارد جهانی مصرف داریم. در مصرف گاز خانگی و سوخت مورد نیاز صنایع، سرانه مصرف بسیار بالاتر از میانگین جهانی است.
ایران یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نفت و گاز در جهان است، اما به دلیل یارانههای سنگین، قیمتگذاری غیرواقعی و عمدتاً تکنولوژیهای قدیمی و ناکارآمد در صنایع و ساختمانها، سرانه مصرف انرژی در کشور ما چندین برابر میانگین جهانی است. این یعنی بخش قابل توجهی از ثروت ملی ما، نه در جهت توسعه و رفاه، بلکه در مسیر اتلاف هدر میرود. از اتلاف انرژی در سیستمهای گرمایشی و سرمایشی ساختمانها گرفته تا مصرف بیرویه در حملونقل و صنایع، همگی نشاندهنده این است که ما در حال سوزاندن آینده خود هستیم.
در حوزههای دیگر مانند صنعت و ساختمان نیز، اتلاف مواد اولیه به دلیل عدم دقت در تولید، طراحی غیراصولی و مصرفگرایی افراطی، بخش دیگری از این بحران را تشکیل میدهد. سرانه مصرف انرژی (گاز و برق) در بخش خانگی در ایران بین یک و نیم تا دو برابر کشورهای توسعهیافته اروپایی است و این در حالی است که در حوزه برق، متأسفانه با سوزاندن منابع طبیعی (سوختهای فسیلی) بسیار غیربهینه و پرهزینه، برق تولید میکنیم به طوری که حدود ۸۰ درصد از برق کشور با گاز تولید میشود. با وجود این وابستگی عظیم، حدود ۱۰ درصد برق تولیدی نیز در شبکه انتقال و توزیع تلف شده است و از آن بدتر اینکه به دلیل مدیریت غیربهرهور و ضعیف، برقی که با هزینه گزاف به دست میآید با هزینهای ناچیز برای استحصال رمزارز در اختیار عدهای سودجو قرار میگیرد تا ایران به بهشت ماینرهای دنیا تبدیل شود!
در غذا و کشاورزی نیز ماجرا به همان اندازه نگرانکننده است. میزان ضایعات محصولات کشاورزی و غذایی در ایران، از مزرعه تا سفره، یکی از بالاترینها در جهان است. گزارشهای رسمی بخش کشاورزی، سالهاست از تلفات پس از برداشت در حدود یکچهارم تا نزدیک یکسوم کل تولید سخن میگویند. حدود ۲۵ درصد از محصولات کشاورزی به علت تولید نامناسب در مسیر کاشت، داشت و برداشت، کیفیت خود را از دست داده و از چرخه مصرف خارج میشود. این فقط هدررفت غذا نیست؛ آبی که برای تولید مصرف شده، انرژیای که صرف پمپاژ، حملونقل و فرآوری شده و خاکی که فرسوده شده نیز، همراه آن هدر رفته است. در بخش بهرهبرداری از معادن نیز تلفات زیادی داریم و به دلیل عدم بهرهبرداری اصولی و اقتصادی با حجم عظیم باطله مواجهیم و متأسفانه این قصه پرغصه به حوزههای دیگر اقتصادی کشور هم امتداد مییابد.
اگر ریشه بحران را درست نبینیم، نسخه غلط میپیچیم. اینکه در مواجهه با چنین مسائل ساختاری کشور، صرفاً مخاطب ما در «صرفهجویی» مردم باشند و برای آنها مجموعهای از «بایدها» و «نبایدها»ی شعاری صادر کنیم، رفع تکلیف کردن و آدرس غلط دادن است. بدیهی است راهکار را نباید در شیوههای شعاری و سنتی ترویج صرفهجویی جستوجو کرد، بلکه بخش عمده این مشکلات صرفاً از طریق سیاستگذاری در نظام حکمرانی و در سه بخش تقنین، اجرا و نظارت قابل حل است.
گزارشهای رسمی حاکی از آن است که در سال ۲۰۲۴، آلمان حدود ۶۲ درصد از انرژی خود را از انرژیهای تجدیدپذیر تأمین کرده و ۵/۱۴ درصد از خالص برق تولیدی آن، از نور خورشید تأمین شده است، اما ایران، کشوری که در کمربند انرژی خورشیدی جهان قرار گرفته، سهم بسیار ناچیزی در تأمین انرژی از نور خورشید دارد و این در شرایطی است که بیشترین میزان تابش خورشید به آلمان از کمترین میزان تابش به ایران کمتر است!
البته خبر خوب این است که اخیراً با سیاستگذاری درست دولت، اقدامات مناسب و در خور تقدیری برای احداث گسترده نیروگاههای خورشیدی، افقهای روشنی را گشوده است، اما لازم است سهم نیروگاههای تجدیدپذیر و پاک چندین برابر هدفگذاری و اجرا شود. قیمت پایین انرژی و اعطای یارانههای گسترده و کور، سیگنال غلط به مصرف و سرمایهگذاری میدهد. تجهیزات فرسوده راندمان را پایین میآورند و با این فرمان، سیستم به جای اصلاح، فقط بزرگتر و پرنشتیتر میشود. بسیار بدیهی است این نارساییها محصول و معلول نوع حکمرانی و سیاستگذاریهای ما بوده که تبدیل به روزمره زندگی دولت و مردم شده است.
استمرار یا تغییر این شرایط، صرفاً نیازمند سیاستگذاری در نحوه مدیریت بخشهای اقتصادی، بهرهوری، نفت و گاز، ساختمان، حملونقل، کشاورزی، مدیریت آب، برق، سوخت و... است و اصلاح الگوی مصرف و صرفهجویی بیش از آنکه در انتهای زنجیره، بین مردم عادی، ترویج همگانی شود، نیازمند مدیریت و راهبری اصولی و بهینه در ابتدای زنجیره توسط اجزای دولت است.
اولین گام، تغییر زاویه دید است و سیاستگذار باید «اتلاف منابع» را یک مسئله امنیت اقتصادی و حکمرانی بداند، نه صرفاً یک مسئله فرهنگی. معنای عملی این حرف آن است که برای هر بخش، سقف اتلاف، شاخص رسمی و گزارشدهی عمومی تعیین شود. فلرسوزی، تلفات شبکه برق، آب بدون درآمد، تلفات پس از برداشت، شدت انرژی ساختمانها و مصرف ویژه آب در هر محصول کشاورزی و مسائل دیگر، باید مثل تورم و رشد اقتصادی، شاخص ملی و علنی داشته باشد. تا زمانی که چیزی سنجیده نشود، جدی گرفته نمیشود و قابل ارزیابی و نظارت هم نیست.
رهبر شهید انقلاب، با تعیین و ابلاغ سیاستهای کلی اصلاح الگوی مصرف در سال ۱۳۸۹ به سران سه قوه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، بسیار هوشمندانه اولویتها و اقدامات بنیانی برای اصلاح الگوی مصرف در تمامی سطوح و تعیین نصابهای کاهش مصرف را تبیین فرمودند که بر مدیریت منابع ملی و استفاده بهینه از آنها به عنوان بخشی از ضرورتهای حفظ حاکمیت و استقلال اقتصادی تأکید دارد و به عنوان سندی مادر میبایست در دستور کار همه ارکان نظام قرار گیرد و بر همین مبنا، قوانین مورد نیاز و البته بازدارنده برای اصلاح الگوی مصرف در تمامی بخشها تدوین و توسط دولت به درستی اجرا گردد؛ موضوعی که به نظر میرسد تاکنون مغفول واقع شده است.
اگر قرار است از «جهاد صرفهجویی» سخن گفته شود، سنگر اول آن نه فقط آشپزخانه و کولر و بخاری خانه مردم، بلکه پالایشگاه، نیروگاه، چاه کشاورزی، شبکه آب، پوسته ساختمان، استاندارد تجهیزات، الگوی کشت و نظام قیمتگذاری و سایر مسائل حکمرانی است. صرفهجویی در معنای واقعیاش کممصرف کردن نیست؛ درست مصرف کردن است و درست مصرف کردن، پیش از همه، وظیفه نظام حکمرانی است که باید با قانون، قیمت، فناوری و نظارت، اتلاف را برای همه بازیگران پرهزینه کند.
* نماینده مجلس شورای اسلامی