کد خبر: 1358706
تاریخ انتشار: ۲۸ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۶:۰۰
خادمان کوچک همراهی در میدان بزرگ همدلی این شب‌ها میدان شهدای ذهاب رشت عرصه حضور جهادی دختران به یاد شهیدان میناب است
حوریه ملکی

جوان آنلاین: میدان شهدای ذهاب رشت این شب‌ها حال و هوای دیگری دارد؛ جایی که موکب‌های مردمی با عشق به وطن، همدلی را معنا می‌کنند و در میان شور جمعیت، کودکانی با دستان کوچک خود خادمی را تمرین می‌کنند. در میان ازدحام عزاداران و روشنایی موکب‌ها، دختران کوچک دبستانی بی‌آنکه نامی از خود بخواهند، مشغول شستن استکان‌هایی هستند، که از پذیرایی مردم مانده است. این حکایت، نگاهی است به مجاهدان خاموش پشت صحنه اجتماع بزرگ دفاع از ایران عزیز؛ کودکانی که در سکوت، سهم خود را از عزای سیدالشهدای انقلاب ادا می‌کنند و نشان می‌دهند برای خادم بودن، دل لازم است نه سن و سال.

شب‌های رشت این روز‌ها رنگ دیگری گرفته است. میدان شهدای ذهاب، قلب تپنده شهری شده که مردمش با تمام وجود برای برپایی مراسم عزاداری و همدلی گرد هم آمده‌اند. از هر سوی میدان، صدای همهمه جمعیت، نوای مداحی و عطر چای تازه در هوا پیچیده و فضای شهر را آکنده از حس مشارکت و دلدادگی کرده است. موکب‌ها یکی پس از دیگری روشن‌اند و هرکدام گوشه‌ای از این اجتماع بزرگ را بر دوش می‌کشند.

در این میدان، هیچ‌کس تنها تماشاگر نیست. هر فرد مسئولیتی را پذیرفته تا چراغ این اجتماع خاموش نشود. یکی پرچم به دست ایستاده و راه را برای عبور مردم باز می‌کند، دیگری استکان‌های چای را میان جمعیت می‌گرداند و آن‌سوتر جوانانی با لباس خادمی، نظم مراسم را حفظ می‌کنند. حضور در این میدان معنایی فراتر از شرکت در یک مراسم دارد؛ اینجا هرکس سهمی از خدمت را بر دوش گرفته و خود را صاحب مجلس می‌داند.

اما در میان این شور بزرگ، اتفاقاتی وجود دارد، که کمتر دیده می‌شود؛ اقداماتی دور از نور دوربین‌ها و هیاهوی جمعیت. پشت موکب‌ها، جایی که صدای همهمه آرام‌تر می‌شود و بخار آب در هوا می‌پیچد، دختران کوچکی ایستاده‌اند که با دستان کودکانه خود استکان‌ها را می‌شویند. چادر‌های ساده بر سر دارند و بی‌آنکه نگاهشان به اطراف باشد، غرق در کاری‌اند که برایشان تنها یک خدمت ساده نیست، بلکه نوعی ادای دین و دلدادگی است.

پستوی آرام موکب

صدای برخورد استکان‌ها با یکدیگر، موسیقی آرام شب‌های موکب شده است. آب و کف مایع ظرفشویی روی دستان کوچک دختران جاری است و بخار آب، صورت‌های کودکانه‌شان را پوشانده است. در سنی که بسیاری از هم‌سن‌وسالان‌شان دل‌مشغول بازی و سرگرمی هستند، این دختران ایستاده‌اند تا مجلس عزاداری پابرجا بماند و زائران با آرامش جرعه‌ای چای بنوشند.

در پستوی موکب، جایی که نور کمتری وجود دارد و سکوت بیشتری حکم‌فرماست، نجوا‌هایی آرام شنیده می‌شود. نام حضرت رقیه (س) زیر لب‌های کوچک جاری است و دختران، خدمت خود را هدیه‌ای کوچک در عزای سیدالشهدای انقلاب می‌دانند. آنها شاید معنای بسیاری از واژه‌های بزرگ را ندانند، اما اخلاص را با تمام وجود زندگی می‌کنند.

گاهی یکی از دختر‌ها دستش را از آب بیرون می‌آورد تا چادرش را مرتب کند و دوباره مشغول کار می‌شود. دیگری استکان‌ها را با دقت کنار هم می‌چیند تا نوبت شست‌وشوی بعدی برسد. هیچ‌کدام منتظر تشویق نیستند و نگاهشان به جمعیت دوخته نشده است. آنها در سکوت، خادمی را تمرین می‌کنند؛ خدمتی که نه برای دیده شدن، بلکه برای رضای دل انجام می‌شود.

تصویری دور از قاب‌ها

بیشتر دوربین‌ها آن سوی میدان هستند؛ جایی که پرچم‌ها در باد می‌رقصند و مداحی‌ها اوج می‌گیرد. قاب‌ها معمولاً جمعیت پرشور، نور موکب‌ها و چهره سخنرانان را ثبت می‌کنند، اما پشت این صحنه پرهیاهو، روایت دیگری جریان دارد؛ روایتی از دستان کوچکی که بی‌ادعا بار بخشی از مراسم را بر دوش گرفته‌اند.

مجاهدت این دختران در تصاویر رسمی کمتر دیده می‌شود، اما هرکس از کنارشان عبور کند، حضورشان را احساس خواهد کرد. خستگی در چهره‌هایشان دیده نمی‌شود و انگار هر استکانی که شسته می‌شود، عهدی تازه میان دل‌های کوچک‌شان و آرمانی بزرگ می‌بندد.

کف مایع بر انگشتان‌شان نشسته و بخار آب اطراف‌شان را پر کرده است، اما آنها همچنان مشغولند. قامت‌های کوچک‌شان در میان ازدحام میدان، تصویری از اراده‌ای بزرگ را نشان می‌دهد؛ اراده‌ای که از دل ایمان و تربیت برخاسته و در شب‌های شلوغ رشت جلوه‌ای متفاوت پیدا کرده است.

در این میان، برخی از مردم هنگام عبور، لحظه‌ای مکث می‌کنند و با لبخندی کوتاه از کنارشان می‌گذرند. شاید هیچ گفت‌وگویی میانشان ردوبدل نشود، اما همان نگاه کوتاه کافی است تا معنای خدمت خاموش درک شود. این دختران بی‌آنکه سخنی بگویند، مفهوم مشارکت و مسئولیت را به تصویر کشیده‌اند.

ادامه راه معصومیت

در دل این تصویر، یاد دختران میناب نیز زنده می‌شود؛ دخترانی که نامشان با مظلومیت و نجابت گره خورده است. گویی خاطره آنها در فضای موکب جریان دارد و به این خادمان کوچک قوت قلب می‌دهد. خدمت امشب، تنها شستن چند استکان نیست؛ ادای احترامی خاموش به پاکی و معصومیتی است، که در این سرزمین ریشه دارد.

شب آرام‌آرام به نیمه نزدیک می‌شود، اما میدان همچنان بیدار است. صدای مداحی از بلندگو‌ها شنیده می‌شود و مردم هنوز در رفت‌وآمدند. در پشت موکب‌ها نیز کار ادامه دارد. استکان‌های تازه از راه می‌رسند و دختران دوباره آستین بالا می‌زنند تا چرخه خدمت متوقف نشود.

آنچه در پایان در ذهن می‌ماند، تصویر ظرف‌ها و کف مایع نیست، بلکه یاد دل‌هایی است که زودتر از سن خود آموخته‌اند چگونه می‌توان خادم شد. کودکانی که سهم خود را از عزای سیدالشهدای انقلاب نه فقط با اشک، بلکه با کار و مجاهدت ادا می‌کنند و نشان می‌دهند برای خادم بودن، قد و سن معیار نیست.

این دختران کوچک، در شب‌های میدان شهدای ذهاب رشت، مشق بندگی می‌نویسند. شاید نامشان جایی ثبت نشود و تصویرشان کمتر دیده شود، اما حضورشان در حافظه این شب‌ها باقی خواهد ماند؛ کودکانی که در سکوت و اخلاص، معنای واقعی همدلی را زندگی می‌کنند و ثابت می‌کنند سرباز حسین بودن، پیش از هرچیز، به بزرگی دل بستگی دارد.

برچسب ها: رشت ، جهاد ، انسجام ملی
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار