کد خبر: 1358366
تاریخ انتشار: ۲۵ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
مهدی مولایی

آنها فردوسی را سال‌ها مصادره کردند. نامش را بر پرچم تعصب‌های کور شیر و خورشیدشان دوختند و شاهنامه‌اش را، که شناسنامه حماسه و خرد این سرزمین بود، خرج بازار هیاهوی خویش کردند. از کاوه آهنگر تا آرش و اساطیر شاهنامه را، از ضحاک تا اهریمن و تا مفهوم دادخواهی را بازیچه امیال پست خود کردند. آنان که از ایران، تنها یک نژاد برای تفاخر فهمیده بودند و از فردوسی، فقط یک نام، چنان در کوچه‌های افراط سرگردان شدند که حتی شاهنامه را به جای قرآن بر سفره هفت‌سین گذاشتند؛ نه از سر ارادت به حکمت فردوسی، که از سر کینه با حقیقت و اسلام و انقلاب اسلامی. آنها شاهنامه را به معنی واقعی کلمه مصرف کردند. واژه‌هایش را جویدند و تف کردند به صورت همان مردمی که فردوسی برای آنان ۳۰ سال رنج برد. 
اما تاریخ، مردان را در روز‌های آرام نمی‌آزماید. هنگامه جنگ، وقت شناخته‌شدن است. این روز‌ها که آتش دشمن بر بام ایران افتاد و کودکان این سرزمین زیر آوار موشک‌ها جان دادند و خونشان بر زمین ریخت، همان مدعیان آریایی‌زادگی، کنار اهریمنان ایستادند. سکوت کردند؛ حتی زبان به سپاس از دشمن گشودند و تنکیو ترامپ گفتند؛ گویی خون کودک ایرانی، برایشان ارزان‌تر از چند کف و سوت رسانه‌های بیگانه بود. آنان که سال‌ها فریاد «ایران، ایران» می‌زدند، وقتی هنگام دفاع از این «کهن بوم و بر» رسید، ناگهان در تجمعات لندن و لس‌آنجلس و واشنگتن، به زبان انگلیسی علیه وطن سخنرانی کردند. فرزندانی پرورش دادند که گاهی حتی یک بیت شاهنامه را بی‌لکنت نمی‌توانند بخوانند. 
جاهلان فردوسی‌نشناس، شاهنامه را فقط برای علم کردن در برابر قرآن می‌خواستند. غافل که او خود مسلمانی شیعه و شیفته قرآن بود. از شاهنامه فقط کلمه‌هایی دزدیدند که لقلقه زبان‌هایشان کنند و هیچ از وطن‌دوستی و ایثار و ارزش خاک این کشور نفهمیدند؛ و امروز، فردوسی را باید در سنگر‌های ایران جست‌و‌جو کرد؛ در چشم‌های خسته رزمنده‌ای که آرش‌گونه، جان خویش را در تیر می‌گذارد تا مرز‌های وطن بماند و دست و پاهایش را فدا می‌کند. فردوسی را باید در دستان جوانی دید که موشک را به سمت دشمن شلیک می‌کند و زیر لب «تو رستم تهمتنی» می‌خواند. باید در مادران شهدا دید که، چون تهمینه، داغ را در آغوش می‌کشند، اما قامت خم نمی‌کنند. ایران حقیقی، اینجاست؛ میان آنان که هنوز برای خاک، برای ناموس، برای پرچم و برای حقیقت می‌ایستند. 
چه تناسب باشکوهی که امسال، در روز بزرگداشت حکیم توس، رهبر معظم انقلاب نیز پیامی مکتوب صادر کردند؛ پیامی که یادآور شد فردوسی هنوز زنده است. فردوسی، اگر امروز زنده بود، بی‌تردید جای خویش را میان آن مدعیان وطن‌فروش پیدا نمی‌کرد. او کنار کودک شهید ایرانی می‌ایستاد، کنار سربازی که شب را پای لانچر‌ها صبح می‌کند و خصم تورانیان است، کنار مردمی که زیر آتش بمباران، هنوز پرچم ایران را بر زمین نمی‌گذارند. 
اگر سر به سر تن به کشتن دهیم / از آن به که کشور به دشمن دهیم

برچسب ها: فردوسی ، ضحاک ، ایران
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار