کد خبر: 1358130
تاریخ انتشار: ۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۳:۳۰
بقای فرهنگی در گرو پاسداشت زبان فارسی ۲۵ اردیبهشت در تقویم رسمی کشور، روز پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی است
ناصر سهرابی 

جوان آنلاین: ۲۵ اردیبهشت در تقویم رسمی کشور، روز پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی است؛ روزی برای تأمل در سرنوشت زبانی که ستون هویت ایرانیان به شمار می‌رود. فردوسی با شاهنامه، زبان فارسی را از گزند فراموشی رهانید و آن را به رسانه‌ای قدرتمند برای استمرار فرهنگ ایرانی بدل کرد. امروز پرسش اصلی این است ما تا چه اندازه در حفظ، تقویت و صیانت از این میراث سترگ موفق بوده‌ایم؟
زبان، در نگاه اندیشمندان علوم انسانی، مهم‌ترین مؤلفه شکل‌گیری هویت جمعی است. ملت‌ها پیش از آنکه با مرز‌های جغرافیایی تعریف شوند، با زبان خود شناخته می‌شوند. زبان، ظرف اندیشه، حافظه تاریخی و ابزار انتقال ارزش‌هاست. هر واژه، حامل بخشی از تجربه تاریخی یک ملت است و هر جمله، پلی میان گذشته و آینده. از همین رو، تضعیف زبان تنها یک مسئله ادبی نیست؛ نشانه‌ای از آسیب در بنیان‌های فرهنگی و هویتی جامعه است. 
در تاریخ ایران، کمتر شخصیتی را می‌توان یافت که به اندازه حکیم ابوالقاسم فردوسی در پاسداری از زبان و هویت ایرانی نقش‌آفرین بوده باشد. فردوسی در دورانی که هویت ایرانی در معرض فرسایش قرار داشت، با سرودن شاهنامه، نه فقط اثری ادبی بلکه سندی تاریخی و فرهنگی آفرید. او با احیای روایت‌های ملی و بازآفرینی واژگان و ساختار‌های اصیل فارسی، زبانی را که می‌توانست در گرداب تحولات تاریخی رنگ ببازد، به اوج شکوه رساند. شاهنامه صرفاً مجموعه‌ای از داستان‌های حماسی نیست؛ گنجینه‌ای از ظرفیت‌های زبانی، سرمایه‌ای برای خودباوری فرهنگی و الگویی برای پیوند میان هویت ملی و زبان است. 
با این حال، پاسداشت زبان فارسی در روزگار ما نمی‌تواند به بزرگداشت‌های نمادین محدود بماند. واقعیت آن است که زبان فارسی امروز با چالش‌هایی جدی مواجه است. یکی از مهم‌ترین این چالش‌ها، سطحی شدن کاربرد زبان در گفتار و نوشتار روزمره است. کاهش دامنه واژگان، رواج عبارت‌های کلیشه‌ای و کم‌دقت، و جایگزینی تعابیر ناپخته به جای ساختار‌های سنجیده، نشانه‌هایی از نوعی فقر زبانی است. فقر واژگانی، به معنای محدود شدن توان اندیشه و تحلیل نیز هست، چراکه زبان و تفکر رابطه‌ای تنگاتنگ دارند. 
از سوی دیگر، استفاده بی‌رویه و غیرضروری از واژگان بیگانه، به‌ویژه در حوزه‌های رسانه‌ای، تبلیغاتی و حتی گفت‌و‌گو‌های روزمره، به یکی از آسیب‌های جدی زبان فارسی بدل شده است. بی‌تردید تعامل زبانی میان ملت‌ها امری طبیعی و اجتناب‌ناپذیر است، اما آنچه نگران‌کننده است، تبدیل شدن این روند به نوعی خودکم‌بینی فرهنگی است. هنگامی که برای مفاهیم رایج و قابل بیان در فارسی، بی‌دلیل به سراغ معادل‌های بیگانه می‌رویم، در واقع به ظرفیت‌های زبان خود بی‌اعتماد شده‌ایم. 
پرسش دیگری که باید صریح و بی‌پرده مطرح شود این است که آیا ما فارسی را صرفاً «حرف می‌زنیم» یا آن را «می‌شناسیم»؟ آشنایی عمیق با زبان مادری، مستلزم آگاهی از ظرایف معنایی، دستور زبان، میراث ادبی و ظرفیت‌های بیانی آن است. در حالی که بخش قابل توجهی از جامعه، به‌ویژه نسل جوان، ارتباطی مستمر و جدی با متون کلاسیک و حتی معاصر ندارد، نمی‌توان انتظار داشت که پیوندی عمیق با ریشه‌های زبانی برقرار شود. گسست از ادبیات، به‌تدریج به گسست از بخشی از هویت فرهنگی می‌انجامد. 
در این میان، خانواده نقشی بنیادین در انتقال صحیح زبان دارد. کودک نخستین واژه‌ها، لحن‌ها و شیوه‌های بیان را در خانه می‌آموزد. اگر در محیط خانواده، زبان با دقت، احترام و غنای لازم به کار رود، سرمایه زبانی کودک نیز تقویت می‌شود. قصه‌گویی، کتاب‌خوانی، گفت‌وگوی سنجیده و اصلاح مهربانانه خطا‌های زبانی، از جمله وظایف فرهنگی خانواده‌هاست. مدرسه می‌تواند آموزش دهد، اما ذوق و عادت زبانی پیش از آن شکل می‌گیرد. 
فضای مجازی، به عنوان پدیده‌ای فراگیر در زندگی امروز، تأثیری دوگانه بر زبان فارسی داشته است. از یک سو، امکان تولید و انتشار گسترده محتوا به زبان فارسی را فراهم کرده و موجب افزایش حضور این زبان در عرصه عمومی شده است. از سوی دیگر، شتاب‌زدگی، اختصار افراطی، رواج غلط‌نویسی و شکسته‌نویسی بی‌قاعده، کیفیت زبان را در بسیاری از متون مجازی کاهش داده است. زبان در فضای مجازی اغلب به ابزاری مصرفی و فوری تبدیل می‌شود و فرصت پالایش و دقت را از دست می‌دهد. اگرچه زبان زنده همواره در حال تحول است، اما تفاوتی جدی میان تحول طبیعی و آشفتگی زبانی وجود دارد. 
رسانه‌ها در این میان نقشی تعیین‌کننده دارند. رسانه‌های مکتوب، دیداری و شنیداری، الگوی زبانی جامعه‌اند. هر میزان که خبرنگاران، مجریان و نویسندگان به زبان معیار، دقیق و سالم پایبند باشند، جامعه نیز از آنان تأثیر می‌پذیرد. در مقابل، خطا‌های مکرر زبانی و استفاده بی‌ضابطه از واژه‌های بیگانه در رسانه‌ها، به تدریج به هنجار تبدیل می‌شود. رسانه‌ها می‌توانند دانشگاه غیررسمی زبان فارسی باشند؛ مشروط بر آنکه این مسئولیت را جدی بگیرند. 
فرهنگ و هنر نیز سهمی اساسی در این عرصه دارند. ادبیات داستانی، شعر، سینما و موسیقی، نه‌تنها بازتاب‌دهنده زبانند بلکه در شکل‌دهی به ذائقه زبانی نسل‌ها نقش دارند. فیلمنامه‌های سنجیده، دیالوگ‌های طبیعی و در عین حال درست، ترانه‌های فاخر و آثار ادبی خلاق می‌توانند دامنه واژگان و حساسیت زبانی مخاطبان را گسترش دهند. در مقابل، ابتذال زبانی در برخی تولیدات فرهنگی، سطح توقع عمومی را کاهش می‌دهد. 
پاسداشت زبان فارسی، در نهایت، مسئولیتی همگانی است. از نهاد‌های آموزشی و فرهنگی گرفته تا خانواده‌ها، رسانه‌ها و کاربران فضای مجازی، همه در قبال سرنوشت این زبان سهیمند. بزرگداشت فردوسی زمانی معنا می‌یابد که پیام او را دریابیم: زبان، پایه استقلال فرهنگی و ستون استمرار تاریخی یک ملت است. 
۲۵ اردیبهشت، فرصتی است برای بازنگری در رفتار زبانی خود؛ برای آنکه بیندیشیم چگونه سخن می‌گوییم، چگونه می‌نویسیم و چه میراثی به نسل‌های آینده منتقل خواهیم کرد. اگر زبان فارسی را توانمند، دقیق و خلاق نگه داریم، در حقیقت از هویت ایرانی پاسداری کرده‌ایم. این همان رسالتی است که فردوسی با سرودن شاهنامه بر دوش ما گذاشته است؛ رسالتی که امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند توجه و عمل است. 
امروز مسئله زبان فارسی فقط مسئله واژه و دستور و آیین نگارش نیست، بلکه مسئله «بقای فرهنگی» و «استقلال ذهنی» ماست. ملتی که زبان خود را تضعیف کند، به تدریج توان روایت کردن خویش را از دست می‌دهد و ناچار جهان را با واژه‌ها، مفاهیم و چارچوب‌های دیگران می‌فهمد. خطر اصلی نیز دقیقاً همین‌جاست؛ فرسایش آرام زبان، پیش از آنکه در کتاب‌ها دیده شود، در سبک زندگی، در گفت‌و‌گو‌های خانوادگی، در آموزش، در رسانه و در سلیقه فرهنگی رخ می‌دهد. اگر فارسی از دقت، غنا، لطافت و قدرت تعبیر تهی شود، به همان نسبت پیوند ما با تاریخ، ادبیات، حماسه، حکمت و حافظه جمعی‌مان سست خواهد شد. از این منظر، پاسداشت زبان فارسی یک تعارف فرهنگی یا شعار مناسبتی نیست، بلکه ضرورتی راهبردی برای حفظ هویت ایرانی در جهان پرآشوب و پررقابت امروز است. بزرگداشت فردوسی نیز زمانی به حقیقت نزدیک می‌شود که ما در خانه و مدرسه و رسانه و هنر، دوباره به زبان فارسی با همان شأنی بنگریم که او نگریست؛ نه صرفاً به عنوان وسیله سخن گفتن، بلکه به مثابه روح زنده ایران.

برچسب ها: فردوسی ، ادبیات ، شعر
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار