برای بررسی وضعیت زبان فارسی در مدارس، به یکی از دبیرستانهای شهر میرویم. در کلاس ادبیات فارسی، معلم از چند دانشآموز میخواهد بخشی از یک متن ادبی را بخوانند. بعضی از دانشآموزان در خواندن واژهها مکث میکنند، برخی معنی بسیاری از کلمات را نمیدانند و تعدادی نیز علاقه چندانی به متن نشان نمیدهند جوان آنلاین: صدای کودکانهای در سالن یکی از آموزشگاههای زبان خارجی شنیده میشود. پسربچهای حدوداً هفت ساله با هیجان چند جمله انگلیسی را بیوقفه تکرار میکند و مادرش با لبخند از او فیلم میگیرد. چند دقیقه بعد، اما وقتی از همان کودک خواسته میشود چند خط ساده فارسی را از روی کتاب بخواند، کلمات را با مکث و اشتباه کنار هم میچیند. مادر با خندهای کوتاه میگوید: «فارسی رو خودش یاد میگیره، مهم انگلیسیه...»
شاید این جمله را این روزها بارها شنیده باشیم؛ جملهای ساده، اما تأملبرانگیز که بخشی از واقعیت امروز جامعه ما را روایت میکند. واقعیتی که در آن بسیاری از خانوادهها نگران آینده فرزندان خود هستند، برای یادگیری زبانهای خارجی هزینه میکنند، کلاس ثبتنام میکنند و برنامهریزی دارند، اما در همین میان زبان مادری، زبان هویت و فرهنگ، آرامآرام به حاشیه رانده میشود.
زبان فارسی فقط ابزار گفتوگو نیست؛ حافظه تاریخی و فرهنگی ماست. زبانی که قرنها فرهنگ، ادب، اندیشه و هویت ایرانی را در خود حفظ کرده و از نسلی به نسل دیگر رسانده است. زبانی که فردوسی برای زنده نگه داشتنش سالها رنج برد و سعدی و حافظ و مولانا آن را به بلندای تاریخ رساندند. اما امروز این پرسش جدی مطرح است که ما تا چه اندازه توانستهایم این میراث ارزشمند را به نسل جدید منتقل کنیم؟ خانوادهها چه نقشی در حفظ زبان فارسی دارند؟ مدارس چقدر در آموزش درست خواندن و درست نوشتن موفق بودهاند؟ و چرا بسیاری از دانشآموزان ما در نگارش و خوانش فارسی ضعف دارند؟
برای یافتن پاسخ این پرسشها، پای صحبت خانوادهها، معلمان و دانشآموزان نشستیم.
وقتی فارسی در خانه کمرنگ میشود
در یکی از پارکهای شهر، مادری جوان کنار دختر هشت سالهاش نشسته است. دخترک مدام واژههای انگلیسی را در میان جملات فارسی به کار میبرد؛ از «گیم» و «استوری» گرفته تا «اوکی» و «بای». وقتی از مادر میپرسیم آیا نگران تضعیف زبان فارسی فرزندش نیست، پاسخ میدهد: «الان شرایط جامعه فرق کرده. بچه اگر انگلیسی بلد نباشه عقب میمونه. ما هم سعی میکنیم از کودکی یاد بگیره.».
اما وقتی سوال میکنیم که آیا فرزندش کتاب داستان فارسی میخواند یا نه، مکث کوتاهی میکند و میگوید: «راستش خیلی کم. بیشتر وقتش با تبلت و کارتون میگذره.»
این فقط روایت یک خانواده نیست. بسیاری از والدین، آگاهانه یا ناآگاهانه، آموزش زبان مادری را امری بدیهی و خودکار میدانند؛ گویی کودک بدون نیاز به آموزش عمیق، خودبهخود فارسی را درست خواهد آموخت. در حالی که کارشناسان زبان و آموزش معتقدند زبان مادری نیز نیازمند تمرین، مطالعه، گفتوگو و ارتباط مستمر با ادبیات و متن است.
پدری که فرزندش را به کلاس زبان میبرد، در پاسخ به این سؤال که آخرین کتاب فارسی که برای فرزندش خریده چه بوده، لحظاتی فکر میکند و میگوید: «کتاب کمکدرسی زیاد میخریم، ولی کتاب داستان کمتر. بچهها الان بیشتر با موبایل سرگرم میشن.»
همین تغییر سبک زندگی، یکی از مهمترین عوامل فاصله گرفتن نسل جدید از زبان فارسی فاخر است.
زمانی قصهگویی مادران و کتاب خواندن در خانه بخشی از تربیت کودکان بود، اما امروز بسیاری از کودکان ساعات طولانی را در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی میگذرانند؛ فضایی که زبان در آن اغلب کوتاه، شکسته، مخفف و آمیخته با واژههای بیگانه است.
دانشآموزانی که در خواندن فارسی مشکل دارند
برای بررسی وضعیت زبان فارسی در مدارس، به یکی از دبیرستانهای شهر میرویم. در کلاس ادبیات فارسی، معلم از چند دانشآموز میخواهد بخشی از یک متن ادبی را بخوانند. بعضی از دانشآموزان در خواندن واژهها مکث میکنند، برخی معنی بسیاری از کلمات را نمیدانند و تعدادی نیز علاقه چندانی به متن نشان نمیدهند.
یکی از دبیران ادبیات فارسی با سابقه بیش از ۲۰ سال تدریس میگوید: «دایره واژگان دانشآموزان نسبت به گذشته خیلی محدودتر شده. بچهها کمتر کتاب میخوانند و بیشتر وقتشان در فضای مجازی میگذرد. حتی در نوشتن یک متن ساده هم مشکل دارند.»
او معتقد است آموزش زبان فارسی نباید فقط محدود به کتاب درسی باشد: «دانشآموز باید با شعر، داستان، شاهنامه، قصه و متن خوب زندگی کند تا زبانش قوی شود. صرف حفظ کردن معنی شعرها کافی نیست.»
یکی دیگر از معلمان نیز به تغییر ذائقه نسل جدید اشاره میکند: «بچهها به متنهای کوتاه و سریع عادت کردهاند. حوصله خواندن متن بلند ندارند. فضای مجازی تمرکز را کم کرده و روی زبان هم تأثیر گذاشته است.» در میان دانشآموزان نیز برخی معتقدند درس ادبیات برایشان جذاب نیست. دانشآموزی میگوید: «بعضی متنهای کتاب سخت و قدیمیاند. اگر روش آموزش متفاوتتر باشد شاید بیشتر علاقهمند شویم.»
دانشآموز دیگری، اما نظر متفاوتی دارد: «وقتی شعر یا داستان را درست توضیح میدهند خیلی جذاب میشود، ولی ما کمتر کتاب غیردرسی میخوانیم.»
نقش خانواده؛ نخستین مدرسه زبان
کارشناسان آموزشی معتقدند مهمترین پایه یادگیری زبان مادری در خانه شکل میگیرد. کودکی که در خانه کتاب، قصه، شعرخوانی و گفتوگوی درست را تجربه میکند، معمولاً ارتباط عمیقتری با زبان فارسی برقرار خواهد کرد.
یکی از معلمان ابتدایی میگوید: «بعضی دانشآموزان حتی جملهبندی درست را از خانه یاد نگرفتهاند. وقتی خانوادهها کمتر کتاب بخوانند یا مدام از تلفن همراه استفاده کنند، طبیعی است که کودک هم به مطالعه علاقهمند نشود.»
او ادامه میدهد: «بچههایی که والدین برایشان قصه میخوانند یا درباره کتاب با آنها حرف میزنند، معمولاً در نوشتن و درک مطلب قویترند.»
در یکی از کتابفروشیها، مادری را میبینیم که برای فرزندش کتاب داستان خریده است. او میگوید: «سعی میکنم هر شب برای دخترم کتاب بخوانم. فکر میکنم زبان فارسی فقط درس مدرسه نیست؛ بخشی از هویت بچههاست.»
این نگاه، اما هنوز در همه خانوادهها فراگیر نشده است. بسیاری از والدین به دلیل مشغله، فشار اقتصادی یا تغییر سبک زندگی، زمان کمتری برای گفتوگو و کتابخوانی با فرزندان خود دارند.
فضای مجازی؛ فرصت یا تهدید؟
نقش فضای مجازی در تغییر زبان نسل جدید را نمیتوان نادیده گرفت. استفاده گسترده از فینگلیش، واژههای بیگانه، جملات کوتاه و نگارش غیراستاندارد، شکل ارتباط نوشتاری نوجوانان را تغییر داده است.
یکی از دبیران ادبیات میگوید: «دانشآموزان حتی در برگه امتحانی هم گاهی کلمات را شبیه نوشتار فضای مجازی مینویسند. این یعنی زبان غیررسمی آرامآرام وارد نوشتار رسمی شده است.»
با این حال برخی کارشناسان معتقدند فضای مجازی میتواند فرصت هم باشد؛ به شرط آنکه محتوای فارسی جذاب و باکیفیت تولید شود.
دانشآموزی که در شبکههای اجتماعی فعالیت دارد میگوید: «اگر محتواهای ادبی جذابتر تولید شود، نوجوانها هم استقبال میکنند. الان بیشتر محتواها خشک و رسمیاند.»
در واقع زبان فارسی برای حضور مؤثر در فضای مجازی نیازمند تولید محتوای خلاقانه، جذاب و متناسب با سلیقه نسل جدید است.
آیا مدارس به تنهایی کافیاند؟
بسیاری از معلمان معتقدند مسئولیت حفظ زبان فارسی فقط بر دوش مدرسه نیست. مدرسه زمانی موفق خواهد بود که خانواده، رسانه و جامعه نیز در این مسیر همراه باشند.
یکی از دبیران میگوید: «وقتی دانشآموز در خانه مطالعه ندارد، در فضای مجازی مدام با زبان شکسته مواجه است و الگوی مناسبی هم در رسانهها نمیبیند، مدرسه به تنهایی نمیتواند معجزه کند.»
او تأکید میکند که آموزش ادبیات باید از حالت صرفاً امتحانمحور خارج شود: «باید کاری کنیم دانشآموز از زبان فارسی لذت ببرد، نه اینکه فقط برای نمره درس بخواند.»
برخی معلمان پیشنهاد میکنند که جلسات کتابخوانی در مدارس افزایش یابد، شاهنامهخوانی و قصهگویی جدیتر گرفته شود، دانشآموزان به نوشتن خلاق تشویق شوند و از همه مهمتر خانوادهها در برنامههای فرهنگی مدارس مشارکت داشته باشند.
زبان فارسی؛ فقط یک درس نیست
شاید مهمترین مسئله این باشد که زبان فارسی را صرفاً یک واحد درسی نبینیم. زبان فارسی بخشی از حافظه جمعی ماست؛ پلی میان گذشته و آینده. اگر این زبان تضعیف شود، بخشی از هویت فرهنگی ما نیز آسیب خواهد دید.
امروز بسیاری از کودکان و نوجوانان ما ساعتها در معرض محتوای خارجی قرار دارند، اما کمتر با متون فاخر فارسی انس میگیرند. این در حالی است که ادبیات فارسی یکی از غنیترین میراثهای فرهنگی جهان است.
فردوسی، سعدی، حافظ، مولانا و دیگر بزرگان ادب فارسی فقط متعلق به کتابهای درسی نیستند؛ آنها بخشی از شناسنامه فرهنگی ما هستند.
مسئولیتی که میان همه تقسیم میشود
حفظ زبان فارسی فقط وظیفه معلمان ادبیات یا فرهنگستان زبان نیست. خانوادهها، مدارس، رسانهها، ناشران، تولیدکنندگان محتوا و حتی کاربران فضای مجازی، همگی در این زمینه مسئولاند.
اگر کودکی در خانه قصه فارسی نشنود، اگر کتاب در سبد فرهنگی خانواده جایی نداشته باشد، اگر مدرسه نتواند لذت ادبیات را منتقل کند و اگر فضای مجازی سرشار از زبان شکسته و بیگانه باشد، نمیتوان انتظار داشت نسل جدید ارتباطی عمیق با زبان فارسی برقرار کند.
پاسداشت زبان فارسی فقط در شعار خلاصه نمیشود؛ در رفتار روزمره ما معنا پیدا میکند. در کتابی که برای فرزندمان میخریم، در واژههایی که انتخاب میکنیم، در متنی که مینویسیم و در احترامی که برای زبان مادری خود قائل میشویم. شاید هنوز هم دیر نشده باشد؛ اگر دوباره زبان فارسی را نه فقط وسیله گفتوگو، بلکه بخشی از هویت و فرهنگ خود بدانیم.