دکتر مهدی حمزهپور، با اشاره به اینکه در پارادایمهای نوین امنیت، جنگها دیگر محدود به تخریب زیرساختهای سخت نیستند، اظهار داشت: هرگاه حملهای متوجه هویت جمعی، انسجام اجتماعی یا ادراک عمومی طراحی شود، جنگ در همپوشانی «فناوری نرم» و «فناوری سخت» معنا مییابد. در این میان، حضور گسترده مردم را میتوان «فناوری حضور اجتماعی» نامید که بهمثابه سپر روانی-اجتماعی عمل میکند. جوان آنلاین: عضو هیئت علمی دانشکده مدیریت دانشگاه امام صادق (ع) تهران، حضور گسترده و خودجوش مردم در خیابانها و میادین در روزهای جنگ تحمیلی و درگیریهای اسفند ۱۴۰۴ و در ابتدای سال ۱۴۰۵ و بعد از آن تا کنون را نه یک واکنش غریزی، بلکه «فناوری نرم اجتماعی حضور» و مکانیسم دفاعی مؤثر در برابر جنگ شناختی و اغتشاشات توصیف کرد.
دکتر مهدی حمزهپور، با اشاره به اینکه در پارادایمهای نوین امنیت، جنگها دیگر محدود به تخریب زیرساختهای سخت نیستند، اظهار داشت: هرگاه حملهای متوجه هویت جمعی، انسجام اجتماعی یا ادراک عمومی طراحی شود، جنگ در همپوشانی «فناوری نرم» و «فناوری سخت» معنا مییابد. در این میان، حضور گسترده مردم را میتوان «فناوری حضور اجتماعی» نامید که بهمثابه سپر روانی-اجتماعی عمل میکند.
وی با تشریح سه کارکرد کلیدی این فناوری خاطرنشان ساخت: نخست «شکستن شَبَحِ ترس» که دشمن در جنگ ترکیبی با ایجاد توحُّشِ تنهایی، مقاومت مردم را تضعیف میکند، اما حضور جمعی، این توهُّمِ تنهایی را از بین میبرد. دوم «بازدارندگی پیشدستانه» که هزینه اقدام خرابکارانه را به شدت افزایش میدهد و سوم «تثبیت روایت رسمی قدرت» که با حضور فیزیکی مردم، روایت کاذب تقابل حکومت و مردم را خنثی میسازد.
مزیت راهبردی: عدم قطعیت در برابر سناریوهای دشمن
رئیس اندیشکده فناوری نرم دانشگاه امام صادق (ع) با تأکید بر پویایی و تغییرپذیری این فناوری تصریح کرد: برخلاف فناوریهای سخت که قابلپیشبینی هستند، حضور خیابانی مردم سیال و زنده است و دشمن را مجبور به بازنگری دائمی سناریوهای خود میکند. این «عدم قطعیت راهبردی»، مزیت امنیتی بزرگی برای طرف مدافع محسوب میشود.
حمزهپور در پایان تأکید کرد که این حضور، محصول فرآیندی بلندمدت از فرهنگسازی امنیتی و سرمایهگذاری بر فناوری نرم اجتماعی است و اگر به درستی مدیریت شود، میتواند مؤثرترین ابزار بازدارندگی غیرمستقیم در برابر جنگهای ترکیبی و تهاجمهای شناختی باشد. به گفته وی، سرمایهگذاری بر این فناوری نه یک انتخاب راهبردی، بلکه ضرورتی حیاتی برای بقای ملی است.