ربایش یک نفتکش در سواحل سومالی نگرانیها نسبت به خطر احیای گروه الشباب در باب المندب را بیشتر کرده است. جوان آنلاین: حمله اخیر به یک کشتی نفتکش در نزدیکی سواحل جنوب سومالی که منجر به سیطره بر یک نفتکش کوچک توسط عدهای از شبه نظامیان سومالیایی شده است از این جهت اهمیت دارد که در میانه تغییرات و تنشهای بینالمللی پرشتاب در منطقه غرب آسیا، اروپا و آفریقا صورت میپذیرد و به همین خاطر از این پتانسیل برخوردار است که به روند جدیدی در عرصه امنیتی تبدیل شود. بر این اساس شناخت ریشههای این امر و پیامدهای احتمالی این رویداد از اهمیت بسیاری برخوردار است.
ریشههای حملات به کشتیها در سواحل سومالی
کشور سومالی با دارا بودن بیش از ۳۰۰۰ کیلومتر خط ساحلی با اقیانوس هند، خلیج عدن و دریای عرب و مجاورت با تنگه راهبردی بابالمندب یکی از کشورهای با اهمیت در عرصه امنیت دریایی محسوب میشود. سواحل این کشور به طور بالقوه به سومالیاییها این اجازه را میدهد که بر مسیرهای حمل و نقل دریایی که به سمت دریای سرخ و همچنین مسیرهای منتهی به بنادر شرق آفریقا، نظارت داشته باشد. از این رو این کشور در دوران جنگ سرد با اعطای امتیازات دسترسی به بنادر، سواحل و پایگاههای هوایی به ایالات متحده آمریکا و شوروی و نوسان میان این دو قطب به کسب امتیازات اقتصادی، نظامی و راهبردی اهتمام داشت.
با فروپاشی دولت سومالی در سال ۱۹۹۱، این کشور وارد دورهای طولانی و ممتدی از جنگهای داخلی، منازعات قبیلهای، ناامنی، تروریسم و تجزیه طلبی شد که به وسیله دخالتهای خارجی به ویژه از سوی همسایگان تشدید میشد. این امر سبب شده است که تغییرات اقلیمی متناوب مانند خشکسالیهای گسترده و سیلابهای سهمگین منجر به بروز آثار و تبعاتی همچون قحطی و گرسنگی شوند. این مسئله به ویژه در مناطق دور از پایتخت و همچنین مناطق در معرض درگیریهای مسلحانه بروز و ظهور بیشتری دارد.
تنگه باب المندب، کشور سومالی، یمن، جنبش انصارالله یمن، جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران.
این شرایط در حالی است که بسیاری از مردم سومالی به ویژه ساکنان مناطق محروم و روستایی همواره کشورهای دیگر را متهم میکردند که با سوء استفاده از وضعیت بیدولتی در این کشور به ویژه در دهه ۱۹۹۰، دست به اقداماتی غیرقانونی همچون صید غیرمجاز در آبهای سرزمینی سومالی، تخلیه زبالههای خطرناک شیمیایی و آلوده کردن آب میزنند و این امر معیشت مردم سومالی را با مخاطرات جدی مواجه کرده است.
تلاقی این مسائل و مشکلات را میتوان به عنوان اولین جرقههای عملیاتهای دریایی بر ضد کشتیرانی بینالمللی در این منطقه دانست. این عملیاتها در ابتدا به صورت حمله به کشتیهای صیادی در حال صید در سواحل سومالی بروز و ظهور داشتند ولی خیلی زود به کسب وکاری پر سود و مافیایی در زمینه اخذ غرامت از کشتیها تبدیل شدند. کسب و کاری که در آن دلالان فدیه، رهبران عشایر، مقامات دولتی و تجار در مراتب بالای هرم سودآوری قرار داشتند و سهم افراد شرکت کننده در عملیات حمله به کشتیها پایینتر از بقیه بود.
تقارن سیطره اتحادیه دادگاههای اسلامی سومالی بر این کشور و قحطی شدید در دهه اول قرن جاری و دخالتهای خارجی سبب شد سومالی شاهد جهش در عملیاتهای حمله به کشتیرانی بینالمللی طی سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۸ باشد. با این وجود اوج عملیات حمله به کشتیها را میتوان در فاصله سالهای ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ دانست. برآوردها حاکی از آن است که در دوره اوج عملیات حمله به کشتیرانی بینالمللی در سال ۲۰۱۱، ۲۳۷ حمله به کشتیهای خارجی صورت گرفت که منجر به پرداخت حدود ۱۵۹ میلیون دلار باج به گروههای مسلح سومالیایی شد.
افزایش عملیاتها در ساحل سومالی منجر به حضور پرتعداد نیروهای نظامی کشورهای مختلف در منطقه باب المندب و خلیج عدن شد. این حضور به همراه برخی ابتکارعملها برای همکاری با نهادهای حکمرانی محلی سبب شد عملیاتهای دریایی در ساحل سومالی شاهد کاهش قابل ملاحظهای باشند ولی مداخله خارجی نتوانسته است مشکلات ریشهای در سواحل سومالی را حل و فصل کنند. از این رو با وجود آرامش نسبی طی یک دهه گذشته، خلأهای امنیتی ناشی از رویدادهایی مانند جنگ یمن و ... همواره باعث احیای برخی عملیاتهای محدود در سواحل سومالی شده است.
چرا عملیات دزدی دریایی فعلی ممکن است آغازگر یک روند جدید باشد؟
عملیات حمله به کشتی نفتکش در سواحل سومالی را میتوان یکی از معدود عملیاتهای موفق دانست که طی سالهای اخیر در سواحل این کشور رخ داده است. با این وجود این رویداد را نمیتوان صرفا یک عملیات نظامی جدا از روند کلان در شاخ آفریقا دانست بلکه وضعیت سیاسی، امنیتی و اقتصادی در این کشور میتواند این عملیات را به روند جدیدی در شاخ آفریقا تبدیل کند. مهمترین دلایل برای این امر را میتوان در قالب عوامل زیر دانست:
قحطی بیسابقه در سومالی: گزارشهای نهادهای کمک رسان حاکی از این است که سومالی هماکنون با یکی از بدترین موجهای قحطی ناشی از سیلابهای گسترده رنج میبرد. این قحطی سبب شدهاست صدها هزار تن از مردم این کشور محصولات کشاورزی و دامهای خود را از دست داده و به دنبال کسب غذا آواره شوند. همچنین شوکهای اقتصادی جهان به دلیل جنگ در منطقه غرب آسیا منجر به بدتر شدن این وضعیت شده است. این قحطی انگیزه نیروهای محلی برای حمله به کشتیها را افزایش خواهد داد.
افزایش نفوذ گروه الشباب: گروه الشباب به عنوان یکی از اصلیترین گروههای مخالف دولت سومالی که با گروه القاعده مرتبط است فعالیتها و حوزه نفوذ خود در سومالی به ویژه جنوب این کشور را به شدت گسترش داده است. برآوردها حاکی از آن است که گروه الشباب کنترل بیش از ۶۰ درصد اراضی در جنوب و مرکز سومالی را در اختیار دارد. این سازمان در مناطق تحت سیطره خود ساختارهای حکمرانی مختلفی را در زمینه اخذ مالیات، آموزش، تأمین امنیت و ... ایجاد کرده است. این ساختارها گروه الشباب را به یکی از ثروتمندترین گروههای تررویستی در جهان تبدیل کرده است. تلاقی نفوذ امنیتی گروه الشباب و قحطی در سومالی میتواند بستر مناسبی برای گسترش عملیاتهای دریایی در این منطقه باشد، چرا که این گروه این گونه عملیاتها را به عنوان ممر درآمد بالقوه، تضعیف کننده دولت مرکزی سومالی و تأثیرگذار بر روندهای جهانی به ویژه در مبارزه با آمریکا و غرب میبیند.
دخالتهای خارجی و تهدید وحدت ملی: با وجود اینکه سوالی طی دهههای گذشته فاقد دولت مرکزی بوده است و گروههای تجزیه طلب در شمال این کشور فعال بودهاند، اما بخش بزرگی از مردم این کشور و سیاستمداران آن با تجزیه سومالی مخالف بودهاند. افزایش دخالتهای کشورهای فرامنطقهای در سومالی به خصوص حضور ایالات متحده، رژیم صیهونیستی و امارات در منطقه جدایی طلب سومالیلند سبب شده تجزیه این کشور به عنوان یک خطر جدی در ادراک بخش بزرگی از جامعه و نخبگان سومالی پررنگ شود.
تنگه باب المندب، کشور سومالی، یمن، جنبش انصارالله یمن، جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران،
تهدید دولت مرکزی مبنی بر ممانعت از تردد کشتیهای رژیم صهیونیستی از تنگه بابالمندب یکی از نمودهای این امر است. در این بستر، عملیاتهای دریایی در سواحل سومالی میتواند ابزار بالقوهای باشد که کشورهای غربی را به همکاری با موگادیشو و حتی اعطای امتیازات به آن در راستای محافظت از وحدت ملی این کشور وادار کند.
تجربه انصارالله: تجربه انصارالله در نظارت بر مسیرهای کشتیرانی در تنگه بابالمندب و جنوب دریای سرخ برای بخشی از مردم سومالی الهام بخش محسوب میگردد و راه حلها و راهکارهایی عملیاتی برای مقابله با قدرتهای خارجی در اختیار گروههای مسلح سومالی قرار میدهد.
تنگه باب المندب، کشور سومالی، یمن، جنبش انصارالله یمن، جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران.
تمرکز اروپا و آمریکا بر جبهههای دیگر: آمریکا و اروپا طی سالهای اخیر تمرکز خود را بر جبهههای دیگری همچون جنگ اوکراین، جنگ در منطقه غرب آسیا و ایران معطوف کردهاند و این امر قدرت مانور این کشورها برای حضور در منطقه را کاهش داده است و در نتیجه نوعی خلأ در سواحل سومالی ایجاد کرده است.
تبعات راهبردی گسترش عملیاتهای دریایی در سواحل سومالی
با وجود اینکه عملیاتهای دریایی در سواحل سومالی تا کنون محدود بودهاند، اما میتوان گفت که همافزایی عوامل یاد شده در بالا پتانسیل بزرگی را برای بازگشت پرقدرت این عملیاتها و تبدیل شدن آن به یک معضل امنیتی برای غرب ایجاد کرده است. این مسئله در صورت تحقق دارای تبعات راهبردی مهمی برای منطقه خواهد بود.
اخلال در صادرات نفت از دریای سرخ: هم اکنون به دلیل بسته بودن تنگه هرمز بخش بزرگی از نفت منطقه خلیج فارس از طریق دریای سرخ و تنگه باب المندب به سمت بازارهای آسیایی صادر میشود. این نفت نقش مهمی در جلوگیری افزایش بیرویه قیمت نفت دارد. اخلال در تنگه باب المندب و خلیج عدن ریسک انتقال نفت از دریای سرخ به بازارهای آسیایی را افزایش داده و فشارهای بیشتری را به بخش کشتیرانی وارد خواهد کرد.
اخلال در کشتیرانی در تنگه بابالمندب: علاوه بر نفت و گاز منطقه غرب آسیا، تنگه بابالمندب یکی از مسیرهای راهبردی در کشتیرانی بینالمللی میان آسیا و اروپا محسوب میشود. با وجود اینکه این مسیر هنوز هم به ترافیک دریایی دوره ماقبل ۲۰۲۳ خود بازنگشته است، اما اخلال در این آبراه میتواند به عنوان یک کارت و اهرم فشار بر بازارهای جهانی و عنصری اخلالگر در تجارت جهانی تلقی شود.
توانایی بالقوه در تأثیرگذاری بر مسیر جنوب آفریقا: مسیر تجاری جایگزین تنگه باب المندب یعنی مسیر شرق آفریقا به جنوب این قاره میتواند از درگیریها در سواحل سومالی متأثر شود. به ویژه آن که تجربه سالهای ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ ثابت کرده است که دامنه عملیاتی حملات سومالی میتواند بسیار گسترده باشد.
فشار بر رژیم صهیونیستی: رژیم صهیونیستی در صورت افزایش حملات دریایی در سومالی با اخلال در عملیات دریایی بندر ایلات و اخلال در واردات از شرق آسیا مواجه خواهد شد. همچنین با توجه به حضور این رژیم در منطقه سومالیلند، حملات دریایی از منشأ جنوب این کشور خواهند توانست فشار را بر پایگاههای نظامی و اطلاعاتی این رژیم در شمال این کشور گسترش دهند.
سومالی و آینده عملیاتهای دریایی
وضعیت فعلی سیاسی، امنیتی و انسانی در سومالی و همچنین نارضایتی از مداخلات بیگانه به خصوص در منطقه سومالیلند سبب شده است این منطقه مستعد افزایش تنش در حوزه اقیانوس هند و خلیج عدن باشد.
در مقابل حضور پرتعداد نیروهای نظامی خارجی به ویژه نیروهای اتحادیه اروپا در قالب عملیات آتلانتا (برای مقابله با عملیات دریای سومالی) و عملیات اسپیدس (برای مقابله با عملیات انصارالله) مانعی جدی در برابر عملیات دریایی محسوب میشوند ولی در مقابل حضور گروه الشباب در مناطق گستردهای از این کشور با خط ساحلی گسترده مأمنی برای نیروهای عملیات کننده محسوب میشود. از این رو به نظر میرسد که عملیاتهای جاری با حمایت فعالانه گروه الشباب و همچنین ارتقای توان تسلیحاتی و عملیاتی میتوانند روند جدیدی را در آن منطقه شکل دهند.