کد خبر: 1354414
تاریخ انتشار: ۰۷ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۴:۴۰
محمدرضا هادیلو

بارش‌های قابل توجه بهار ۱۴۰۵ در شمال‌غرب کشور، تصویری تازه از دریاچه ارومیه ایجاد کرده است. افزایش محسوس تراز آب، گسترش پهنه آبی و بازگشت نسبی آب به بخش‌هایی از بستر خشک‌شده، نشانه‌هایی است که امید را به منطقه بازگردانده است. پس از سال‌ها نگرانی و کاهش شدید آب، اکنون دریاچه چهره‌ای متفاوت به خود گرفته و بسیاری آن را نشانه‌ای از بازگشت حیات به این زیست‌بوم ارزشمند می‌دانند. با این حال، واقعیت آن است که بهبود فعلی بیش از آنکه حاصل یک روند پایدار احیا باشد، نتیجه بارش‌های مناسب و برخی افزایش‌های مقطعی در ورودی آب است. چنین شرایطی هرچند ارزشمند و امیدبخش است، اما به‌تنهایی نمی‌تواند تضمینی برای خروج دریاچه از بحران باشد. فاصله دریاچه با شرایط پایدار اکولوژیک همچنان زیاد است و وضعیت آن همچنان شکننده به شمار می‌آید. دریاچه ارومیه در سال‌های اخیر بار‌ها چنین دوره‌هایی را تجربه کرده است؛ دوره‌هایی که در بهار با افزایش ورودی آب امید ایجاد می‌شود، اما با فرا رسیدن تابستان و افزایش تبخیر، دوباره سطح آب کاهش می‌یابد. این نوسان‌های فصلی بخشی از واقعیت طبیعی دریاچه است، اما آنچه نگرانی‌ها را افزایش می‌دهد، نبود تعادل پایدار میان منابع و مصارف آب در کل حوضه آبریز است. در دهه‌های گذشته، فشار بر منابع آب حوضه ارومیه به شکل چشمگیری افزایش یافته است. توسعه کشاورزی، افزایش سطح زیرکشت و برداشت گسترده از منابع آب سطحی و زیرزمینی باعث شده بخش بزرگی از آبی که باید به دریاچه برسد، پیش از آن مصرف شود. در چنین شرایطی، حتی سال‌های پربارش نیز تنها می‌توانند بهبود‌های کوتاه‌مدت ایجاد کنند و هرگز جایگزین مدیریت پایدار منابع آب نخواهند شد. یکی از مسائل مهم در این میان، نحوه تخصیص و مدیریت حق‌آبه زیست‌محیطی دریاچه است. زمانی می‌توان از اثرگذاری واقعی این حق‌آبه سخن گفت که تخصیص آن به صورت برنامه‌ریزی‌شده، قابل پایش و مبتنی بر نیاز‌های اکولوژیک دریاچه انجام شود. رهاسازی‌های مقطعی آب، در حالی که برداشت‌ها در بخش‌های مختلف ادامه دارد، اثر بلندمدتی بر احیای دریاچه نخواهد داشت. از سوی دیگر، مدیریت منابع آب در حوضه ارومیه همچنان با چالش‌های ساختاری مواجه است. تعدد دستگاه‌های مسئول، نگاه بخشی به مدیریت آب و نبود یک سازوکار هماهنگ برای تصمیم‌گیری و تبادل داده‌ها، روند احیای دریاچه را با دشواری روبه‌رو کرده است. بدون شکل‌گیری مدیریت یکپارچه در سطح حوضه آبریز، بسیاری از اقدامات پراکنده هیچ‌وقت به نتیجه‌ای پایدار منجر نخواهند شد. در چنین شرایطی، بهبود‌های اخیر باید به عنوان یک فرصت تلقی شود؛ فرصتی برای انجام اصلاحات اساسی در نحوه مدیریت منابع آب، تا با کنترل برداشت‌های غیرمجاز، کاهش اضافه‌برداشت از منابع زیرزمینی، اصلاح واقعی الگوی کشت، افزایش بهره‌وری مصرف آب در کشاورزی و شفاف‌سازی در تخصیص حق‌آبه زیست‌محیطی، مسیر احیای دریاچه هموار شود. در کنار این اقدامات، تقویت نظام پایش منابع آب، ساماندهی مسیر رودخانه‌ها و انهار منتهی به دریاچه و جلب مشارکت جوامع محلی در حفاظت از منابع آب نیز از اهمیت زیادی برخوردار است. تجربه سال‌های گذشته نشان داده که بدون مشارکت ساکنان حوضه و همراهی بخش‌های مختلف، هیچ برنامه‌ای به موفقیت کامل دست نمی‌یابد. باید باور کنیم که نشانه‌های بهبود دریاچه بسیار شکننده هستند. بارش‌های خوب بهاری توانسته‌اند به این پهنه آبی جان تازه ببخشند، اما آینده آن همچنان به مدیریت دقیق، تصمیمات درست و نگاه بلندمدت به منابع آب در کل حوضه وابسته است. اگر از این فرصت برای اصلاح مسیر استفاده نشود، احتمال بازگشت دوباره به چرخه کاهش آب و تشدید بحران دور از انتظار نخواهد بود.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار