آتشبس پس از جنگ رمضان برقرار است، اما آنچه در حافظه تاریخ باقی خواهد ماند، نه صرفاً تبادل آتش، بلکه کیفیت ایستادگی یک ملت و سازوکار تولید امنیت در سختترین شرایط است جوان آنلاین: آتشبس پس از جنگ رمضان برقرار است، اما آنچه در حافظه تاریخ باقی خواهد ماند، نه صرفاً تبادل آتش، بلکه کیفیت ایستادگی یک ملت و سازوکار تولید امنیت در سختترین شرایط است. روزهایی که صدای انفجار با تپش زندگی درآمیخت و جامعه، همزمان با تحمل فشار جنگ، از درون نیز با تهدیدهای امنیتی مواجه بود؛ تهدیدهایی که مهار آنها، بیش از هر زمان دیگری نقش و مجاهدت پلیس و مدافعان امنیت را برجسته کرد.
در روزهایی که روایتهای ایثار، از پرستاری که جان نوزادان را بر جان خود مقدم دانست، جانبازی که اعضای بدنش را پای لانچر و دفاع از وطن گذاشت، چوپانی که با برنو به سوی هواپیماهای متخاصم شلیک کرد یا دختربچه انقلابی که با لحن کودکانهاش از سیدمجید نقطهزن خواست تلآویو را با موشک صورتی شخم بزند و سیدمجید به درخواستش جواب داد دستبهدست میشد، یک روایت تعیینکننده در جریان بود؛ روایت امنیت. امنیتی که نه در خلأ، بلکه در متن تهدید، جنگ روانی، خرابکاری و طمع مجرمان شکل گرفت. جامعهای که در خانهها ماند تا از تراکم بحران جلوگیری کند، در همان حال نیازمند چتری از امنیت بود که پلیس آن را بر سر شهرها گسترانید.
شبکه عوامل داخلی
در این میان، دشمن تنها به حملات نظامی بسنده نکرد. شبکهای از عوامل داخلی، همسو با طراحیهای بیرونی، تلاش کردند تا با انتقال اطلاعات، ایجاد ناامنی، سرقت از اموال مردم آسیبدیده و حتی هدفگیری مستقیم مدافعان امنیت، کشور را از درون دچار اختلال کنند. گزارشها از افرادی حکایت دارد که مختصات ایستهای بازرسی و مراکز انتظامی را به دشمن مخابره کردند و همین اطلاعات، به حملات هدفمند و شهادت شماری از نیروهای حافظ امنیت انجامید. در کنار آن، سودجویانی نیز بودند که به جای یاری رساندن به هموطنان خود، در مناطق آسیبدیده به غارت اموال مردم پرداختند.
از زبان فرمانده
در چنین شرایطی، پلیس نهتنها در قامت یک نهاد انتظامی، بلکه بهعنوان خط مقدم مقابله با ناامنی داخلی وارد میدان شد. حضور میدانی، اشراف اطلاعاتی و واکنش سریع، سه ضلع اصلی عملکرد پلیس در این دوره بود. آنگونه که سردار احمدرضا رادان، فرمانده کل انتظامی کشور، تصریح کردهاست، دشمن با هدف ایجاد شوک اجتماعی و کشاندن مردم به خیابانها طراحی کرده بود، اما این سناریو با هوشیاری مردم و اقدام بهموقع نیروهای امنیتی خنثی شد.
رادان با اشاره به فعالیت جریانهای همسو با دشمن در داخل کشور تأکید میکند که این عناصر تلاش داشتند با تضعیف ساختار فرماندهی و ایجاد فضای روانی، بستر آشوب را فراهم کنند، اما اشراف اطلاعاتی نیروهای انتظامی، امنیتی و نظامی، بهویژه در فضای مجازی، مانع از تحقق این هدف شد. به گفته او، فاصله میان انتشار یک محتوای مسئلهدار تا شناسایی و دستگیری عامل آن، در برخی موارد به حداقل ممکن رسیدهاست؛ نشانهای از ارتقای قابلتوجه توان رصد و واکنش در ساختار امنیتی کشور.
شلیک به مخلان امنیت
یکی از مهمترین جلوههای این مجاهدت، برخورد قاطع با سارقان و مجرمان در شرایط جنگی بود. برخلاف پیشبینیها که معمولاً در شرایط بحران، افزایش جرائم را محتمل میدانند، آمارها از کاهش سرقت در این دوره حکایت دارد. این موضوع، بهروشنی بیانگر اثرگذاری اقدامات پیشگیرانه و حضور فعال پلیس در صحنه است. در همین راستا، بیش از ۹۰ سارق حین ارتکاب جرم، با تیراندازی پلیس زمینگیر و دستگیر شدند؛ اقدامی که پیام روشنی برای اخلالگران امنیتی داشت: در شرایطی که جامعه درگیر جنگ است، هیچگونه ناامنی داخلی تحمل نخواهد شد.
عاملان جریان نفوذ
در کنار مقابله با جرائم خرد و کلان، پلیس نقش مهمی در شناسایی و برخورد با عناصر وابسته به شبکههای جاسوسی و خرابکاری ایفا کرد. دستگیری و مجازات افرادی که با سرویسهای بیگانه همکاری داشتند، نشان داد که برخورد با تهدیدات امنیتی، صرفاً به سطح خیابان محدود نمیشود، بلکه لایههای پیچیدهتری از مقابله اطلاعاتی و قضایی را نیز در بر میگیرد. اجرای احکام قضایی برای برخی از این عناصر، پیام روشنی از عزم نظام برای حفظ امنیت عمومی بود. از سوی دیگر، کشف اسناد و تجهیزات بهجا مانده از دشمن در برخی عملیاتها، ابعاد دیگری از این تقابل را آشکار کرد. به گفته فرمانده فراجا، اسناد مهمی از تجهیزات دشمن به دست آمده که در حال رمزگشایی است؛ اسنادی که میتواند ابعاد پنهانتری از طراحیهای خصمانه را روشن سازد. این دستاوردها، حاصل ترکیب هوشیاری مردمی و اقدام بهموقع نیروهای امنیتی است؛ ترکیبی که در شکست سناریوهای پیچیده دشمن نقش کلیدی ایفا کرد.
میدانداری مردم
با این حال، امنیت صرفاً محصول عملکرد نهادهای رسمی نیست. آنچه در این دوره بهعنوان یک مزیت راهبردی عمل کرد، همراهی مردم با پلیس و سایر نیروهای امنیتی بود. حضور آگاهانه شهروندان، گزارش تحرکات مشکوک و پرهیز از رفتارهای هیجانی، به نیروهای امنیتی این امکان را داد تا با تمرکز بیشتری به مقابله با تهدیدات بپردازند. رادان نیز بر این نکته تأکید دارد که میدانداری مردم، عامل اصلی ناکامی دشمن و ایجاد فراغت برای نیروهای مسلح در مقابله با تهدیدات بودهاست.
در نهایت، آنچه از دل این روزهای پرالتهاب بیرون میآید، تصویری چندلایه از امنیت است؛ امنیتی که در آن، پلیس نهتنها با مجرمان، بلکه با شبکهای از تهدیدات ترکیبی مواجه است. از مقابله با سارقان و غارتگران گرفته تا خنثیسازی عملیات روانی و برخورد با عناصر وابسته به دشمن، همه و همه نشاندهنده گستره مأموریتهایی است که بر دوش مدافعان امنیت قرار دارد. روایت امنیت در جنگ رمضان، روایتی است از حضور بیوقفه، تصمیمهای سریع و هزینههایی که برای حفظ آرامش جامعه پرداخت شد. اگر امروز آتشبس برقرار است و شهرها به ظاهر آراماند، این آرامش، حاصل همان مجاهدتهای خاموشی است که در تاریکترین ساعات بحران، توسط پلیس و نیروهای امنیتی رقم خورد؛ مجاهدتی که شاید کمتر دیده شود، اما بیتردید، یکی از ستونهای اصلی پایداری جامعه در برابر طوفان تهدیدهاست.