در حالی که بخش قابل توجهی از برنج مورد نیاز کشور در مازندران تولید میشود، شالیکاران هنوز بین سنتهای دیرینه و تکنولوژی و فناوریهای نوین گیر کردهاند جوان آنلاین: در حالی که بخش قابل توجهی از برنج مورد نیاز کشور در مازندران تولید میشود، شالیکاران هنوز بین سنتهای دیرینه و تکنولوژی و فناوریهای نوین گیر کردهاند. هر سال با آغاز فصل نشاکاری، زندگی در روستاهای شمال رنگ و بوی دیگری میگیرد؛ مردان و زنانی که تا زانو در آب و گل فرو میروند، نشاهای برنج را با دستان خود در خاک مینشانند تا چرخه تولید یکی از مهمترین محصولات غذایی کشور ادامه پیدا کند. با این حال، پشت این تصویر آشنا، واقعیتی پیچیدهتر جریان دارد. افزایش شدید هزینههای تولید، بالا رفتن دستمزد کارگران، خُرد بودن اراضی و دشواری دسترسی به ماشینآلات کشاورزی، شالیکاری را به فعالیتی پرهزینه و پرریسک تبدیل کرده است. در سالهای اخیر، ضرورت حرکت به سمت مکانیزاسیون بیش از گذشته مطرح شده؛ زیرا نیروی کار کمیابتر و گرانتر شده و ادامه روشهای سنتی برای بسیاری از کشاورزان صرفه اقتصادی ندارد. اما مسیر گذار به کشاورزی مکانیزه نیز با موانع جدی روبهروست؛ از زمینهای کوچک و پراکنده گرفته تا هزینه بالای ماشینآلات و کمبود زیرساختهای خدماتی در روستاها. همین عوامل باعث شده شالیزارهای مازندران میان سنت و مدرنیته متوقف بمانند و کشاورزان بین انتخاب دشوار روشهای قدیمی و فناوریهای جدید گرفتار شوند.
صبح زود در شالیزارهای اطراف بابل، مه نازکی روی زمینهای پرآب نشسته است. خورشید تازه در حال بالا آمدن است، اما کار در مزرعه از همان ساعات ابتدایی آغاز شده است. زنان و مردان نشاکار در ردیفهای منظم، نشاهای جوان برنج را در زمین میکارند؛ کاری که همچنان بخش مهمی از آن با نیروی انسانی انجام میشود.
در همین فصل، دستمزد کارگران نیز افزایش قابل توجهی داشته است. به گفته یکی از کارگران نشاکار، کار نشاکاری واقعاً سخت است. از صبح تا غروب داخل آب و گل کار میکنیم. امسال دستمزدها برای مردها تا حدود ۲ میلیون و ۳۰۰هزار تومان در روز رسیده و برای زنان هم نزدیک به ۲میلیونو۲۰۰ هزار تومان است. اما با این همه سختی، هزینههای زندگی آنقدر بالا رفته که همین درآمد هم بهسختی پاسخگوی مخارج است.
افزایش هزینه نیروی کار در حالی رخ داده که بسیاری از کشاورزان همچنان ناچارند به روشهای سنتی تکیه کنند.
یکی از شالیکاران منطقه بابل، مشکل اصلی را ساختار زمینهای کشاورزی میداند و میگوید: «زمینهای ما کوچک و پراکنده است. ماشینهای نشاکار برای زمینهای یکپارچه طراحی شدهاند، نه برای قطعات کوچک و جدا از هم. به همین دلیل در خیلی از مواقع استفاده از ماشین صرفه اقتصادی ندارد.»
علی بناییراد ادامه میدهد: «هزینه خرید ماشینآلات خیلی بالاست و حتی اجاره آن هم برای بسیاری از کشاورزان سنگین است. به همین خاطر هنوز به نیروی انسانی وابستهایم، حتی اگر هزینه کارگر بالا باشد.»
کارشناسان کشاورزی نیز تأکید میکنند که روند مکانیزاسیون در شالیزارهای مازندران با چالشهای جدی روبهروست.
علی احمد، کارشناس حوزه کشاورزی، معتقد است حرکت به سمت استفاده از ماشینآلات آغاز شده، اما هنوز فراگیر نشده است.
او میگوید: «مهمترین موانع شامل خُرد بودن اراضی، هزینه بالای خرید و نگهداری ماشینآلات نشاکاری و برداشت، کمبود تجهیزات متناسب با شرایط زمینهای خیس و ناهموار شمال، نبود خدمات فنی در مناطق روستایی و دشواری دسترسی به تسهیلات بانکی است.»
این کارشناس توضیح میدهد: «بسیاری از این ماشینها برای زمینهای بزرگ و صاف طراحی شدهاند. وقتی زمینها کوچک و پر از مرز و آبراه هستند، کار با دستگاه دشوار میشود و راندمان پایین میآید. تا زمانی که زمینها تجمیع نشوند، مکانیزاسیون کامل در شالیزارهای مازندران با محدودیت روبهرو خواهد بود.»
از افزایش بهرهوری تا سازگاری با شرایط بومی
آمارهای رسمی از ادامه کشت در مناطق مختلف استان خبر میدهد و مدیر جهاد کشاورزی شهرستان بابل، با اشاره به روند کشت در این منطقه میگوید: «بیش از ۱۱هزار هکتار از شالیزارهای شهرستان بابل، معادل حدود ۲۵درصد از کل اراضی شالیزاری این شهرستان، تاکنون زیر کشت رفته است و عملیات نشاکاری همچنان ادامه دارد.»
به گفته رحیم شهیدیپور، بخشی از این اراضی با ارقام محلی و بخشی دیگر با ارقام پرمحصول کشت شده است؛ موضوعی که نشان میدهد کشاورزان همچنان میان افزایش بهرهوری و حفظ سازگاری با شرایط بومی در حال انتخاب هستند.
در مناطق کوهستانی استان نیز شرایط متفاوت است. سرپرست جهاد کشاورزی شهرستان سوادکوه میگوید: «در این شهرستان تاکنون عملیات شخم و شیار در حدود ۳۶۵هکتار از اراضی شالیزاری انجام شده و روند آمادهسازی زمینها ادامه دارد.»
عباسعلی پورمند با اشاره به وسعت شالیزارهای منطقه میافزاید: «در مجموع حدود ۶۸۵هکتار اراضی شالیزاری در سوادکوه وجود دارد و به دلیل شرایط اقلیمی خاص منطقه، مدیریت مزرعه اهمیت زیادی دارد.»
این مسئول به ریسک بالای تولید در این مناطق هم گریزی میزند و میگوید: «بیمه محصول برنج باید جدی گرفته شود، زیرا کشاورزان در صورت بروز خسارتهای اقلیمی ممکن است با زیانهای سنگینی روبهرو شوند.»
در فریدونکنار نیز بسیاری از کشاورزان با چالش مشابهی روبهرو هستند. شالیکاران این منطقه معتقدند که نشاکاری دیگر مثل گذشته ساده نیست. هزینه کارگر بالا رفته، اما در بسیاری از زمینها هنوز نمیشود بدون نیروی انسانی کار را پیش برد، مخصوصاً در زمینهای خیس و کوچک.
به گفته آنها، اگر تسهیلات واقعی برای خرید ماشینآلات وجود داشته باشد، خیلی از کشاورزان حاضرند به سمت مکانیزه شدن بروند، اما هزینه اولیه بسیار بالاست و برای بسیاری از شالیکاران امکانپذیر نیست.
به باور کارشناسان، آینده شالیکاری در مازندران تا حد زیادی به حل همین گرههای ساختاری بستگی دارد؛ از یکپارچهسازی اراضی و توسعه خدمات مکانیزه گرفته تا ارائه تسهیلات هدفمند و طراحی ماشینآلات متناسب با شرایط خاص زمینهای شمال کشور. بدون چنین اصلاحاتی، شالیزارهای استان همچنان میان سنتهای قدیمی و فناوریهای نوین معلق خواهند ماند؛ وضعیتی که نهتنها بر درآمد کشاورزان، بلکه بر هزینه تولید برنج و امنیت غذایی کشور نیز اثر مستقیم خواهد گذاشت.