۱- در نخستین جنگ تحمیلی، رژیم بعث حاکم بر عراق با مشاهده تلاطمهای ناشی از تغییر ساختار سیاسی- اجتماعی در پسا انقلاب، غائلههای تجزیهطلبانه و نیز با اتکا به خیانتهای جریان نفاق به سرکردگی بنیصدر، دچار خطای محاسباتی شد. همچنین فرار سران خودفروخته ارتش ستمشاهی و نوپایی نهادهای انقلابی همچون سپاه پاسداران، این «گرای غلط» را به دشمن داد که شالوده دفاعی ایران گسسته است. فرجامِ این ادراک ناصواب، تجاوزی گسترده در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ با رؤیای تصرف تهران بود؛ تجاوزی که ریشه در «ادراک ضعف» و نادیده انگاشتن مردم داشت.
۲- فتنه سال ۱۴۰۱ که در آن ارزشهای دینی آماج جسارت و بیحرمتی قرار گرفت، در کنار تحولات تلخ منطقه و جولان تکفیریها در سوریه، سیگنال لرزانی را به خارج از مرزها مخابره کرد. دشمن به این تصور اشتباه افتاد که پیوند ملت و آرمانهایش سست شده و امتداد عمق راهبردی ایران در منطقه دچار آسیبشده و میتواند از فرصت پیش آمده به حذف و نابودی دشمن تمدنی و موجودیتی خود اقدام نماید. در امتدا همان تصور باطل در خرداد ۱۴۰۴ تهاجمی وحشیانه را رقم زد که به بهای سرخ شهادت نخبگان علمی، سرداران رشید و مردم ما تمام شد.
۳- پس از جنگ دوم تحمیلی، پذیرش مذاکره، اگرچه نمایشی از منطق و عقلانیت جمهوری اسلامی ایران پیش چشم جهانیان بود، اما بار دیگر راه را بر محاسبات غلط استکبار گشود. قائد شهید امت، حضرت آیتاللهالعظمی امام خامنهای، بارها ضرورت هجمه به محاسبات باند جنایتکار حاکم بر امریکا را متذکر شدند. حوادث تروریستی ۱۸ و ۱۹ دیماه نیز که ایشان آن را «شبه به کودتا» دانستند، تصویر نادرست دیگری از واقعیت ایران صادر کرد که نتیجه آن، جسارت مجدد دشمن در حملات نهم اسفندماه ۱۴۰۴ بود و جنگ ۴۰ روزهای بر ایران و ایرانیان تحمیل کرد که شهادت قائد عظیمالشأن انقلاب اسلامی و جنایت حمله به مدرسه میناب اوج این جسارت بود.
۴- اکنون این پرسش در اذهان عمومی شکل میگیرد که برای کور کردن چشم طمع دشمن و تغییر ادراکات دشمن، چه اقدامی باید صورت گیرد؟ رهبر معظم شهید امت (قدسسره) در سالهای ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳، نسخه نصرتبخش و فائقآفرین علیه رژیمهای جنگطلب را ارائه دادند و فرمودند: امامخمینی (ره) با «جهاد تبیین» حکومت دیرپای فاسد ننگین دیکتاتوری و مستبدانه سلطنتی ارثی را ازاله کرد و حکومت مردمسالاری اسلامی و دینی را سر کار آورد؛ مسئله «جهاد تبیین» این است، اهمیتش این است و «ما امروز به تبیین نیاز داریم.»
با استفاده از ابراز مؤثر جهاد تبیین میتوان اتمسفر مصنوعی و حصار رسانهای توسط بدخواهان این مُلک و دین را در کشور، منطقه و جهان را شکست و مؤلفههای اقتدار نرم و سخت جمهوری اسلامی ایران را به همه دوستداران و باورمندان، و به ویژه دشمنان لجوج نشان داد. تا آنها در محاسبات «سود و زیان»، به نتیجه و یقین برسند، که کفه ترازو به سمت خسارتی جبرانناپذیر سنگینی کند و زندگیشان تلخ خواهد شد؛ تنها در این صورت است که دشمن تحت فشار واقعیتهای میدانی و ایجاد برساخت درست از واقعیات و نمایاندن تصویر حقیقی به درون و دنیای خارج از مرزهای جغرافیایی، به تغییر سیاستهای جنگطلبانه خود تن داده و راهی جز عقبنشینی مفتضحانه نخواهد ماند.
مؤلفه مکمل که ما را به این مقصود میرساند، بعثت حضور استوار مردم در صحنه است. چنانکه رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای (مدظلهالعالی) در پیام ۲۰ فروردین ۱۴۰۵ فرمودند: «مسلماً فریادهای شما در میادین، در نتیجه مذاکرات مؤثر است.» همانگونه که امام خمینی (ره) در شب ۲۲ بهمن ۵۷ با فراخوان تاریخی خویش، طومار ۲هزارو۵۰۰ ساله شاهنشاهی را درهم پیچید، اینک نیز لبیکگویی به فرمان امام سید مجتبی خامنهای (دامت برکاته) و حضور مقتدرانه مردم که بیش از ۵۰ شب تداومیافته، طومار «باند جنایتکار اپستین» را برای همیشه به زبالهدان تاریخ خواهد افکند و آنان را در دریای نیل غرورشان غرق خواهد نمود.
کسی مخالف گفتوگو بر مدار سه اصل «عزت، حکمت و مصلحت» نیست، اما مواجهه با امریکای کینهتوز و ترامپ کودکخوار، این حقیقت را پیش چشم میآورد که ما با اهریمنی روبهرو هستیم که از مذاکره تنها به مثابه ابزاری برای فریب افکار عمومی بهره میبرد. نقض تعهدات در مدت «سکوت آتش»، تجاوز به جنوب لبنان و راهزنی دریایی ارتش تروریستی امریکا، تغییر پی در پی مواضع تردیدی در بیفایده بودن مسیر گفتوگو با این رژیم باقی نمیگذارد. باید با شناخت صحیح میدان، اولویت را به «خیابان» داد که آوردگاه عینی «حماسه و اتحاد مقدس» است. تنها با ارائه تصویری باشکوه از اقتدار ملی و برافراشتن پرچم استقامت است که میتوان «تهدیدزدایی» کرد. باید با اهرم «جهاد تبیین» و حضور بیبدیل ملت بصیر و مقاوم، به محاسبات دشمن یورش برد و دشمن متجاوز را از هرگونه جسارت دوباره ناامید و پشیمان نهایی ساخت.