بانک اهداف مشخص، دستها روی ماشه و پشتوانهمان اتحاد خیابان و انسجام مسؤلین است. همانها که میگویند همه ما «ایرانی» و «انقلابی» هستیم جوان آنلاین: سردار سید مجید موسوی، فرمانده هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و فرماندهی نیروی دریایی سپاه در یک پیام مشترک اعلام کردند: «بانک اهداف مشخص، دستها روی ماشه و پشتوانهمان اتحاد خیابان و انسجام مسؤلین است. همانها که میگویند همه ما «ایرانی» و «انقلابی» هستیم و با اتحاد آهنین ملت و دولت، با تبعیت کامل از رهبر معظم انقلاب متجاوز جنایتکار را پشیمان خواهیم کرد. یک خدا، یک رهبر، یک ملت، و یک راه؛ آن هم راه پیروزی ایرانِ عزیزتر از جان.»
پس از این پیام مقتدرانه میدانی که عقبه آن از اتحاد «خیابان» و تبعیت از فرمانده معظم کل قوا میآید، سخنگوی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح نیز در اظهارنظری تصریح کرد: «روند تولید تجهیزات دفاعی هیچگاه متوقف نمیشود» و در چارچوب دستور قرارگاه مرکزیخاتمالانبیا و فرامین فرمانده معظم کل قوا آماده هرگونه پشتیبانی از نیروهای مسلح هستیم. سردار رضا طلایینیک در گفتوگویی با بیان اینکه روند تولید تجهیزات دفاعی هیچگاه متوقف نشده و نخواهد شد، تأکید کرد: وزارت دفاع برای وضعیتهای گوناگون (آمادگی برای جنگ، جنگ و آتشبس) در حال تأمین نیازهای نیروهای مسلح است. به گفته او وزارت دفاع از نیروهای مسلح پیش از جنگ، در حال جنگ و در زمان آتشبس پشتیبانی کرده و آن را ادامه خواهد داد.
این دو پیام را باید فراتر از یک خبر معمولی دید و تحلیل کرد؛ «بیانیهای راهبردی» که تلاش میکند همزمان چند مخاطب را هدف قرار دهد: دشمن خارجی، افکار عمومی داخلی و حتی نخبگان سیاسی.
۱- بازدارندگی فعال؛ از اعلام توان تا نمایش اراده: عبارت «بانک اهداف مشخص، دستها روی ماشه» نشاندهنده عبور از صرف داشتن توان نظامی به مرحله «اعلام اراده برای استفاده» است. در ادبیات نظامی، بازدارندگی زمانی مؤثر است که سه مؤلفه داشته باشد: توان، اراده و پیامرسانی شفاف. این متن هر سه را در خود دارد.
«بانک اهداف مشخص» یعنی انتخاب هدفها از پیش انجام شده و این پیام را میدهد که پاسخ احتمالی، نه احساسی بلکه دقیق و حسابشده خواهد بود. در کنار آن، «دست روی ماشه» یک استعاره از آمادگی لحظهای است؛ یعنی فاصله تصمیم تا اقدام به حداقل رسیدهاست. این نوع بیان، بهطور خاص برای جلوگیری از «خطای محاسباتی» دشمن امریکایی- صهیونی طراحی شدهاست. در واقع میخواهد به دشمن بفهماند که «اراده ایران» را یکبار آزمودید و جدیت و قاطعیت ما را در تنبیه متجاوز دیدید، تکرار کنید، رابط سختتری را بر متجاوزان تحمیل خواهیم کرد. کما اینکه سردار موسوی چند روز پیش هم در پیامی ضمن بیعت با ملت ایران، تهدید کردهبود: «اگر فردای آتشبس، دشمن دست از پا خطا کند و تعرضی به خاک مقدس ایران اسلامی صورت گیرد، پاسخ این ملت و فرزندان مسلحش، پاسخی متفاوت، قاطع و پشیمانکننده خواهد بود. اینبار، هر جا که ملت ایران اراده کند، در تیررس ما خواهد بود؛ و به آنان که در جنوب منطقه، جغرافیا، پایگاهها و امکانات خود را در خدمت امریکا و دشمنان این ملت قرار میدهند، هشدار میدهیم: اگر از سرزمین و ظرفیتهای شما برای تعرض به ایران استفاده شود، باید با امنیت انرژی و تولید نفت در منطقه خاورمیانه وداع کنید. ملت ایران اهل تهدید نیست، اما در دفاع از عزت، امنیت و تمامیت ارضی خود، لحظهای تردید نخواهد کرد.»
۲- انسجام داخلی؛ مکمل قدرت سخت: بخش مهمی از پیام مشترک فرمانده هوافضا و فرماندهی نیروی دریایی به «اتحاد خیابان و انسجام مسئولان» اختصاص دارد. این تأکید، صرفاً یک شعار داخلی نیست، بلکه بخشی از معادله بازدارندگی است. در تجربههای تاریخی، هرجا دشمن احتمال شکاف داخلی را بالا ارزیابی کند، ریسک اقدامش بیشتر میشود. این پیام مشترک کوشیدهاست یک تصویر یکپارچه از جامعه و حاکمیت ارائه شود: «یک خدا، یک رهبر، یک ملت، یک راه». فرمولی که علاوه بر بار ایدئولوژیک، یک کارکرد عملی هم دارد: حذف متغیر «اختلاف داخلی» از محاسبات دشمن.
۳- نفی دوگانه صلح/جنگ: نکته کلیدی در اظهارات سخنگوی وزارت دفاع، اما نگاه «پیوسته» به وضعیتهاست. برخلاف نگاه کلاسیک که جنگ و صلح را دو وضعیت جداگانه میبیند، اینجا با یک طیف مواجهیم: پیش از جنگ، حین جنگ و آتشبس که همگی نیازمند آمادگی هستند. این نگاه، بهطور ضمنی آتشبس را از یک «وضعیت امن» به یک «وضعیت ناپایدار» تقلیل میدهد؛ یعنی حتی در شرایط توقف درگیری، تهدید بالقوه پابرجاست، بنابراین توقف در تولید تسلیحات یا کاهش آمادگی، منطقی تلقی نمیشود. این نگاه که ریشه در بیاعتمادی به امریکا، از دل تجربیاتی بیرون آمده که دستکم طی یکسال گذشته دو بار با حمله به میز مذاکره، تکرار شدهاست. اگر تجربههای گذشته بهعنوان مبنای تحلیل در نظر گرفته شوند، آتشبس یا توافق، نه تضمینکننده ثبات، بلکه یک «وقفه تاکتیکی» تلقی میشود. در چنین چارچوبی، سیاست دفاعی بر «بدبینانهترین سناریو» تنظیم میشود، نه خوشبینانهترین. به همین دلیل است که تأکید میشود روند تولید تجهیزات دفاعی «هیچگاه متوقف نشده و نخواهد شد». این جمله در واقع ترجمه عملی همان بیاعتمادی است.
۴- قدرتسازی مستمر؛ ستون فقرات راهبرد دفاعی: یکی دیگر از مهمترین گزارههای پیام سخنگوی وزارت دفاع، تداوم «قدرتسازی» است. این مفهوم فقط به تولید سلاح محدود نیست، بلکه شامل ارتقای فناوری، لجستیک، آمادگی انسانی و هماهنگی عملیاتی نیز میشود. وقتی گفته میشود وزارت دفاع در همه شرایط (جنگ، پیش از جنگ، آتشبس) فعال است، در واقع یک مدل «آمادگی دائمی» ترسیم میشود. این مدل، به دنبال حذف عنصر غافلگیری و افزایش تابآوری در برابر هر نوع تحول ناگهانی است. به عنوان نکته پایانی اینکه این دو پیام علاوه بر محتوای نظامی، یک کارکرد مهم رسانهای هم دارد: شکلدهی به ادراک. برای مخاطب داخلی، پیام «اطمینان و اقتدار» تولید میکند؛ برای مخاطب خارجی، «هشدار و بازدارندگی». در واقع، این نوع پیامها بخشی از «جنگ روایتها» هستند؛ جایی که تصویرسازی از قدرت، گاهی به اندازه خود قدرت اهمیت پیدا میکند. جمهوری اسلامی ایران طی سه جنگ اخیر در عمل نشان دادهاست که در دفاع از تمامیت ارضی، آرمانهای امامین انقلاب و حقوق ملت ایران کوچکترین مماشاتی ندارد و به هر اقدام بر همزننده امنیت کشور و رفتار متجاوزانه پاسخی قاطع خواهد داد.