جنگی که قرار بود محدود و شستهرفته باشد، حالا کل منطقه و اقتصاد جهانی را در خود فرو برده است جوان آنلاین: جنگی که قرار بود محدود و شستهرفته باشد، حالا کل منطقه و اقتصاد جهانی را در خود فرو برده است. رابرتپیپ، استاد علوم سیاسی و مدیر پروژه امنیت و تهدیدات دانشگاه شیکاگو، در مقاله اخیر خود در فارینافرز با عنوان «چرا تشدید تنش به نفع ایران است» هشدار میدهد که واشینگتن گرفتار «دام تشدید تنش» شده است. به اعتقاد پیپ، بزرگترین توهم در جنگ ایران این است که ایالات متحده تصور میکند کنترل تشدید را در دست دارد، در حالی که ایران با استراتژی «تشدید افقی» (گسترش جغرافیایی و سیاسی منازعه به جای شدت بخشیدن عمودی در یک صحنه واحد) قواعد بازی را تغییر داده است.
فرض بنیادین پیپ این است که جنگها به ندرت آنگونه که معمارانشان تصور میکنند پیش میروند. آنها با برنامهریزی دقیق، اهداف محدود و شستهرفته و وعده کنترل آغاز میشوند. رهبران از دقت، بازدارندگی و کارزارهای کوتاهی سخن میگویند که برای وادار کردن دشمن به تغییر مسیر طراحی شدهاند. با این حال، تاریخ منازعات مدرن نشان میدهد که جنگها اغلب مسیری متفاوت را طی میکنند. پیپ ابتدا با کتاب خود به نام «بمباران برای پیروزی: قدرت هوایی و اجبار در جنگ» که در دهه ۱۹۹۰ منتشر شد، به شهرت بینالمللی رسید و حالا دیدگاههای او در جنگ امریکا و اسرائیل به ایران مورد توجه قرار گرفته است.
عملیات «خشم حماسی» که در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ با حملات دقیق هوایی امریکا و اسرائیل آغاز شد، اولین عملیاتی نبود که ایالات متحده بر اساس این باور عمل میکرد که قدرت هوایی قاطع میتواند فروپاشی سریع سیاسی را ایجاد کند. در ویتنام، تا سال ۱۹۶۷، ایالات متحده سه برابر بیشتر از بمبی که در جنگ جهانی دوم استفاده کرده بود، بر فراز ویتنام شمالی پرتاب کرده بود، ولی ویتنام محدودیتهای یک فرض مهم را آشکار کرد؛ این تصور که امریکاییها فکر میکردند با هدف قرار دادن ساختار فرماندهی، تهران را فلج کرده و نظام ایران را بیثبات خواهند کرد. پیپ در مقاله خود در فارین افرز نشان داده که حملات موسوم به سربریدن، برخلاف تصور رایج، انگیزههای قدرتمندی برای تشدید افقی ایجاد میکنند: زمانی که یک نظام، به رغم هدف قرار دادن رهبر خود، جان سالم به در میبرد، باید به سرعت با گسترش دامنه درگیری، انعطافپذیری خود را اثبات کند. ایران در جنگ اخیر، دقیقاً همین کار را کرد. طی ساعاتی از حملات اولیه، صدها موشک بالستیک و پهپاد نه تنها به اسرائیل، بلکه به حداقل ۹ کشور میزبان نیروهای امریکایی از جمله قطر، امارات، کویت، بحرین و عربستان سعودی پرتاب کرد. پیپ تأکید میکند که پیام ایران غیرقابل انکار بود: کشورهایی که میزبان نیروهای امریکایی هستند، هزینه خواهند پرداخت و جنگی که اسرائیل و امریکا آغاز کردهاند، گسترش خواهد یافت.
برای پِیپ، خطرناکترین لحظه در جنگ به ندرت در ابتدای آن رخ میدهد. مراحل اولیه معمولاً با احتیاط و اهداف محدود مشخص میشوند. خطر بزرگتر بعداً پدیدار میشود، زمانی که منازعه وارد آن چیزی میشود که میتوان آن را مرحله میانی نامید؛ نقطهای که تلفات رخ داده، منابع متعهد شده و اعتبارات سیاسی به نتیجه گره خورده است. در آن مرحله، عقبنشینی از نظر سیاسی دشوار میشود. رهبران میترسند که عقبنشستن ممکن است به عنوان ضعف تلقی شود. متحدان بر استقامت پافشاری میکنند، در حالی که مخالفان خویشتنداری را به عنوان فرصتی برای فشار بیشتر تفسیر میکنند و درست در چنین وضعیتی است که تشدید تنش آسانتر از سازش به نظر میرسد. این همان چیزی است که پیپ آن را «تله تشدید تنش» مینامد. اقدامات نظامی واکنشهای متقابل را برمیانگیزند، هر دور هزینهها را افزایش میدهد. با گذشت زمان، درگیری کمتر به اهداف سیاسی اولیه مربوط میشود و بیشتر به اجتناب از شکست مربوط میشود؛ چیزی که پیپ میگوید ترامپ در حال حاضر در آن قرار گرفته است. او بر همین اساس درباره جنگ ایران پیشبینی میکند که ما در مسیر صلح نیستیم. ما در مسیری هستیم که... جنگ در حال سرایت و گسترش است. او گفته که آنچه میبینید جابهجایی نیروهاست..؛ که تنها در یک جهت حرکت میکنند.
تحلیل پیپ در رابطه با ایران، در میان نظریهپردازان امنیتی بازتاب گستردهای داشته است. سوزان ملونی از مؤسسه بروکینگز، همسو با پیپ، تأکید میکند که ایران با فعال کردن شبکه نیابتی خود در عراق، سوریه و یمن، میدان نبرد را از تنگه هرمز تا مدیترانه گسترش داده است. ژنرال دیوید پترائوس، فرمانده سابق سنتکام، در گفتوگویی با وال استریت ژورنال گفته که ما در حال تکرار ویتنام هستیم: پیروزیهای تاکتیکی در آسمان، اما شکست استراتژیک در زمین؛ زیرا ایران جنگ را به کل منطقه و اقتصاد جهانی کشانده است. ولی نصر از دانشگاه جان هاپکینز، بعد زمان را به تشدید اضافه میکند و مینویسد که ایران روی ساعت سیاسی منطقه شرطبندی کرده است. با این حال، برخی نیز نظرشان خلاف پیپ است. جان بولتون، مشاور امنیت ملی سابق امریکا، اخیراً استدلال کرد که ترس از تشدید، خود بزرگترین مانع برای پیروزی است. به باور بولتون، ایران در شوک عمیقی به سر میبرد و اگر امریکا قاطعانه عمل کند و تهدید کند که هرگونه تشدید را با پاسخ کوبنده مواجه میسازد، رژیم جدید تهران ظرف چند هفته فرو میپاشد. بولتون نظریه پیپ را «بهانههایی برای ضعف» مینامد.
پیپ در جمعبندی مقاله خود در فارینافرز مینویسد که ایالات متحده اکنون در چهارراهی قرار دارد: یا عقبنشینی کند و شکست محدود را بپذیرد، یا دوچندان کند و در باتلاقی عمیقتر فرو رود. او تأکید میکند که تسلط تاکتیکی در جنگ، استراتژی نیست و مرحله تعیینکننده این جنگ نه با اولین حمله، بلکه با بحران منطقهای که به دنبال آن آمد، آغاز شد.