کد خبر: 1352617
تاریخ انتشار: ۲۷ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۴:۴۲
سردبیر عربی ۲۱: آمریکا و اسرائیل جنگ علیه ایران را باختند سردبیر وبسایت عربی ۲۱ اعلام کرد که روایت آمریکا و اسرائیل از پیروزی در جنگ با ایران با واقعیت تطابق ندارد.

جوان آنلاین: در ادامه تحلیل‌های محافل وابسته به کشور‌های حوزه خلیج فارس از شکست اهداف آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگ علیه ایران، فراس ابوهلال، سردبیر وب‌سایت قطری عربی ۲۱، گفت که جنگ جاری علیه ایران، با وجود دستیابی به نتایج تاکتیکی موقت، خسارات سیاسی گسترده‌ای را برای ایالات متحده و اسرائیل به همراه داشته است.

به گزارش تسنیم، ابوهلال در مقاله‌ای به این منظور تاکید کرد که با وجود برخی دستاورد‌های تاکتیکی که آن هم ناشی از قدرت نظامی عظیم آمریکا بود، اما، هیچ یک از اهداف سیاسی که ایالات متحده و اسرائیل را به آغاز این جنگ سوق داد، محقق نشد. بلکه ایران موفق شد تمرکز درگیری را به تأمین آزادی ناوبری از طریق تنگه هرمز تغییر دهد.

متن این مقاله به شکل زیر است:

با توقف موقت جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، سؤال پیروزی و شکست، بحث گسترده‌ای را در رسانه‌های سنتی و اجتماعی، علاوه بر گفتمان سیاسی، برانگیخته است.

دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا طبق معمول و همانطور که انتظار می‌رفت خیلی زود اعلام پیروزی کرد و حتی کشوری مانند امارات که در طول ۴۰ روز جنگ دائما در موضع دفاعی قرار داشت و نتوانست به تنهایی هیچ حمله موفقی علیه ایران انجام دهد هم اعلام پیروزی کرد.

پس برنده واقعی این جنگ کیست؟ این سؤال پیچیده‌تر از آن چیزی است که به نظر می‌رسد.

جنگ‌های معاصر چالش بزرگی برای تحلیلگران و مورخان است که به دنبال تعیین برنده و بازنده در این جنگ‌ها هستند. برخلاف جنگ‌های تاریخی که در آن پیروزی‌های میدانی آشکار می‌توانست به پیروزی‌های سیاسی تبدیل شود، نتایج جنگ‌های معاصر اغلب مبهم است.

در نظام جهانی جدید پس از جنگ جهانی دوم، که -به ویژه در غرب- بر پایه‌های دموکراتیک لیبرال متمرکز بر "حقوق بشر" و "قانون بین‌الملل" استوار است، معیار‌های پیروزی و شکست تغییر کرده است. این پیچیدگی منجر به ظهور مفهوم "جلب قلب‌ها و ذهن‌ها" شد؛ ابتدا در جنگ آمریکا علیه ویتنام، و به وضوح بیشتر در جنگ‌های عراق و افغانستان پس از حوادث ۱۱ سپتامبر.

از سوی دیگر، مفاهیم پیروزی و شکست امروز تحت سلطه تبلیغات و فقدان "عینیت" قرار گرفته‌اند، علاوه بر پیچیدگی ناشی از مفهوم جنگ نامتقارن. ابهام نتایج به این دلایل، به هر طرف اجازه می‌دهد تا ادعای پیروزی کند؛ در نظام‌های دموکراتیک، این ادعا به حزب حاکم امکان می‌دهد تا رأی‌دهندگان را به طور مؤثرتری جذب کند.

همچنین، مفهوم جنگ نامتقارن به طرف ضعیف‌تر، چه یک کشور باشد و چه یک سازمان غیردولتی، فرصت ادعای پیروزی را می‌دهد، اگر بتواند از فروپاشی جلوگیری کند و ایدئولوژی مقاومت در برابر طرف قوی‌تر را حفظ کند. معمولاً طرف ضعیف‌تر آماده تحمل خسارات بیشتری نسبت به طرف قوی‌تر است، زیرا جنگ را تهدیدی وجودی برای خود می‌بیند، برخلاف طرف قوی‌تر که به دنبال دستیابی به اهداف سیاسی از جنگ است.

از ادعای پیروزی تا شکست

در جنگ‌های معاصر، پیروزی نظامی همیشه به پیروزی سیاسی تبدیل نمی‌شود. جنگ ویتنام نمونه بارز این موضوع است، زیرا پیروزی ایالات متحده و متحدانش بر ویتنام جنوبی در حمله معروف تت، در نهایت به شکست سیاسی تبدیل شد، زیرا نتایج این حمله و انتقام‌جویی بعدی آمریکا به نیرو‌های ویت‌کنگ در تلاش‌های جذب نیرو کمک کرد و جنبش ضد جنگ را در داخل ایالات متحده و جهان شعله‌ور کرد.

ارزیابی پیروزی‌های نظامی یا سیاسی زمانی که درگیری‌ها ادامه دارد، دشوارتر می‌شود. حمله ایالات متحده به عراق در سال ۲۰۰۳ و سرنگونی صدام، که به سرعت به عنوان یک پیروزی نظامی و سیاسی برای آمریکا توصیف شد، به سرعت به شکست تبدیل شد، زمانی که نتایج آن منجر به نفوذ قابل توجه ایران در دوران پس از صدام شد.

"پیروزی" ظاهری آمریکا در افغانستان در سال ۲۰۰۱، زمانی که آمریکایی‌ها حکومت طالبان را سرنگون کردند، نمونه واضح‌تری از یک پیروزی موقت است که در عرض دو دهه به یک شکست ویرانگر تبدیل شد.

از آنجا که درگیری‌ها، نامتقارن و مستمر است، ارزیابی پیروزی و شکست در بستر جنگ ایران دشوار است. درست است که در این جنگ، ایالات متحده و اسرائیل با ترور مقامات و فرماند‌های ایرانی و وارد کردن خسارات به زیرساخت‌های این کشور، برخی دستاورد‌های تاکتیکی به دست آوردند، اما با این حال، حتی تا لحظه آخر اجرای آتش‌بس اخیر، ایران به حملات متقابل علیه اسرائیل و کشور‌های خلیج فارس که میزبان حضور نظامی آمریکا هستند، ادامه داد.

آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها در تعریف خود از پیروزی، به خسارات جدی وارد شده به نهاد‌های ایرانی، توانایی‌های موشکی و سایت‌های هسته‌ای آن اشاره کردند. اما ایران اشاره کرد که سیستم سیاسی‌اش با وجود از دست دادن رهبران، همچنان کار می‌کند، علاوه بر ادامه توانایی‌هایش در زمینه فرماندهی و کنترل، در حالی که کنترل خود را بر تنگه هرمز تقویت کرده است.

اهداف شکست‌خورده آمریکا و اسرائیل

با این حال، ارزیابی اینکه چه کسی پیروزی سیاسی را به دست آورده است، به نفع ایالات متحده و اسرائیل نیست؛ زیرا تمام اهداف سیاسی جنگ شکست خوردند - یعنی تحمیل "تغییر نظام" در ایران، دامن زدن به شورش و آشوب در داخل ایران، تشویق عناصر مسلح تجزیه طلب به شورش نظامی علیه دولت، و از بین بردن برنامه‌های هسته‌ای و موشکی ایران.

ایران با استفاده از توانایی خود در کنترل ترافیک از طریق تنگه هرمز، که استراتژی‌ای بود که فشار‌های اقتصادی جهانی عظیمی را ایجاد کرد، خود را در موقعیت مذاکره‌ای قوی‌تری یافت؛ جایی که با یک طرح ده ماده‌ای به مذاکرات پاکستان رفت، که نفوذ آن را بر تنگه هرمز تثبیت می‌کرد، اجازه ادامه برنامه هسته‌ای آن را می‌داد، و آتش‌بس را به لبنان گسترش می‌داد.

دولت ترامپ در ابتدا این طرح را اساساً برای مذاکرات پذیرفت، اما بعداً از آن عقب‌نشینی کرد، و اختلافاتی در مورد تعیین این ده نکته پدیدار شد که هر طرف ادعا می‌کرد نسخه متفاوتی از آن نسبت به طرف دیگر دارد، که منجر به فروپاشی مذاکرات در اسلام‌آباد شد.

در همین حال، اعتبار ایالات متحده و اسرائیل در سطح جهانی رو به زوال گذاشت و حتی نزدیکترین متحدان آنها از شرکت در جنگ خودداری کردند و آن را طبق قوانین بین‌المللی، غیرقانونی دانستند.

ایالات متحده به عنوان مدعی قدرتمندترین دموکراسی لیبرال در جهان، نبرد برای جلب "قلب‌ها و ذهن‌ها" در سراسر جهان را پس از آغاز جنگی غیرقانونی، به گفته کارشناسان سازمان ملل، از دست داد؛ و به اهداف غیرنظامی، از جمله یک مدرسه دخترانه، حمله کرد که منجر به شهادت ده‌ها کودک شد. آمریکا همچنین رهبر مشروع یک کشور مستقل را ترور و تهدید به نابودی یک تمدن کامل کرد و این یعنی فروپاشی همه شعار‌های دموکراسی و حقوق بشری آن.

برچسب ها: آمریکا ، اسرائیل ، ایران
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار