دشمن امریکایی- صهیونی همواره با ترفندهای گوناگونی، چون عملیات روانی، جنگ، بیثباتسازی داخلی و فشارهای مختلف سیاسی و اقتصادی در صدد تضعیف و فروپاشی محور مقاومت بودهاست جوان آنلاین: دشمن امریکایی- صهیونی همواره با ترفندهای گوناگونی، چون عملیات روانی، جنگ، بیثباتسازی داخلی و فشارهای مختلف سیاسی و اقتصادی در صدد تضعیف و فروپاشی محور مقاومت بودهاست. بعد از واقعه ۷ اکتبر، محور مقاومت توانست از ظرفیت و توان داخلی خود در برابر دشمن رونمایی کند. اعضای محور مقاومت از فلسطین تا لبنان و عراق و تا انتهای یمن در قالب حملات هماهنگ شده وارد جنگ با رژیم صهیونیستی و امریکا شدند و با تمام توان در دفاع از آرمان فلسطین و فشار به رژیم صهیونیستی ظاهر شدند. جبهه صهیونی- امریکایی نیز اقداماتی را برای کاهش اثر این فشارها انجام داد و حملات سنگینی را علیه محور مقاومت و به ویژه حزبالله لبنان و مقاومت یمن ترتیب داد. علاوه بر آن، محاصره، تحریم و فشارهای سیاسی داخلی دیگر ابزارهایی بودند که برای خارج کردن آتش حزبالله و مقاومت یمن از جبهه ضد صهیونی مورد استفاده قرار گرفتند، اما نتیجه معکوس تصور دشمن بود. یمن و حزبالله با وجود فشارهای چندجانبه، اما توانستند توان نظامی و قدرت سیاسی خود را حفظ کنند. امریکا در برابر یمن مجبور به پیشنهاد توافقی برای پایان دادن حملات متقابل شد و در لبنان نیز توطئههای مدتدار سیاسی و تبلیغات سمی دشمنان نتوانستند موجبات خلع سلاح حزبالله و در نهایت حذف آن را از عرصه سیاسی فراهم آورند. بعد از دوره تثبیت و بازسازی قوا در جبهه مقاومت، جنگ موجود به فرم جنگ ۱۲ روزه و به طور جدیتر در جنگ رمضان تغییر شکل داد و با هدف قرار گرفتن ایران به عنوان محور وحدت جبهه مقاومت، کارزار وجهه تقابلیتر و عینی تری به خود گرفت.
آغاز جنگ رمضان و بروز دوباره وحدت میادین در مقابله با رژیم صهیونیستی این گزاره را به دشمن یادآوری کرد که مقاومت نهتنها ضعیف نشده، بلکه توانایی و اراده فراتر از قبل را برای برگزاری جنگی به طور هماهنگ دارد. دشمن گمان میکرد با به شهادت رساندن رهبران جبهه مقاومت همچون سید حسن نصرالله، سنوار و فرماندهان ارشد مقاومت عراق و یمن و در رأس آن، رهبر بزرگ انقلاب اسلامی میتواند شاکله تصمیمگیری و وحدت میادین را از هم بپاشد و مقاومت را تضعیف نماید، اما استمرار حرکت مقاومت و تشدید حملات علیه امریکا و رژیم صهیونیستی نشان داد که ساختار مقاومت به قدرت درونی آن و نه به اشخاص وابسته است و حذف رهبران نمیتواند خللی در نحوه مقابله و توسعه قدرت مقاومت داشتهباشد. علاوه بر آن، ساختار غیرمتمرکز و انعطافپذیر محور مقاومت که شامل گروهها و دولتهای مختلف میشود، سببشده که اگر یکی از اعضا تحت فشار قرار گیرد، سایر بخشها به فعالیتها و اقدامات مبارزاتی خود ادامه دهند. بر همین اساس است که رسانههای منطقهای و فرامنطقهای تأکید میکنند که دشمن نمیتواند با ترور یا تحریم، این شبکه را از بین ببرد.
دشمن تا پیش از جنگ رمضان ادعا میکرد که محور مقاومت از هم پاشیده، اما تحولات جاری نشان داد که نهتنها چنین ادعایی درست نیست، بلکه روز به روز مقاومت بالغتر و رشیدتر شدهاست، چراکه ریشه در عمق مردم و اعتقادات اصیل اسلامی دارد و هاضمه اسلامی با هیچگونه ظلمپذیری همراهی ندارد. پس از آغاز حملات ایران به منافع منطقهای امریکا و رژیم صهیونیستی مقاومت عراق و سپس حزبالله لبنان وارد جنگ شدند. به تناسب شرایط نیز مقاومت یمن وارد میدان نبرد شد تا پازل وحدت میادین را تکمیل نماید. در نتیجه، جنگ از تکبعدی خارج شد و رژیم صهیونیستی و امریکا مجبور شدند جنگ را در چند جبهه مدیریت کنند.
تکثیر میدان نبرد در کل غرب آسیا، معادله امنیتی رژیم صهیونیستی را از جنگ برونمرزی به جنگ فرسایشی در درون تغییر داد و موازنه را به سود جبهه مقاومت سنگینتر ساخت. از طرفی، احتمال بازگشت وضعیت بحرانی در دریای سرخ و تنگه بابالمندب و همچنین در خطر بودن پایگاههای تصمیمگیری امریکا در عراق، این کشور را به وحشت انداخت.
اکنون نیز فارغ از موقعیت ایران، حملات وحشیانه و جنایتکارانه رژیم اسرائیل به لبنان و همچنین به محل زیست مقاومت حزبالله طی روزهای گذشته از مؤثر بودن حملات مقاومت لبنان خبر میدهد؛ توطئهای که در انتظار دیگر بازیگران مقاومت نیز خواهد بود، اما حزبالله لبنان حتی با وجود این حملات از حرکت باز نایستاده و همچنان موج حملاتش علیه سرزمینهای اشغالی و مواضع صهیونیستها را تشدید کردهاست. تنها در روز گذشته رسانههای رژیمصهیونیستی اعلام کردند که حزبالله لبنان فقط در زمان صبح، بیش از ۳۰ موشک به سمت سرزمینهای اشغالی شلیک کردهاست.
طبق گزارشهای اعلامی، حزبالله تنها در عرض ۲۴ ساعت بیش از ۷۰ عملیات علیه اسرائیل داشتهاست.
امروز جبهه مقاومت وارث تجربههای شگرفی از بزرگان و نامداران خود است که در سازماندهی و افزایش قوای مقاومت در آینده کارساز و مؤثر خواهد بود. دشمن تصور میکند که با هر مرحله جنگ افروزی مقاومت را تضعیف میکند، اما در واقعیت، تراکم تجربهها، شناسایی ضعفها و ارتقای قدرت تدبیر در تدوین راهبرد، مسیر حرکت مقاومت را با ارادهتر و قدرتمندتر میکند و آیندهای بهتر از شرایط سکون را خواهد ساخت. عصبانیت امروز ترامپ و همفکرانش که در لحن و رفتار او برای جهانیان آشکار شدهاست و نیز تصمیمات مضحکی مانند محاصره دریایی یا اخذ عوارض از کشتیهایی که به ایران عوارض بندری پرداختهاند، همگی ناشی از ناتوانی امریکا در رویارویی با تمامیت جبهه مقاومت و ایران است.