کد خبر: 1352091
تاریخ انتشار: ۲۳ فروردين ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
این بار جنگ رسانه‌ای را هم بردیم دیپلماسی عمومی ایران این بار در جنگ از میم‌های توئیتری تا کلیپ‌های لگویی گسترش پیدا کرد.
سجاد آذری

جوان آنلاین: در دنیای جنگ‌های مدرن، دیگر فقط هواپیما، موشک و پهپاد تعیین‌کننده پیروزی نیستند، بلکه «جنگ روایت‌ها» به یکی از مهم‌ترین جبهه‌ها تبدیل شده است؛ جایی که دولت‌ها با ابزار‌های دیجیتال، افکار عمومی جهانی را هدف قرار می‌دهند تا مشروعیت، حمایت و حتی روحیه دشمن را تضعیف کنند. در جنگ اخیر امریکا و رژیم صهیونیستی با ایران، در کنار بمباران شهر‌ها توسط دشمنان و درگیری‌های گسترده در تنگه هرمز و عملیات سایبری، جمهوری اسلامی ایران یکی از خلاقانه‌ترین کمپین‌های دیپلماسی عمومی تاریخ معاصر را به اجرا گذاشت. 

دیپلماسی عمومی

دیپلماسی عمومی به مجموعه اقدامات رسمی یا نیمه‌رسمی یک دولت برای ارتباط مستقیم با شهروندان خارجی، نخبگان فکری و افکار عمومی جهان اطلاق می‌شود. برخلاف دیپلماسی سنتی که پشت در‌های بسته و میان دولت‌ها جریان دارد، این نوع دیپلماسی بر رسانه‌های جمعی، شبکه‌های اجتماعی، تبادل فرهنگی، برنامه‌های آموزشی و حتی محتوای طنزآمیز تمرکز دارد. هدف اصلی آن شکل‌دهی به تصویر کشور، ترویج روایت خود، جلب همدردی و در نهایت تأثیرگذاری بر سیاست خارجی دولت‌های دیگر است. 

در شرایط جنگ، اهمیت دیپلماسی عمومی به مراتب بیشتر می‌شود. جنگ‌های قرن ۲۱ دیگر فقط جنگ فیزیکی نیستند؛ آنها جنگ اطلاعاتی نیز نامیده می‌شوند. روایت غالب می‌تواند مشروعیت یک عملیات نظامی را تعیین کند، ائتلاف‌های بین‌المللی را تشکیل دهد یا آنها را متلاشی کند، روحیه داخلی را تقویت و روحیه دشمن را تضعیف کند. مثال‌های تاریخی در این خصوص متعدد است؛ مثلاً در جنگ اوکراین، روایت رسانه‌ای اوکراین نقش کلیدی در دریافت میلیارد‌ها دلار کمک غربی داشت. در غزه نیز، تصاویر شبکه‌های اجتماعی بیش از بمب‌ها بر افکار عمومی جهان اسلام و جنوب جهانی تأثیر گذاشت. 

استراتژی توئیتری سفارتخانه‌های ایران

در جنگ اخیر، ایران با آگاهی کامل از واقعیت حوزه دیپلماسی عمومی عمل کرد. به جای بیانیه‌های خشک وزارت خارجه، تهران به دیپلماسی دیجیتال روی آورد که از جمله آنها استفاده از میم‌ها، انیمیشن‌های هوش مصنوعی، طنز تند و محتوای محلی‌سازی‌شده است. این رویکرد نه تنها هزینه‌ای ناچیز داشت، بلکه به سرعت به یک پدیده جهانی تبدیل شد. برخی رسانه‌ها آن را برنده جنگ اینترنتی نامیدند و نوشتند که ایران نشان داد که در عصر شبکه‌های اجتماعی، یک میم خوب می‌تواند مؤثرتر از یک ناو هواپیمابر باشد. 

کمپین هماهنگ حساب‌های سفارتخانه‌های ایران در کشور‌های خارجی یکی از نوآورانه‌ترین بخش‌های دیپلماسی عمومی است. این کمپین که از سفارت ایران در آفریقای جنوبی آغاز شد، به سرعت به سفارتخانه‌های زیمبابوه، نیجریه، تونس، انگلیس، سوئد، تایلند، هند (حیدرآباد) و کابل گسترش یافت. برخلاف گذشته که سفارتخانه‌ها فقط بیانیه‌های رسمی منتشر می‌کردند، این بار دستگاه سیاست خارجی ایران به دیپلماسی میم روی آوردند. محتوا‌ها عمدتاً شامل تمسخر تهدید‌های دونالد ترامپ، جوک‌های مرتبط با تنگه هرمز، اشاره به قیمت بنزین در امریکا و مقایسه جنگ واقعی با فیلم‌های هالیوودی بود. مثلاً سفارت زیمبابوه به انگلیسی توییت کرده بود: «ترامپ، لطفاً حرف بزن. ما حوصله‌مان سر رفته.» توییت دیگری از سفارت آفریقای جنوبی با میم تام و جری بود که ایران را گربه و اسرائیل و امریکا را موش نشان می‌داد که همیشه فرار می‌کند. حساب سفارت هلند حتی انیمیشن‌هایی به سبک انیمیشن «این ساید اوت ساید» ساخت که ذهن ترامپ را پر از شیاطین نشان می‌داد. این پست‌های محلی‌سازی‌شده با سرعت واکنش فوق‌العاده‌ای را در پی داشتند و میلیون‌ها بازدید گرفتند. سفارت آفریقای جنوبی در کمتر از یک هفته بیش از ۱۰۰ هزار دنبال‌کننده جدید جذب کرد. 

به نظر می‌رسد ایران از این سیاست جدید هدف دوگانه‌ای را دنبال می‌کرد: یکی، نشان دادن مقاومت طنزآمیز ایران که نه ترسیده است و نه عصبانی است؛ و دومی، خنثی کردن روایت غربی‌ها که ایران را تهدید تروریستی جلوه می‌دادند. رسانه‌های هندی و آفریقایی صراحتاً اعلام کردند که ایران جنگ رسانه‌ای را برده است. 

قالیباف و لگو‌ها یار‌های کمکی

در کنار سفارتخانه‌ها، حساب شخصی محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، نیز با بیش از ۵۵۰ هزار دنبال‌کننده، نقش تقویت‌کننده کلیدی ایفا کرد. پست‌های قالیباف عمدتاً به فارسی بودند و تمرکز آنها بر جنگ ملی، پیروزی تاریخی، قدردانی از مردم و نیرو‌های مسلح، و رد قاطع هرگونه سازش بود. در کنار این موارد، او پست‌هایی نیز به زبان انگلیسی منتشر می‌کرد که به زبان عامیانه امریکایی‌ها و اکثراً به شکل طنز، سخنان مقامات ایالات متحده را مورد تمسخر قرار می‌داد و در کنار ده‌ها هزار بازنشر در توییتر توسط رسانه‌های بین‌المللی نیز پوشش داده شدند. 

اوج خلاقیت در میان همه این موارد، احتمالاً کلیپ‌های لگویی بود. اگر کمپین تویتری سفارتخانه‌ها ورود به جنگ میم بود، کلیپ‌های انیمیشن لگویی اوج هنر جنگ روایت‌ها بودند. این ویدئو‌ها توسط تیم Explosive Media ساخته می‌شدند؛ گروهی از دانشجویان مستقل که به سرعت توسط رسانه‌ها مورد توجه و بازنشر قرار گرفتند. سبک این کلیپ‌ها دقیقاً شبیه فیلم لگو بود با شخصیت‌های زردرنگ پلاستیکی، انفجار‌های کارتونی، موسیقی رپ و طنز سیاه. از جمله نمونه‌های برجسته این کلیپ‌ها، کلیپ «ارباب تنگه» بود که در آن ترامپ لگویی پستی منتشر می‌کند که «ناوگان ایران نابود شد». ناگهان فرمانده ایرانی لگویی با خنده موشک پرتاب می‌کند، ناو‌های امریکایی منفجر می‌شوند و ترامپ با شلوار سوخته و تابلویی که روی آن نوشته شده «من بازنده هستم» ظاهر می‌شود، در حالی که موسیقی رپ با عنوان «L. O. S. E. R» یعنی بازنده، تمام‌کننده کلیپ است. کلیپ دیگر با اسم «عملیات زمینی شکست‌خورده»؛ در این کلیپ در اتاق فرماندهی امریکا، ترامپ لگویی فریاد می‌زند: «شروع کن!» هلیکوپتر‌ها سربازان را روی ایران می‌ریزند، اما همه منفجر می‌شوند و یک سرباز لگویی در ویرانه‌ها فریاد می‌زند: «ترامپ، تو منو کشتی!» کلیپ‌های دیگری مانند نابودی سامانه تاد (THAAD) اسرائیلی، بمباران تأسیسات نفتی، تمسخر عملیات نجات خلبان F- ۱۵ که به سرقت اورانیوم تبدیل می‌شود از جمله مواردی بود که کلیپ‌های آن در کمتر از ۲۴ ساعت ساخته و منتشر می‌شدند. حساب ExplosiveMediaa@ میلیون‌ها بازدید گرفت؛ حتی پس از حذف از یوتیوب، دوباره آپلود و اصلاحاً وایرال شدند که البته توسط سفارت‌های ایران نیز بازنشر می‌شدند. 

از کلیک تا تغییر روایت

تأثیر این کلیپ‌ها در امریکا، اروپا و انگلیس بسیار عمیق و غیرمنتظره بود. رسانه‌های غربی مانند ان‌بی‌سی، یورونیوز و فرانس ۲۴ این کلیپ‌ها را با صفت‌هایی مانند باهوش، درخشان و گریزناپذیر توصیف کردند. حتی یکی از برنامه‌های صبحگاهی امریکایی گزارش می‌داد که بسیاری از امریکایی‌ها اخبار جنگ را اول از این کلیپ‌های میم دنبال می‌کردند، نه از سی‌ان‌ان یا فاکس نیوز. در میان جوانان و کاربران آنلاین ضدترامپ، به‌ویژه در کمپین No Kings، این ویدئو‌ها به ابزاری برای اعتراض تبدیل شدند. کامنت‌ها پر از عباراتی مانند «این دقیقاً واقعیت است» و «ترامپ بازنده است» بود. حتی محافظه‌کاران امریکایی مجبور به بحث درباره آن شدند و آن را «پروپاگاندای مسخره، اما مؤثر» نامیدند. هرچند پلتفرم‌های توییتر، متا و تیک‌تاک گاهی حساب‌ها را حذف کردند، اما این کار فقط موجب وایرال‌تر شدن محتوا شد. 

تحلیل فارن پالسی نشان می‌دهد که این محتوا نقاط ضعف افکار عمومی غرب شامل پرونده اپستین، قیمت بنزین، جنگ هالیوودی و خستگی از دخالت‌های نظامی را هدف گرفته بود که نتیجه آن تقویت روایت ایران و تضعیف مشروعیت حمله امریکا و اسرائیل در بخش‌هایی از جامعه غربی است. البته تأثیر بر سیاست رسمی دولت ترامپ محدود بود، اما در جنگ قلب و ذهن، ایران امتیاز قابل توجهی گرفت. 

در مجموع، در سطح رسانه‌های اجتماعی و دیپلماسی عمومی، کمپین ایران بسیار موفق ارزیابی می‌شود. افزایش فالوئرها، گسترش سریع کمپین، خنثی‌سازی بخشی از روایت دشمن و کمک به حفظ انسجام داخلی از دستاورد‌های اصلی بودند. منابع متعدد از جمله رسانه‌های هندی، آفریقایی و غربی تأیید کردند که ایران جنگ اینترنتی را برد، هرچند محدودیت‌هایی نیز وجود داشت و کمتر توانست تأثیری بر محافل دیپلماتیک سنتی داشته باشد و حتی گاهی به عنوان رفتار غیرحرفه‌ای نیز نامیده شد. هرچند تاکنون و در روی زمین، عوامل نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک سنتی مانند مسئله بسته ماندن تنگه هرمز همچنان تعیین‌کننده نهایی سرنوشت جنگ مانده‌اند. با این حال، تجربه این جنگ نشان داد که دیپلماسی عمومی دیجیتال می‌تواند اسلحه‌ای ارزان، سریع و مؤثر باشد. ایران با گذار از بیانیه‌های خشک به محتوای هوش مصنوعی، طنز و اصلاحات عامیانه، الگویی برای آینده جنگ‌ها ایجاد کرد. همان‌طور که یکی از تحلیل‌گران نیویورکر نوشت: «در دنیای امروز، کسی که روایت را کنترل کند، نیمی از پیروزی را در جیب دارد.»

برچسب ها: رسانه ، ترامپ ، جنگ
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار