این روزها پهنه پرگهر ایرانزمین، شاهد طلوع فصلی بیهمتا و خیرهکننده در کتاب قطور مقاومت خویش است. در رگهای کوچهها و شریانهای خیابانهای این مرز و بوم، حماسههایی از جنس نور و پولاد در حال خلق شدن است که هیچ منطق نظامی کلاسیک و هیچ دکترین سیاسی مادی، قادر به تبیین و درک ژرفای آن نیست.
گویی خاک، زبان گشوده و تاریخ، دوباره در قامت ملتی تجلی یافته است که زیر باران آتش، نهتنها قد خم نکرده، بلکه ایستادگی را به جشنی ملی در برابر چشمان مبهوت جهانیان بدل ساخته است؛ صحنههایی که در آن، شکوه غیرت بر وقاحت باروت پیروز گشته است.
امروز دیگر زمان واژهپردازی و جای تحلیلهای مرسوم نیست، چرا که حقیقت عریان در میدان خون و ایمان تجلی یافته است. رسانههای جهان و تحلیلگران شرق و غرب، هزاران صفحه در باب ابعاد ژئوپلیتیک این نبرد و توازن قوا زیر سایه دههها تحریم ظالمانه قلمفرسایی کردهاند، اما آنچه در میدان عمل به وقوع پیوست، تمام آن فرضیات و تفاسیر کاغذی را به حاشیه تاریخ راند. شگفتی و حیرت چشمان دنیا امروز نه از غرش آهن و آتش، بلکه از تجلیِ شکوهمند «ایرانی» است؛ حقیقتی که در قاموس هیچ آکادمی نظامی نمیگنجد. دنیا مبهوت پیرمردی است که با قامتی خمیده، اما اراده، چون کوه، عصازنان در صف نخست ایستادگی ایستاده است؛ و حیران کودکی که هنوز الفبای مدرسه را نیاموخته، نخستین درس وطنپرستی و حریت را زیر غرش سهمگین موشکها مشق میکند.
اینها همان ملتی هستند که با داغی جانسوز از جور ستمگران در دل، اما با لبانی تشنه و زبان روزه، در میانه میدان آتش و خون، آبروی تمامیت ارضی و دستاوردهای خونین انقلاب اسلامی گشتهاند. خیابانهایی که زیر بارش بمبها، روزها و شبهاست که طنین گامهای پیر و جوان و کودک در آن خاموش نشده، نه یک معبر، که یک «سنگر تپنده» است. این حضور بیانقطاع و حماسی، ابطالنامهای سرخ و مقتدر بر تمام نقشههای شومی است که خیال میکردند میتوانند تکلیف این سرزمین خدایی را چندساعته روشن کنند! این مردم ثابت کردند که وقتی پای غیرت و خاک در میان باشد، هر کوچه به لشکری شکستناپذیر بدل میشود که تاریخ در برابر عظمتش به زانو درمیآید.
آنها که میخواستند حکومت یک ملت بزرگ را چند ساعته تعیین کنند، اکنون ساعتها و روزهاست که زیر ضربات سنگین فرزندان این ملت، گیج و درماندهاند. این همان ملتی است که شهادت و ایستادگی را نه در کتابها، که در عمق جان و طی هزاران سال مشق کرده تا امروز در میانه میدان، آن را به رخ جهانیان بکشد. این حضور بیواهمه و حماسی، پیامی صریح و لرزهافکن به ارکان جهان مخابره کرد؛ اینکه این ملت در تلاقیگاه میان ترس و عزت، دومی را نه با زبان، که با تمام وجود برگزیده است. تماشای مردمی که در زیر بارش بیامان آتش و بمباران، خم به ابرو نیاورده و شانهبهشانه رزمندگان گمنام خود ایستادهاند، شکوهی میآفریند که هیچ واژهای در قاموس بشری گنجایش توصیف آن را ندارد؛ و سلام بر فرزندان رشید این ملت؛ آن شیردلان و دلاورانی که در میانه نبردی که یک سوی آن مدرنترین و وحشیانهترین تکنولوژیهای نظامی دنیا صفآرایی کرده، با کمترین امکانات مادی، اما با ارادهای پولادین و ایمانی که کوهها را جابهجا میکند، سینه سپر کردهاند. آنها جان بر کف، در برابر طوفان کینه مدعیان دروغین دموکراسی ایستادهاند تا حتی برای یک لحظه، قامت بلند عزت این ملت خدشهدار نشود و ذرهای از این خاک گلگون، زیر گامهای بیگانگان قرار نگیرد.
این رزمندگان سلحشور و بیادعا به جهانیان ثابت کردند که تحریمهای نیمقرن اخیر، اگرچه مسیر را ناهموار و دشوار کرد، اما هرگز نتوانست برای اراده ایرانی بنبست بیافریند. درخشش خیرهکننده و اعجازگونه آنان در تقابل با قدرتهای بزرگ، اتفاقی ساده نیست؛ این ثمره دههها صبر استراتژیک، خودباوری ریشهدار و ایمانی است که در شعلههای سختی، صیقل خورده و امروز به سلاحی برتر از تمام زرادخانههای جهان بدل گشته است. آنان ثابت کردند که وقتی خون و غیرت با تدبیر و ایمان گره بخورد، پیشرفتهترین رادارهای دنیا نیز در برابر اراده فرزندان این مرز و بوم، کور و ناتوان خواهند بود.
باید اعتراف کرد که قدرت واقعی ما نه در انبار سیلوها، که در قلبهای تپنده این مردم غیور نهفته است. در برابر عظمت این ملت و ایثار مدافعان امنیت، تنها باید سر تعظیم فرود آورد. زبانی که در برابر دشمن به تکبیر و در برابر معبود به دعا گشوده میشود، هرگز طعم شکست را نخواهد چشید. امروز وظیفه ما نه تحلیل، که ستایش این ایستادگی و دست به دعا برداشتن برای پیروزیها بزرگتر ایران و ایرانی است.