سرانجام پس از ۴۰ روز مقاومت جانانه ملت بزرگ ایران، جنگ تحمیلی امریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران که با وعدههای «پیروزی سریع» و «تغییر نظام سیاسی» آغاز شد، با شکست کامل راهبرد متجاوزان و پیروزی تاریخی ایران و جبهه مقاومت به نقطه پایان رسید.
اما چرا از پیروزی جمهوری اسلامی ایران و شکست متجاوزان در این جنگ میگوییم؟ در جنگها آنچه به عنوان معیار پیروزی سنجیده میشود، نه میزان خسارات مادی، که میزان دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده است. از این نگاه، امریکا و رژیم صهیونیستی در دستیابی به اهداف اعلامی خود کاملاً ناکام ماندند. هدف اولیه ترامپ تغییر نظام سیاسی در ایران بود که محقق نشد. نظام جمهوری اسلامی نه تنها تضعیف نشد، بلکه با پشتوانه مردمی و انسجام ملی، قویتر از پیش ظاهر شد. در اثنای جنگ هم هدف ثانویه آزادسازی تنگه هرمز بود که آن هم محقق نشد. جمهوری اسلامی ایران نه تنها کنترل کامل تنگه هرمز را حفظ کرد، بلکه با اقتدار این اهرم راهبردی را به یک ابزار راستیآزمایی و تصمیمگیرنده در معادلات سیاسی تبدیل کرد. رئیس جمهور مغرور و شرور امریکا، با لفاظی و توییت بازیهای خود مرتب از «تسلیم بی قید و شرط ایران» با هدف واداشتن ایران به عقبنشینی و پذیرش شروط تحقیرآمیز میگفت که این آرزو هم نه تنها رنگ واقعیت به خود نگرفت که به عکس این دشمن بود که ناگزیر به پذیرش شروط ایران شد. خسارات اقتصادی سنگین، تلفات انسانی، فرسایش تجهیزات نظامی پیشرفته، از بین رفتن پایگاههای نظامی و داراییهای مادی امریکا در منطقه و فروپاشی اعتبار سیاسی و هیمنه ایالات متحده در سطح جهانی، همگی در کنار ناکامی در دستیابی به اهداف راهبردی، تصویری از شکست کامل را برای کاخ سفید ترسیم میکنند. ایران با تحمیل خواستهای خود، موفق شد یک پیروزی تاریخی، استراتژیک و ژئوپلیتیک به دست آورده که دست کم در تاریخ معاصر بی نظیر است. با این اوصاف، پیروزی تاریخی ایران و پذیرش شروط ۱۰ مادهای توسط امریکا، پیامدهای عمیقی در سطوح مختلف دارد:
۱. پایان هژمونی امریکا در غربآسیا: خروج نیروهای نظامی امریکا از منطقه و پذیرش کنترل ایران بر تنگه هرمز، عملاً به دههها حضور نظامی فرامنطقهای امریکا در غرب آسیا پایان میدهد. این یک تغییر موازنه قدرت بیسابقه از زمان جنگ جهانی دوم است.
۲. تثبیت جایگاه ایران به عنوان یک قدرت بزرگ: پذیرش حق غنیسازی و خاتمه قطعنامههای شورای امنیت و شورای حکام، به معنای به رسمیت شناختن رسمی ایران به عنوان یک قدرت هستهای صلحآمیز و بازیگر مسلط در معادلات منطقهای است.
۳. شکست پروژه تحریمهای یکجانبه امریکا: رفع همه تحریمهای اولیه و ثانویه و تعهد امریکا به عدم اعمال مجدد آنها، یک شکست تاریخی برای راهبرد «فشار حداکثری» است.
۴. تقویت بیسابقه محور مقاومت: توقف جنگ در همه جبههها از جمله علیه مقاومت اسلامی لبنان، به معنای به رسمیت شناختن قدرت نظامی و سیاسی حزبالله و سایر گروههای مقاومت است. این یک پیروزی راهبردی برای کل جبهه مقاومت محسوب میشود.
۵. ایجاد یک نظم جدید حقوقی در تنگه هرمز: استمرار کنترل ایران بر تنگه هرمز، یک رژیم حقوقی جدید را در این آبراه حیاتی ایجاد خواهد کرد که در آن ایران حاکمیت و قواعد خود را پیش خواهد برد.
آنچه گفته شد سرفصلهای اصول دهگانه ایران برای پایان جنگ است که با پذیرش طرف امریکایی، مبنای یک روند مذاکراتی شده است که از جمعه در پاکستان آغاز خواهد شد. باید منتظر ماند دیپلماسی چگونه این پیروزی میدانی را تثبیت خواهد کرد.