۴۰ روز از شهادت امام امت گذشت و نظام اسلامی مقتدرتر، پویا و بالنده است جوان آنلاین: به شهادت رساندن رهبر گرانمایه انقلاب اسلامی، تکرار یک خطای محاسباتی فاحش توسط امریکا بود؛ خطایی که خود امریکا هیچ درکی از آن ندارد. امریکا گمان میکرد که با حذف ایشان از رأس هرم قدرت، ساختار تصمیمگیری در ایران را متزلزل میکند و پس از آن به راحتی میتواند پروژه تغییر حکومت در ایران را (به عنوان پایان دادن به قدرت مقاومت در منطقه و جهان) عملی کند. در واقع، دشمن با ترور ایشان تصور کرده بود نظام اسلامی را دچار فروپاشی و سپس تجزیه خواهد کرد و بعد از آن میتواند به سهولت، طرح بزرگ خاورمیانه جدید را با تقسیمبندیهای جدید در غرب آسیا اجرا کند.
در عمل، اما عکس آن روی داد. شهادت رهبر انقلاب، موجی تازه از آگاهی، بیداری و مقاومت را در میان مردم ایران و منطقه ایجاد کرد. خون پاک و مطهر ایشان چنان رستاخیزی در ملت ایران (و بلکه کشورهای اسلامی) ایجاد کرده است که حضور چهلروزه مردم در میادین، مساجد و خیابانها از یک سو و قدرتافزایی نیروهای مسلح علیه محور امریکایی-صهیونیستی از سوی دیگر، از مظاهر آن است.
هر روز که میگذرد، انگیزهها و ارادههای مردم برای مقابله با دشمن قویتر شده و مطالبات آنها رنگ و بوی جدیتری و شدنیتر به خود میگیرد. آنچه که این روزها در خیابانها و میادین ایران (و حتی برخی کشورهای اسلامی) به چشم میخورد، قیام ملت ایران در خونخواهی رهبر شهید و حمایت و پشتیبانی از نیروهای مسلح در دفع کامل تجاوز و اخراج آنها از منطقه است. این حرکت بینظیر مردمی (که در تاریخ مشابه آن یافت نمیشود) نشاندهنده و قوامبخش وحدت در برابر توطئههای دشمنان و پشتیبانی از اصول جمهوری اسلامی است. توطئههایی که با شهادت رهبر مقاومت، نه تنها خللی در اراده ملت ایجاد نکرد، بلکه عزم آنان را برای ریشهکن کردن اشغالگران از منطقه دوچندان ساخت. ملت ایران با حضور آگاهانه و انقلابی خود، ثابت کردند که پشت سر ولایت و نیروهای مسلح، همچون کوهی استوار ایستاده است و تا تحقق وعده الهی در نابودی کامل تجاوز و بیرون راندن آخرین متجاوز از خاک مسلمانان، لحظهای آرام نخواهد گرفت.
شرایط کنونی ثابت میکند که امریکا و رژیم صهیونیستی با طرح شهادت رهبر بزرگ انقلاب، نه تنها به اهدافشان دست نیافتند، که در عمل نقشه نابودی خود را کشیدند. زیرا این اقدام سبب شد که همه ارکان کشور (از طبقه حاکمیت تا همه سطوح جامعه) با هوشیاری فزاینده و ارادهای قویتر از جنگ ۱۲ روزه و با تمام ظرفیت و توان خود به طور یکدست در مقابل امریکا قرار بگیرند. فرماندهان، مدیریت میدان جنگ مبتکرانه منطقهای را در دست گرفتند و مردم هم مدیریت میدان خیابانها را. به همین دلیل، طرحریزی امریکا برای ضربه دفعی و یکباره به پیکره کشور در سطوح فرماندهی، امنیتی و اجتماعی و در نهایت تکمیل پروژه حملات تروریستی خیابانی برای پایان دادن به جنگ، فروپاشی و تجزیه کشور ناکام ماند. زیرا در محاسبات دشمنان (از ابتدای انقلاب تا به امروز) هیچکدام از مؤلفههای قدرت درونی ایران، یعنی ایدئولوژی اسلام، دخالت نداشته و تنها به نمادهای قدرت مادی توجه شده است. رهبر شهید انقلاب پس از حوادث دیماه، رمز ایستادگی، پیروزی و تسلیمناپذیری ایران در برابر امریکا را یاری خدا و توکل به او نامیدند و فرمودند: «ما با اتکا به خدای متعال و با اطمینان به همراهی مردم، انشاءالله به توفیق الهی دشمن را به زانو درخواهیم آورد.»
از دیگر خطاهای محاسباتی امریکا در همین زمینه، این بود که ساختار نظام اسلامی را مشابه ساختارهای غربی قلمداد میکرد و گمان میکرد که حذف رهبر شهید انقلاب، ترمیمشدنی نیست و موجب فروپاشی اولیه رشتههای تصمیمگیری در ایران میشود. اما ایران در همان روزها (با وجود فقدان رهبر شهید انقلاب) نه تنها به طور خللناپذیری مانند گذشته به حیات خود ادامه داد، بلکه فراتر از آن پیروزیهای چشمگیری را در عرصه جنگ منطقهای به دست آورد. پس از این ناکامی، دشمن در صدد برآمد تا با بمبارانهای متعدد در قم و مراکز حضور خبرگان رهبری، مانع معرفی رهبر جدید ایران شود. اما معرفی آیتالله مجتبی خامنهای نشان داد که ساختار ایران با اتکا به الگوی اسلام سیاسی و تقویت باور دینی، منسجمتر و مستحکمتر از تصور اتاق فکر دشمنان است. برخلاف تصور ابلهانه دشمن (اگرچه فقدان رهبر معظم انقلاب داغی سخت و سنگین برای امت اسلامی است)، اما این حادثه نشان داد که نظام جمهوری اسلامی ایران به شخص وابسته و متکی نیست؛ بلکه با نظامسازی به چنان ساختار مستحکمی رسیده است که این دست حوادث نخواهد توانست خدشهای به استحکام آن وارد کند و از این پس هم با رهبری و هدایت حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای، این راه نورانی را تا پیروزی کامل با قدرت پیش خواهد برد.
جنگ کنونی ایران با ابرقدرت مدعی دنیا و تمام متحدانش، جنگی را روایت میکند که میتوان آن را مصداق جنگ خیر و شر و جنگ حق علیه باطل دانست؛ جایی که تحولات پرشتاب و پیچیده در جهان در حال بازسازی نظم جدیدی در جهان است. از این رو میتوان انتظار داشت که سیر دومینووار آگاهی افکار عمومی جهان (پس از وقایع ۷ اکتبر تا به امروز) همراه با نزاعهای خودساخته غرب برای درمان این تحول، هندسه جدیدی از قدرت را در منطقه و جهان ترسیم کند که پیروزیهای مقاومت تا به امروز، حدود آن را تعیین میکند.