جهان تا دیروز فکر میکرد تحریمها ایران را در بنبست میگذارد، اما امروز ایران بنبست را به حلقوم غرب برگردانده است. تنگه هرمز دیگر فقط یک آبراه نیست؛ «دکمه خاموشی» اقتصاد جهانی است که انگشت ایران روی آن قرار دارد. از نفت تا آب آشامیدنی همسایگان، از کود کشاورزی تا گاز هلیوم صنعت تراشه، همه و همه به نبض این گلوگاه گره خوردهاند.
جنگ رمضان ثابت کرد که قدرت بدون شلیک، ترسناکتر از قدرت آتشین است. ایران با تکیه بر «بازدارندگی ژئواکونومیک» در حال بازتولید استراتژی جدیدی برای تضمین امنیت ملی است: هرگونه تهدید (حتی شفاهی) علیه تهران مساوی با اختلال در زنجیره حیات جهانی است. اما این معادله بر چه پایههایی استوار است؟ مروری بر هفت شاهرگ حیاتی خاموش در تنگه هرمز، عمق اهرم طلایی ایران را برای تضمین امنیت ملی و تأمین منافع ملی نشان میدهد:
۱. نفت خام و مشتقات: عبور روزانه ۲۰ میلیون بشکه، نوسان هرمز را به تورم در لندن و نیویورک پیوند زده است.
۲. بنزین و سوخت میانهتقطیر: انسداد هرمز یعنی توقف حمل و نقل عمومی در نیمی از بازارهای نوظهور.
۳. کودهای شیمیایی (اوره و آمونیاک): اختلال در صادرات خلیج فارس، مستقیماً مزارع برزیل و هند و... را تشنه میکند.
۴. گاز هلیوم (ستون فقرات فناوری): قطر و ایران تأمینکنندگان اصلی خنکسازی تراشههای TSMC هستند. بستن هرمز یعنی تعطیلی تراشهها و خطوط هوش مصنوعی جهان.
۵. آلومینیوم و فلزات پایه: ۲۰ درصد صادرات جهانی آلومینیوم از این مسیر میگذرد. قطع آن، صنایع مختلف از جمله خودروسازی را فلج میکند.
۶. شیرینسازی آب و امنیت انسانی: ۹۰ درصد آب کویت و ۹۹ درصد قطر به تأسیسات ساحلی خلیج فارس وابسته است؛ تنش در هرمز مساوی است فاجعه آبی برای ۶۰ میلیون نفر.
۷. امنیت غذایی منطقه: ۷۰ درصد مواد غذایی مصرفی عربستان، امارات و عراق از هرمز عبور میکند. بعلاوه بحران در این گلوگاه، موج قحطی را به سایر نقاط در آفریقا و آسیا صادر میکند.
این هفت شاهرگ، «وابستگی متقابل نامتقارن» را ساختهاند. نتیجه؟ ایران عملاً امنیت ملی خود را با ثبات و امنیت اقتصادی جهان گره زده است. کشورهای جهان، بهویژه مستکبران و نظام سرمایهداری کم کم میفهمند که شلیک اول به امنیت ایران، یعنی خاموشی چراغهای اقتصادی جهان. اما فرصت طلایی فراتر از بازدارندگی است. ایران میتواند «عبور امن از هرمز» را به یک کالای سیاسی و اقتصادی بدل کند: تضمین آرامش این آبراه در قبال سرمایهگذاری، رفع تحریمها و انتقال فناوری. این یعنی ایران دیگر فقط یک کشور منطقهای نیست؛ «تنظیمگر امنیت جهانی» شده است.
دورانی که غرب از موضع تحریم سخن میگفت، به پایان رسیده است. امروز، هر کلیدی که بخواهد اقتصاد ایران را قفل کند، ابتدا باید از هرمز بگذرد و عبور از هرمز بدون اجازه تهران، محال است. ایران به چهارمین قدرت استراتژیک جهان بدل شده است، نه با بمب اتم، بلکه با «اهرم طلایی جغرافیا» و این تازه آغاز نظمی نوین در معادلات قدرت در جهان است که ایران را به پرچمدار و جلودار نظام تمدنی (الهی) جهانی در برابر نظام تفرعنی (سلطه شیطانی) غرب تبدیل میکند.