کد خبر: 1350870
تاریخ انتشار: ۱۷ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۱:۲۰
وحید عظیم‌نیا
جوان آنلاین: سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی، حتی اگر محدود به بند ۲۲ آن می‌بود، از حکیمانه بودنش نمی‌کاست. در این چارچوب، نام‌گذاری سال جاری با عنوان «اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی» اهمیت مضاعف یافته و اجرای کامل آن با تمام توان، ضرورتی غیرقابل چشم‌پوشی است و درک درست معنای این نام‌گذاری، ما را به این نتیجه می‌رساند که «واکنش هوشمند» برای مدیریت مخاطرات اقتصادی، به معنای استفاده هدفمند و جامع از تمام ابزار‌های راهبردی برای تحمیل هزینه سنگین به دشمن در شرایط جنگ تحمیلی سوم است. طبعاً این راهبرد، ابزار‌های موجود را به اهرمی بازدارنده و تعیین‌کننده تبدیل و ثابت می‌کند قدرت اقتصادی، در کنار امنیت ملی و وحدت ملی، می‌تواند ابزار اصلی مقابله با تجاوز و فشار دشمن باشد.
اهمیت این رویکرد امروز در میدان واقعیت جهانی و در رفتار‌های اقتصادی کشور‌ها دیده می‌شود. وقتی دشمنان ما که با وحشیانه‌ترین حالت ممکن و برای بار دوم در حین مذاکره به کشورمان حمله کردند و با مقاومت جانانه مردم مواجه شدند، این روز‌ها از فشار‌های تحمیلی ما در حوزه اقتصادی در بازار انرژی و تجارت جهانی به وحشت می‌افتند، یعنی «واکنش هوشمند» ما کار کرده است؛ بنابراین وقتی تنگه حیاتی هرمز که روزانه حدود یک‌پنجم نفت و کالا‌های راهبردی جهان از آن عبور می‌کند، در کنترل عملی ایران است، یعنی ما ابزار تحمیل فشار را در دست داریم و باید از این ابزار به بهترین وجه استفاده کنیم و مسیر تشدید تحمیل درد بیشتر اقتصادی به «طبقه اپستین» ادامه دهیم. 
به اذعان رسانه‌های معتبر جهانی، حدود ۲۰ درصد از نفت جهان از مسیر تنگه هرمز عبور می‌کند، بنابراین مدیریت هوشمند آن به معنای امکان تنظیم جریان انرژی است. وقتی این کنترل در دست ایران قرار دارد، می‌تواند به‌طور هدفمند در هزینه‌های عرضه و قیمت جهانی نفت تأثیر بگذارد. قیمت نفت تحویل فوری که به بالای ۱۴۱ دلار در هر بشکه رسید، و فاصله حدود ۳۰ دلاری با قیمت‌های آینده داشته است، نشانه‌ای روشن از همین تحمیل فشار است. این اختلاف قیمتی، نشان می‌دهد بازار در انتظار کمبود عرضه واقعی است و حاضر است برای تحویل فوری، بهای بسیار بالاتری بپردازد.
از طرفی اثر فشار اقتصادی فقط به نفت محدود نمی‌شود و قیمت سوخت نیز در حال تحمیل فشار به «طبقه اپستین» است به طوری که بنزین از حدود ۴ دلار در هر گالن عبور کرده و قیمت گازوئیل به ۴/۵ دلار رسیده است. در برخی مناطق، افزایش قیمت سوخت حتی به بیش از ۱۰۰ تا ۱۵۰ درصد نسبت به مدت مشابه گذشته رسیده است؛ یعنی هزینه بر تولید، حمل‌ونقل و نهاده‌های اساسی تحمیل شده است. این افزایش‌ها وقتی با شاخص‌های تورم ترکیب می‌شود، نمودار‌های اقتصادی را به سمت سطوح غیر معمول هدایت می‌کند؛ که معمولاً در دوران بحران انرژی دیده می‌شود. وقتی هزینه انرژی افزایش یابد، زنجیره تولید کالا‌های اساسی از کشاورزی تا حمل‌ونقل و صنایع تبدیل‌شده را ملتهب می‌کند. این وضعیت نتیجه «واکنش هوشمند» است.
طبعاً در چنین فضایی، سخن گفتن از معامله برای بازگشایی تنگه هرمز، حمایت از منافع ملی تلقی نمی‌شود! تنگه هرمز دست ماست و وقتی ابزار بازدارندگی واقعی در اختیار داریم، دادن مهلت حتی کوتاه به دشمن، به معنای بازگرداندن توان اقتصادی او است که می‌تواند به تکرار تجاوز، حمله‌های بعدی و خسارات بیشتر منجر شود. واقعیت این است که وقتی دشمن به زیرساخت‌های حیاتی ما حمله می‌کند، او به خود اجازه داده است که قواعد بازی را بر هم بزند. در چنین شرایطی، هرگونه تنفس اقتصادی به دشمن نه فقط غیرمنطقی که خطرناک است، زیرا به او امکان بازیابی منابع، افزایش توان تجاوز و بازسازی ظرفیت‌های اقتصادی‌اش را می‌دهد. اگر ایران با استفاده از اهرم کنترل تنگه هرمز توانسته است قیمت نفت را تحت تأثیر قرار دهد، به‌طور طبیعی می‌تواند از همین ابزار برای فشار بیشتر استفاده کند تا هزینه ادامه تجاوز برای دشمن غیرقابل تحمل شود.
برای اینکه فشار اقتصادی اثر بازدارنده واقعی داشته باشد، باید به سطحی برسد که ساختار‌های حیاتی اقتصاد دشمن را تحت تأثیر قرار دهد. افزایش قیمت نفت، افزایش هزینه سوخت، اختلال در زنجیره‌های تامین جهانی، و افزایش شاخص‌های تورم، نشان می‌دهد که این فرآیند آغاز شده است. اما برای رسیدن به نقطه‌ای که اقتصاد دشمن به‌طور ساختاری متزلزل شود، باید فشار را تشدید کرد؛ بنابراین اقتصاد دشمن نباید حتی لحظه‌ای احساس راحتی کند. همانطور که حملات آنها به زیرساخت‌های ما غیرمنصفانه و غیرانسانی بوده است، پاسخ ما نیز باید محکم، هدفمند و اثرگذار باشد. اگر افزایش هزینه انرژی و کالا‌های اساسی بتواند به‌تدریج توان عملیاتی نیروی نیابتی دشمن را تضعیف کند، یعنی فشار اقتصادی نتیجه داده است.
ما با کنترل هوشمند تنگه راهبردی هرمز قابلیت آن را داریم که هزینه ورود و خروج کالای انرژی را مدیریت کنیم. این توان، در کنار درهم کوبیدن قابلیت‌های اقتصادی «طبقه اپستین» قابلیت فشار اقتصادی هدفمند را ایجاد می‌کند؛ بنابراین نمی‌توان از بازگشایی چنین مسیری صحبت کرد، زیرا این به‌معنای از دست دادن اهرم‌هایی است که اکنون در دست داریم و به ما امکان می‌دهد تا نقطه‌ای برسیم که ادامه تجاوز برای دشمن غیرممکن شود. بدیهی است توقف فشار به دشمن، او را قادر می‌سازد تا منابع خود را بازیابی کند. این همان وضعیتی است که دشمن در طول تاریخ از آن بهره برده است به طوری که هر گاه فشار کوتاه می‌شود، او فرصت می‌یابد تا بازسازی کند، حمله جدید مرتکب شود، و سپس مجدداً هزینه‌سازی کند. ضمن آنکه این چرخه طی چند ماه گذشته در مورد کشور ما روی داد.
به هر روی، سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی با جان‌مایه «واکنش هوشمند»، راهبردی قابل‌اجرا را پیش روی کشورمان قرار داده است تا کشورمان از ابزار‌های واقعی قدرت اقتصادی بهره ببرد و اجازه ندهد دشمن حتی لحظه‌ای نفس بکشد و تنگه راهبردی هرمز یکی از این ابزارهاست که اکنون در اختیار ما قرار دارد و می‌تواند به ما توان تحمیل هزینه‌های شدید به دشمن را بدهد. در این چارچوب، تنفس اقتصادی به دشمن مکار به معنای بازگرداندن او به میدان تجاوز است. در کنار بهره‌گیری از جایگاه راهبردی تنگه هرمز، باید زیرساخت‌های اقتصادی و نظامی دشمن به‌ویژه طبقه متمرکز اپستین، به‌گونه‌ای هدفمند و محکم در هم کوبیده شود تا دیگر هیچ جرئتی برای تعرض به زیرساخت‌های کشورمان نداشته باشند. در چنین وضعی اقتصاد کشورمان، در کنار ابزار‌های راهبردی و امنیت ملی، به اهرمی تعیین‌کننده تبدیل می‌شود که فشار و هزینه سنگین بر دشمن را تضمین می‌کند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار