جوان آنلاین: فاجعهی میناب یادآور دردناک این حقیقت است که هنوز راهی طولانی برای ساختن جهانی امن برای کودکان پیش رو داریم، آیندهی یک جامعه در امنیت کودکان آن نهفته است و هیچ تهدید، منازعه یا بحرانی نباید بهانهای برای قربانی شدن نسلهای آینده شود.
مدرسه باید پناهگاهی امن برای یادگیری، رشد و امید باشد؛ جایی که کودکان در آن رؤیاهای خود را شکل میدهند و آیندهی جامعه را میسازند. هنگامیکه چنین فضایی به صحنهی مرگ و رنج تبدیل میشود، نهتنها خانوادهها و جامعهای خاص، بلکه وجدان تمام بشریت داغدار میشود.
کودکان در هر کجای جهان، فارغ از هر مرز، فرهنگ یا شرایطی، غیرنظامیانی آسیبپذیر هستند و هرگونه حمله به مراکز آموزشی، نقض جدی قوانین بشردوستانه بینالمللی محسوب میشود آنها شایستهی امنیت، آرامش و حق برخورداری از آموزش در محیطی امن هستند.. از اینرو، چنین فاجعهای نمیتواند صرفاً یک رویداد محلی تلقی شود؛ بلکه موضوعی است که باید توجه و اقدام جدی جامعهی بینالمللی را برانگیزد
در روزگاری که جهان بار دیگر با سایههای سنگین ناامنی، بیثباتی و رنج انسانی روبهرو شده است، سکوت دیگر جایگاهی ندارد. هر زخمیکه بر پیکر انسانها وارد میشود، تنها به یک سرزمین محدود نمیماند؛ درد انسان، درد مشترک بشریت است و بیاعتنایی به آن، بیاعتنایی به سرنوشت جمعی ماست.
حفاظت از جان غیرنظامیان، پاسداری از امنیت کودکان، صیانت از زیرساختهای حیاتی و احترام به کرامت انسانها اصولی هستند که نمیتوان آنها را قربانی منازعات و بحرانها کرد. ضروری است که با بهرهگیری از همه ظرفیتهای انسانی، حقوقی و دیپلماتیک، مسیرهایی برای حل اختلافات از راه گفتوگو، تفاهم و راهحلهای منصفانه و پایدار جستوجو شود؛ راهحلهایی که بر پایه اصول حقوق بینالملل شکل گرفته و منافع انسانها را به شکلی متوازن در نظر بگیرد. در چنین شرایطی، مسئولیت عقلای جهان از همیشه سنگینتر است. سیاستمداران، اندیشمندان، فعالان مدنی، چهرههای فرهنگی و هنری، رهبران اقتصادی و ورزشی و تمامینهادهای ملی و بینالمللی باید بدانند که نقش آنان تنها در بیان همدردی خلاصه نمیشود. جهان امروز بیش از هر زمان دیگری به صدایی مشترک و ارادهای جدی برای مهار خشونت، کاهش تنشها و بازگرداندن امید به زندگی انسانها نیاز دارد.
همچنین جهان نباید از مسئولیت ترمیم و جبران آسیبهایی که بر زندگی انسانها وارد شده غافل بماند. بازسازی اعتماد، التیام زخمهای اجتماعی و حمایت از قربانیان بحرانها بخشی جداییناپذیر از مسیر بازگشت به ثبات و آرامش است. میگیرد. اگر چیزی از سالها کار در کنار کودکان آموخته باشم، این است که امید را باید ساخت و از آن مراقبت کرد. برای همان کودکانی که هنوز چشم به آینده دارند، برای همان رؤیاهایی که هنوز میتوانند جهان را مهربانتر کنند، باید همچنان از صلح گفت، از عدالت نوشت و از برابری دفاع کرد.
آیندهای امنتر تنها زمانی ممکن خواهد شد که وجدان انسانی بر بیتفاوتی غلبه کند و ارادهای مشترک برای صلح شکل گیرد.
مقابله با بیثباتی، دفاع از کرامت انسانها و تلاش برای صلح و عدالت، انتخابی اختیاری نیست؛ این مسئولیتی مشترک است که بر دوش همهی ما قرار دارد.