در رساله دکتری خودم، که با تمرکز بر قانون اساسی جمهوری اسلامیایران و تحلیل محتوای بیانات حضرت امام خمینی و شهید امام خامنهای (رضوانالله علیهم) انجام شد، کوشیدم الگوی دولتسازی مستتر در نظم سیاسی جمهوری اسلامیرا بازسازی کنم. نتیجه آن پژوهش مرا به این جمعبندی رساند که ساخت سیاسی برآمده از انقلاب اسلامیرا میتوان در قالب مفهوم «دولت- ملت دینی» فهم کرد. در آنجا نشان دادم که این الگو نه با الگوی دولت سکولار مدرن یکسان است و نه با صورتبندی تاریخی خلافت اسلامیانطباق دارد؛ بلکه نوعی دولت مدرن با درونمایههای دینی است که در آن نهادهای کلاسیک دولت مدرن- از قانون اساسی و حاکمیت سرزمینی تا نهادهای انتخابی و سازوکارهای نمایندگی- در دل یک منظومه معنایی دینی سازمان مییابند و مشروعیت، هویت جمعی و افق هنجاری نظم سیاسی از منابع دینی تغذیه میکند. اکنون در این نوشتار میکوشم امتداد همان یافتهها و کشفیات نظری را در متن اولین پیام رهبر معظم انقلاب، آیتالله آقا سید مجتبی خامنهای (مدّ ظلّه العالی) واکاوی کنم و بررسی کنم که چگونه در این گفتار نیز پیوند میان امر ملی و امر دینی بازتولید و صورتبندی میشود.
این پیام را میتوان در سطح بنیانهای معرفتی، نمونهای روشن از صورتبندی خاص «دولت- ملت دینی» در نظام جمهوری اسلامیدانست؛ صورتی که در آن، تمایز کلاسیک میان امر ملی و امر دینی نه صرفاً تضعیف، بلکه بهگونهای ساختاری در هم ادغام شده است. رهبر معظم انقلاب از همان آغاز سخن، با ارجاع به مفاهیم قدسی، افق معنایی گفتار را در قلمرو الهیات سیاسی مستقر میکند و بدینسان، سیاست را از سطح کنش عرفی به ساحتی قدسی ارتقا میدهد. در این چارچوب، سیاست نه عرصه چانهزنی منافع، بلکه میدان تحقق اراده الهی در تاریخ ملی تلقی میشود.
در چنین منظومهای، نهاد رهبری نقش کانونی ایفا میکند. توصیف امام شهید با مفاهیمیچون شهادت، مجاهدت و اتصال به حق، بیانگر نوعی قدسیسازی از رأس قدرت سیاسی است که ریشه در سنت الهیات سیاسی شیعی دارد. رهبری در این روایت، نه صرفاً یک مقام حقوقی، بلکه استمرار تاریخی ولایت و حامل مشروعیتی فراتر از قرارداد اجتماعی معرفی میشود. بدینترتیب، دولت از یک ساختار اداری به نهادی معنامحور و رسالتی ارتقا مییابد.
در سطح هویت جمعی، ملت ایران در این گفتار بهمثابه جماعتی ایمانی و تاریخی بازنمایی میشود. مفاهیمیچون بصیرت، ایثار، حضور در صحنه و پایمردی، کارکردی فراتر از توصیف یک ملت سیاسی دارند و بهعنوان فضیلتهای دینی- اخلاقی تعریف میشوند. در نتیجه، هویت ملی در پیوندی وثیق با ایمان دینی معنا مییابد و نوعی همارزی میان «ایرانی بودن» و «مؤمن بودن» شکل میگیرد؛ ویژگیای که از مؤلفههای بنیادین دولت- ملتهای دینی بهشمار میرود. از منظر نظری، بازتعریف مفهوم «جمهوریت» در این پیام اهمیت ویژهای دارد. جمهوریت نه در تقابل با مشروعیت قدسی، بلکه بهمثابه تجلی اراده الهی در بطن جامعه فهم میشود. حضور مردم در صحنه، از یک کنش صرفاً مدنی فراتر رفته و در قالب تکلیف ایمانی و مسئولیت تاریخی بازتفسیر میگردد. بدینسان، مشارکت سیاسی به عنصری معنوی در تداوم نظم سیاسی بدل میشود.
افزون بر این، با پیوند دادن هویت ملی ایرانی به جبهه مقاومت، افق دولت- ملت از مرزهای سرزمینی فراتر میرود و صورتبندی یک دولت- ملت رسالتی یا تمدنی شکل میگیرد. در این روایت، ایران نه فقط یک واحد سیاسی مستقل، بلکه کنشگری تاریخی در منظومه امت اسلامیو مستضعفان جهان معرفی میشود.
بعد دیگری که در این گفتار قابل شناسایی است، صورتبندی نوعی «اخلاق سیاسی انقلابی» در چارچوب دولت- ملت دینی است. در این چارچوب، سیاست صرفاً عرصه تدبیر عقلانی یا مدیریت منافع جمعی نیست، بلکه میدان تحقق فضیلتهای اخلاقی تلقی میشود. مفاهیمیچون ایثار، وفاداری، مجاهدت و پایداری، که در این گفتار بهطور مکرر بازتولید میشوند، نشان میدهند که کنش سیاسی در این گفتمان با یک نظام ارزشی خاص پیوند خورده است. بدین ترتیب، شهروند مطلوب در دولت- ملت دینی نه صرفاً یک مشارکتکننده منفعتمحور، بلکه کنشگری اخلاقی و متعهد تعریف میشود که حضور او در عرصه عمومیبخشی از مسئولیت دینی و تاریخی او تلقی میگردد. این امر به شکلگیری نوعی «اخلاق جمعی مقاومت» میانجامد که انسجام اجتماعی و توان بسیج سیاسی جامعه را در شرایط بحران یا مواجهه با تهدیدهای بیرونی تقویت میکند.
از سوی دیگر، در این گفتار نوعی درک خاص از «زمان تاریخی» نیز قابل مشاهده است که در آن انقلاب اسلامیبهمثابه یک نقطه گسست در تاریخ معاصر ایران و جهان اسلام بازنمایی میشود. در این روایت، تاریخ صرفاً مجموعهای از رخدادهای متوالی نیست، بلکه مسیری معنامند تلقی میشود که در آن ملت ایران نقشی فعال در پیشبرد یک پروژه تاریخی و تمدنی ایفا میکند. ارجاع به حافظه انقلاب، فرهنگ شهادت و تجربه مقاومت، در واقع ابزاری برای پیوند دادن گذشته، حال و آینده در یک روایت واحد است. بدینسان، دولت- ملت دینی نه فقط در افق مدیریت حال، بلکه در چارچوب یک مأموریت تاریخی تعریف میشود؛ مأموریتی که هدف آن تثبیت هویت ایمانی ملت و گسترش الگوی مقاومت در مقیاسی فراتر از مرزهای ملی است.
در جمعبندی میتوان گفت که نخستین پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی، آیت الله آقا سید مجتبی خامنهای (مدّ ظلّه العالی)، تصویری منسجم از الگوی «دولت- ملت دینی» ارائه میکند؛ الگویی که در آن دین، هویت ملی و ساختار سیاسی در یک منظومه معنایی واحد به هم پیوند میخورند. در این چارچوب، سیاست از سطح مدیریت صرف قدرت فراتر رفته و به عرصهای برای تحقق ارزشهای ایمانی و اخلاقی بدل میشود؛ رهبری بهمثابه محور پیوند میان امر قدسی و نظم سیاسی عمل میکند؛ و ملت نه فقط بهعنوان جمعیتی در محدوده یک جغرافیا، بلکه بهمثابه جامعهای ایمانی با رسالتی تاریخی تعریف میشود. مشارکت سیاسی نیز در چنین نظمیصرفاً کنشی مدنی تلقی نمیگردد، بلکه بخشی از مسئولیت دینی و تاریخی جامعه بهشمار میآید. در نتیجه، دولت در این روایت صرفاً یک نهاد اداری یا مدیریتی نیست، بلکه حامل مأموریتی تمدنی معرفی میشود که هدف آن صیانت از هویت ایمانی ملت و ایفای نقشی فعال در تحولات گستردهتر جهان اسلام و جبهه مقاومت است. بدینسان، الگوی دولت- ملت دینی در این گفتار در اوج ظرافت بهعنوان چارچوبی برای تلفیق مشروعیت دینی، مشارکت مردمیو افق تمدنی انقلاب اسلامیصورتبندی میشود.
ما عاشق ایران هستیم و امروز قو قضایی گفت هر کسی مردم رو بترساند ۵ سال زندان میشوید