کد خبر: 1350226
تاریخ انتشار: ۰۹ فروردين ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۳
تقی دژاکام

شون اوکیسی نمایشنامه‌نویس شهیر ایرلندی اثر معروفی دارد به نام «در پوست شیر». این نمایشنامه که دربارۀ مبارزان ایرلندی و علیه متجاوزان انگلیسی است، پایان عجیب و قابل تأملی دارد. عده‌ای از مجاهدان و شاعران شناخته‌شدۀ ایرلند در خانه‌ای جمع شده‌اند و ساک پر از مواد منفجره‌ای هم همراه دارند و مرتب شعار می‌دهند که آن را در موقعیتی مناسب علیه اشغالگران انگلیسی استفاده خواهند کرد، اما شب‌هنگام وقتی که صدای ماشین نظامی انگلیسی‌ها می‌آید، همه از ترس نامه‌های مربوط به ارتباطاتشان با سران ارتش جمهوری‌خواه ایرلند را می‌سوزانند و سکوت می‌کنند و...، اما وقتی یادشان می‌افتد که یک ساک پر از مواد دارند و صدای نظامیان انگلیسی لحظه‌به‌لحظه به خانۀ آنها نزدیکتر می‌شود، می‌مانند آن را چه کار کنند. در این میان مینی پاول دخترک جوانی که ظاهراً شخصی غیرسیاسی است، ساک را به اتاق خودش می‌برد. نظامیان از مبارزان چیزی گیر نمی‌آورند و آنها را رها می‌کنند، اما مینی پاول را با ساک مواد منفجره با خود می‌برند بدون اینکه دخترک جوان تعلق آن ساک را به خودش تکذیب کند یا آنکه صاحبان اصلی آن را لو بدهد یا مردان مبارز، خودشان را جلو بیندازند و بگویند او کاره‌ای نیست و این ساک از آن ماست و در آخر هم در حالی که دخترک در چنگال نظامیان فریاد «زنده باد جمهوری» سر می‌دهد، با گلولۀ نظامیان دشمن به شهادت می‌رسد و خانم هندرسن زن کاملاً معمولیِ همسایه که در دفاع از او خود را به نظامیان اشغالگر رسانده مجروح می‌شود، در حالی که شاعر شهیر دارد ویسکی خود را می‌خورد و مبارز مشهور هم از ترس دارد می‌لرزد. 

بله، شما هم با این خلاصه نمایشنامه، به یاد خیلی از چهره‌های شاخص و شهره کشورمان افتادید که این روز‌ها خفقان گرفته‌اند و سکوت کرده‌اند و نه یک بیت شعر علیه دشمن کودک‌کش می‌گویند نه یک استوری علیه آمریکا و اسرائیل می‌گذارند، گویی در این کشور و در میان این مردم معروف و شهره نشده‌اند و بالاتر گویی اصلاً شهروند این آب و خاک نیستند و دشمن، عزیزان و زنان و کودکان این مردم را به خاک و خون نکشیده و زیرساخت‌های این کشور را نابود نکرده و نمی‌کند. 

یاد شعر زنده‌یاد سید حسن حسینی می‌افتم که گفته بود:
امروز لفظ پاک «حزب‌الله» / گویا در قاموس «روشنفکر» این قوم، دشنام سختی است!
 اما، من خوب یادم هست / روزی که «روشنفکر»
در کافه‌های شهر پرآشوب / دور از هیاهو‌ها
عرق می‌خورد / با جانفشانی‌های جانبازان «حزب‌الله»
تاریخ این ملت / ورق می‌خورد!

اما راستش را بخواهید، من این روایت را بیشتر برای خودم و مدعیانی، چون خود نوشته‌ام. مایی که ادعا می‌کنیم در انقلاب و جنگ و دفاع سابقه داریم و چنینیم و چنانیم، اما در این روز‌ها و شب‌ها صحنه‌هایی می‌بینیم که باید سرمان را پایین بیندازیم و از خجالت آب بشویم. صادقانه بگویم این روز‌ها و شب‌ها کسانی را در وسط میدان و در خیابان‌ها می‌بینیم که تا چندی پیش با نگاه حقارت به آنها نگاه می‌کردیم، آنها را با خود و با آرمان‌های خود بیگانه و حداقل ناآشنا می‌دیدیم، امروز می‌بینیم که خودرو‌های آنها مزین به تصاویر خامنه‌ای شهید و خامنه‌ای جوان است. در دست دختران و زنانی پرچم الله‌نشان ایران را می‌بینیم که ظاهری متفاوت با ما دارند، کسانی شب‌ها تا دو سه ساعت بعد از ما تا بعد از نیمه‌شب در خیابان می‌مانند و فریاد «الله اکبر» و «بزن که خوب می‌زنی» و «هیهات منّا الذله» سر می‌دهند که تا چندی پیش باور نمی‌کردیم حتی برای یک شعاردادن ساده در یک مراسم عمومی پایه باشند. درست در همین شرایط و همین الان کسانی در مساجد ما هستند که بعد از پایان نماز فوراً از جا برمی‌خیزند و می‌روند تا نکند یک شعار- دعای «رزمندگان اسلام نصرت عطا بفرما» سر بدهند؛ چرا که معتقدند دین از سیاست جداست و ما کاری به سیاست نداریم! همین‌قدر عوضی!

و من این‌هفته‌ها فقط به آن عبارت شگفت رهبر شهیدمان فکر می‌کنم که در آخرین سخنانش گفت: «چنانچه حادثه‌ای برای این کشور پیش بیاید، خدای متعال این ملت را مبعوث خواهد کرد برای مقابله با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد.» این بعثت را من و نسل من در ایام جنگ هشت‌ساله و بالاتر از آن را در ایام منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی دیده بودیم، اما اعتراف می‌کنم و شهادت می‌دهم که بعثت و خیزشی که در این هفته‌ها می‌بینم نه در ایام جنگ سابقه داشته است و نه در آستانۀ انقلاب. جنس بعثت‌های قبلی از میان کسانی بود که همرنگ انقلاب و دفاع مقدس بودند، اما خیزش این ایام از میان کسانی است که ما -متأسفانه- باورشان نداشتیم و آنها را از خود نمی‌پنداشتیم، در حالی که این روز‌ها و شب‌ها گواهی می‌دهیم همه آنها که در خیابان و در میدان هستند بمراتب از همۀ ما مدعیان بهتر و در نزد خداوند و شهیدان مقرب‌ترند.

سال جدید را ما با دو عید بزرگ فطر و نوروز آغاز کردیم، در حالی که عیدی بزرگتر و مبارک‌تر از این دو، از هفته‌ها قبل فرا رسیده بود و هنوز هم ادامه دارد: عید مبعث!

مردم!‌ ای همه مردم ایران! بهارتان و عیدتان مبارک...

برچسب ها: ایرلند ، مبارزه ، انگلیس
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار