در هشتمین روز از جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ملت ایران، میدان مقابله و سیلی زدن به دشمنان متجاوز به مراتب فراختر از روزهای نخستین شده است. رهبر شهیدمان گفته بودند، دست از پا خطر کنید، «بیچاره تان» خواهیم کرد. اکنون آنها این بیچارگی را با تمام وجود لمس میکنند.
ترامپ فاسد و سرشار از غرور کاذبش، فکر کرده بود این بار هم مانند الگوی ونزوئلا، در یک عملیات «تمیز، سریع و کم هزینه» کار نظام اسلامی را یکسره خواهد کرد؛ اما اکنون در میدان چنان زمین گیر و مستأصل شده که مانند بیمار مالیخولیایی مشاعر خود را از دست داده و نمیفهمد چه میکند و چه میگوید.
تا جایی که برای آرام کردن او به جادوجمبل و روان درمان متوسل شدهاند که البته تاکنون کارساز هم نبوده است.
آنگونه که گفته میشود، ترامپ با پیشنهاد «وسوسه انگیز» نتانیاهو به این معرکه پانهاده که البته خوی برتری جویی و سلطه طلبانه خود او نیز در پذیرش این پیشنهاد بی تاثیر نبوده است. او وسوسه شده بود که با حمله به ایران و ساقط کردن نظام برآمده از رأی مردم، هم بر منابع عظیم نفت و گاز کشور مسلط خواهد شد و هم کنترل انرژی دنیا را بدست خواهد گرفت که در آن صورت، هم هژمونی آمریکا را با این ابزارها حفظ خواهد کرد و هم روسیه و چین را کنترل میکند. نخست وزیر رژیم صهیونیستی هم با این وسوسه دنبال حذف بزرگترین مزاحم منطقهای برای توسعه طلبی خود و رسیدن به رؤیای نیل تا فرات بود، اما اکنون هر دو در باتلاقی فرو رفتهاند، که هر چه تقلا میکنند، بیشتر به مرگ نزدیکتر میشوند. این سوی معادله، اما وضعیت به کلی متفاوت است، دشمن صهیونی-آمریکایی در تصور باطل خود، فکر میکرد با ترور رهبر معظم انقلاب و فرماندهان ارشد، نظام اسلامی از هم خواهد پاشید، اما خون او رستاخیزی در ایران به پا کرده است، اکنون بهتر میتوان آن عبارت بنیانگذار انقلاب اسلامی را درک کرد، که گفتند «من با جرأت مدعی هستم که ملت ایران و توده میلیونی آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول الله و کوفه و عراق در عهد امیرالمؤمنین و حسین بن علی میباشند» آنها به خونخواهی رهبر شهیدشان قیام کردهاند. گویی شهادت مقتدایمان روح و حیات تازهای به مبارزات حق طلبانه ملت ایران دمیده است. حضور میلیونی درمساجد، میادین و خیابانهای سراسرکشور گویای این حقیقت است. به پشتوانه همین حضورمیلیونی، اما نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در ارتش و سپاه، کمر امریکا و صهیونیستها را شکستهاند. ذخایر پدافندی دشمن خالی و توان دفاعی آنها از بین رفته و تمام سرزمینهای اشغالی و همچنین مراکز و منافع امریکا در منطقه عملاً بی دفاع شده است. ابتکار عمل و دست برتر نزد نیروهای مسلح است و آنها با حملات ترکیبی پهپادی و موشکی، نقطه امنی را برای متجاوزان باقی نگذاشتهاند. این در حالی است که ذخایر راهبردی نیروهای مسلح تقریباً دست نخورده باقی مانده و شگفتانههای موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی ایران برای دشمنان در راه است.
ترامپ آمده بود، قدرت هژمونیک و روبه زوال امریکا را با تسلط بر ایران، نجات دهد، اکنون، اما با خسارات تریلیون دلاری، حیثیت و اعتبار کشورش را در قمار با سگ هارش در منطقه یکجا باخته است. بازارهای جهانی دچار سقوط شده، اختلافات عمیق با متحدان منطقهای اش در حمایت از او، علنی و آشکار شده است و فراتر از آن ندای مخالفت با جنگ افروزیهای ترامپ و نتانیاهو تا قلب پایتختهای اروپایی، امریکایی و آسیایی که بعضاً از متحدان سنتی امریکا به شمار میآیند، پیش رفته است؛ بنابراین از هم اکنون میتوان حدس زد که سرنوشت این جنگ چگونه رقم خواهد خورد. جنگی که با زوال رژیم نامشروع صهیونیستی و فرار امریکا از منطقه پایان خواهد یافت. گویی از دل این حوادث زایمان دردناکی اتفاق خواهد افتاد، زایمانی که نه کاندوالیزا رایس، مشاور وقت امنیت ملی امریکا پیشتر با توسعه سرزمینهای اشغالی از نیل تا فرات، وعده اش را داده بود، بلکه با سقط جنین مولود نامشروع امریکا در منطقه، رقم خواهد خورد و به حیات ننگین این رژیم برای همیشه پایان خواهد داد.