درست در روزهایی که ائتلاف غربی- صهیونی پس از شکست سنگین در کودتای تروریستی دیماه، به دنبال بهانهای تازه برای تشدید فشار بر ایران است، یکی از مقامات ارشد دولت میگوید «آیا کل عالم دست به دست هم دادهاند که مقابل ما بایستند؟ شاید ما طوری رفتار کردیم که تمام جهان علیه ماست.» این پرسش با ظاهری منصفانه، تکرار کلیشهای است که جریان غرب باور طی دهههای اخیر برای مقصرنمایی نظام و تطهیر چهره دشمن به کار گرفته است.
نخستین پرسش، چیستی «ما» ست. آیا مراد از ما، ملت ۹۰ میلیونی ایران است که ۴۷ سال در برابر توطئهها ایستادهاند؟ یا امامین انقلاب است که استقلال طلبی را سرلوحه قرار دادهاند؟ یا مجموعه حاکمیتی که خود گوینده سالها در آن مسئولیت داشته است؟ این ابهام، ذهنیت عمومی را از دشمنشناسی به سمت «نظام» بهعنوان عامل مشکلات سوق میدهد.
اگر راستش را بگوییم، باید پرسید: آقای انصاری! مگر نه این است که شما و همفکرانتان با شعار «تعامل با جهان» چند بار پای میز مذاکره با غرب نشستید و هر بار با دستاوردهای خسارت بار، چون «برجام» بازگشتید؟ مگر نه این است که نتیجه آن نشستها، خروج ترامپ، تشدید تحریمها و اعتراف ظریف به «اشتباه در مذاکرات» بود؟ پس این «ما»ی بدرفتار، ظاهراً همان «ما» یی است که هنوز پس از دهها دلیل بر اشتباه بودن مسیر سازش، بر همان روایت پافشاری میکند. عجبا که باز هم «ما»ی ملت و نظام مقصرند، نه «ما»ی جریان غربگرا!
دومین ابهام، مصداق «تمام جهان» است. برخلاف تصور غربگرایان، ایران امروز عضو بریکس (چین، روسیه، هند، برزیل، آفریقای جنوبی با سهم ۴۰ درصد از اقتصاد جهان) و عضو اصلی شانگهای (با سهم ۴۲ درصد) است. تراز تجاری ایران با عراق به تنهایی ۱۰ برابر کل اروپاست. روابط با آفریقا در دولت شهید رئیسی توسعه یافت و با امریکای لاتین روابط راهبردی داریم. مشکل گوینده این است که جهان را منحصر در امریکا و چند کشور اروپایی میبیند.
مروری بر تاریخ معاصر نشان میدهد دشمنی غرب با ایران، ریشه در «رفتار ما» ندارد. کودتای ۲۸ مرداد علیه مصدق، قبل از انقلاب توسط CIA انجام شد. در جنگ تحمیلی، غرب از صدام با انواع کمکهای فنی اطلاعاتی، لجستیکی و حتی سلاح شیمیایی حمایت کرد. قطع رابطه را هم امریکا آغاز کرد. تحریمها از ابتدای انقلاب تا امروز تشدید شده و ترور سردار سلیمانی هم در اوج اعتماد و سازش شما توسط امریکا انجام شد. رهبری میفرمایند: «بعضیها تاریخ را وارونه مینویسند؛ مسئله تقابل منافع دو جریان است.»
دوران خاتمی با «گفتوگوی تمدنها» به «محور شرارت» خوانده شدن ایران انجامید. دوران روحانی با برجام به خروج ترامپ و تشدید تحریمها منجر شد. اما دولت شهید رئیسی با سیاست همسایگی و نگاه به شرق، عضویت در شانگهای و بریکس و افزایش صادرات نفت را به همراه داشت. این یعنی هرگاه به غرب دل بستیم، ضربه خوردیم و هرگاه به توان داخلی تکیه کردیم، تحریمها خنثی شد.
جریان غرب باور، طی سه دهه اخیر بر طبل تطهیر غرب کوبیده است. نتیجه اینکه رئیس بانک مرکزی دولت روحانی دستاورد برجام را «هیچ» توصیف کرد و ظریف به اشتباه در مذاکرات اعتراف نمود. با این حال، اصرار دارند «شاید ما بد رفتار کردیم». گویی نمیخواهند بپذیرند دشمنی غرب، ذاتی و مبتنی بر منافع استکباری است. امام راحل فرمودند جمهوری اسلامی تا قطع دست جهانخواران ایستادگی خواهد کرد.
هیچکس منکر ضرورت نقد عملکرد داخلی نیست. اما باید مراقب بود نقد به بهانهای برای تبرئه دشمن تبدیل نشده و جدول دشمن را تکمیل نکند. اگر قرار است «ما» یی پاسخگو باشد، بهتر است جریان غربگرا از خود شروع کند و به این پرسش پاسخ دهد: با دهها دلیل بر اشتباه بودن مسیر سازش، چرا هنوز بر همان روایت پافشاری میکنید؟ امروز وظیفه نخبگان، بصیرت افزایی و حفظ انسجام ملی است. راه عزت، نه در التماس به غرب، که در ایستادگی هوشمندانه بر اصول انقلاب و بهرهگیری از ظرفیتهای جهانی فراسوی نظام سلطه نهفته است.