دستمزدهای فوتبال ایران هر چقدر هم که نجومیتر از قبل شود باز هم نباید منتظر حرفهایگری در این فوتبال باشیم جوان آنلاین: دستمزدهای فوتبال ایران هر چقدر هم که نجومیتر از قبل شود باز هم نباید منتظر حرفهایگری در این فوتبال باشیم. از روزی که مسئولان این رشته و دستاندرکارانش دم از حرفهای شدن زدهاند تا امروز تنها تغییر ایجادشده چندین برابر شدن رقم دستمزدها بوده و بس، وگرنه در بعد مدیریتی کوچکترین تحولی رخ نداده و در عوض میزان فساد، دلالی، قانونگریزی و پرداختیهای نجومی چندین برابر شده است. ناتوانی در عقد قرارداد حرفهای و ثبت قراردادهای پرابهام و مسئلهدار موضوع این گزارش است. فوتبالی که گردش مالیاش سر به فلک کشیده هنوز نمیتواند یا نمیخواهد مقابل زیادهخواهی بازیکنان و مربیان ایستادگی کند و اجازه گنجاندن هر بند و تبصره ننگین و دردسرسازی را به آنها میدهد، البته تلکه کردن باشگاههای دولتی و صنعتی هم روشهای مختلفی دارد و این روشها هر سال بهروزرسانی میشوند.
مدیریت شعاری
هر فصل پولهای هنگفتی بین باشگاهها و بازیکنان و مربیانشان جابهجا میشود. این واقعیت غیرقابل انکار است ولی فدراسیون و سازمان لیگ هر سال و برای خالی نبودن عریضه، ادعاهای واهی و بعضاً خندهداری را برای نظارت و کنترل روی قراردادها مطرح میکنند. خودشان هم میدانند طرحها و تهدیدهایشان بیفایده است و هیچکس ترسی از آنها ندارند ولی برای آنکه خودی نشان دهند و ژست مدیران موفق را به خود بگیرند، چند مصاحبه میکنند و چند روزی تیتر اخبار میشوند.
در نهایت هم حرف اول و آخر را دلالان میزنند و مدیران باشگاهها نیز گوش به فرمان آنها هستند، در آخر دلالان مربیان و بازیکنان خود را با هر رقم و شرایطی که میخواهند به تیمها قالب میکنند تا جایی که همه چیز به نفع آنها و به ضرر باشگاه تمام شود. اجرای چند باره سقف قرارداد یا سقف بودجه با شیوههای مختلف یکی از همین مدلهای شکستخوردهای است که هزینههای زیادی روی دوش فوتبال ایران گذاشت.
حربه خارجیها
رقمهای پرداختی به خارجیهای فوتبال ما آنقدر بالا و غیرقابل باور است که با هیچ بهانهای نمیتوان پرداخت آنها از جیب مردم را توجیه کرد. بدتر از همه اینکه این دستمزدهای ارزی پای افرادی ریخته میشود که نه تنها کیفیتشان در حد فوتبال حرفهای نیست بلکه بسیاری از آنها بیکار، بازنشسته و کارنامههای ضعیفی دارند، منتها باز هم در فوتبال ما به راحتی و با ارتباط گرفتن با دلالان وطنی یک شغل خوب برای خود دست و پا میکنند.
در این سالها تعداد اندکی از خارجیهای باکیفیت سر از لیگ ما درآوردهاند چراکه اولاً سطح کیفی فوتبالمان را میدانند، ثانیاً آوازه مدیریت فشل فوتبال ایران به گوش همه رسیده و ثالثاً بازیکنان و مربیان مطرح فوتبال پیشرفته دیگر کشورهای آسیایی را به لیگ کشورمان ترجیح میدهند با وجود این، تعداد بیکارهای بنجل آنقدر زیاد است که هر فصل عدهزیادی از آنها به لیگبرتر ایران میآیند و میروند.
همین خارجیهای بیکیفیت با استفاده از مشاوران حقوقی خود و البته کمک گرفتن از دلالان خبره داخلی جوری قراردادشان را امضا میکنند که نهتنها همه چیز به نفعشان است بلکه طرف ایرانی حق هیچگونه اعتراضی هم ندارد تا جاییکه با کوچکترین اختلاف و با بهانه کردن جزئیترین مسائل، ضمن فسخ یکطرفه قرارداد از ایران میروند و همه دستمزد خود به علاوه غرامتهای سنگین را از طریق فیفا به جیب میزنند. بندهای مندرج در قراردادهای آنها باعث میشود حتی محاکم بینالمللی نیز حق را به طرف خارجی دهد، از این رو همیشه فوتبال ما در شکایتهای بینالمللی بازنده بوده است. مهمترین نمونههایی که میتوان به آنها اشاره داشت، آندرهآ استراماچونی و مارک ویلموتس هستند؛ همان دو نفری که جاروجنجال زیادی به پا کردند و علاوه بر دستمزد غرامت سنگینی نیز از استقلال و فدراسیون فوتبال گرفتند.
سرمربی ایتالیایی به دلیل عدمپرداخت دستمزدش پس از فسخ یکطرفه قرارداد، از ایران رفت و به فیفا شکایت کرد. به رغم ادعاهای مسئولان استقلال در نهایت فیفا آبیها را به پرداخت یک میلیونو ۳۵۴هزار یورو محکوم کرد! جالب اینکه استرا به خاطر شش ماه حضورش روی نیمکت استقلال در شکایتش خواهان دریافت همه آپشنهای قراردادش شد، آن هم تنها به این خاطر که هنگام ترک کشورمان استقلال صدرنشین لیگبرتر بود!
پرونده ویلموتس معروف به «ویلموتس گیت» هم مجموعاً ۵میلیون یورو خسارت روی دست فوتبال ایران گذاشت. مرد بلژیکی که کلاً چند ماه سرمربی تیمملی ایران بود ۲میلیون یورو از فدراسیون دستمزد گرفته بود و بعد از فسخ قرارداد و شکایت به فیفا هم بیش از ۳میلیون یورو به جیب زد.
قراردادهای فرمالیته
رعایت سقف قرارداد یا سقف بودجه و همچنین مخفی نگه داشتن ارقام واقعی دستمزدها، از جمله دلایلی است که باشگاهها و اعضای آنها را به سمت بستن قراردادهای فرمالیته سوق داده. متأسفانه مرجع قانونی و فدراسیون فوتبال نیز به رغم اطلاع از این واقعیت تلخ هیچ اقدامی انجام نمیدهد. هر سال دستمزد مربیان و بازیکنان چندین برابر میشود؛ فرقی نمیکند ستاره باشند یا ناشناس، فقط کافی است به دلالان معروف وصل شوند و به راحتی چندمیلیارد تومان به جیب بزنند. این وسط البته دلالان هم سودهای کلانی از بازیکنان و مربیان دریافت میکنند و حتی در برخی موارد گفته میشود بیشترین سهم از قراردادهای نجومی نصیب دلال میشود و سهم اندکی نصیب بازیکن و مربی.
از آنجا که همه میدانند فوتبال ما ارزش این حجم از پولپاشی و ریختوپاش از پول بیتالمال را ندارد، هر روز راههای جدیدی برای مخفی نگه داشتن دستمزدها ابداع میشود. شناختهشدهترین روش ثبت ارقام پایین در سازمان لیگ و دریافت مابقی پول از طریق زیرمیزی و ... است. درواقع قراردادی که در این فصل بهعنوان مثال ۱۰میلیارد تومان ثبت شده قاعدتاً رقم واقعیاش چیزی بیش از ۵۰میلیارد تومان است، ولی باشگاهها برای حفظ تعادل در رعایت سقف بودجه، فریب افکار عمومی و رسیدن به اهداف خود هیچ ابایی از انجام این کار و دور زدن رسمی قانون ندارند.
در برخی موارد باشگاهها قرارداد دو ساله با بازیکنان امضا میکنند تا دستشان برای پرداختهای نجومی باز باشد، به این صورت که برای ثبت رقمهای بالا، طرفین روی قرارداد اول به ارزش کمتر (مثلاً کمتر از ۵۰۰هزار دلار) و قرارداد سال دوم بازیکن بسیار بالا (نزدیک به ۲میلیون دلار یا بیشتر) توافق میکنند، اما فقط قرارداد سال اول در سازمان لیگ ثبت میشود. نسخه اول به سازمان لیگ ارائه شده ولی بازیکن هر دو نسخه را در اختیار دارد، درحالیکه رقم واقعی با ترفندهایی، چون مساعدت مالی یا اصلاحیه قرارداد به بازیکن پرداخت میشود. در صورت بروز مشکل بازیکن با همان نسخه دوم، خیالش بابت دریافت تمام مطالبات و غرامتش از طریق فیفا راحت است.
حیفومیل بودجه دولتی
کل لیگبرتر فوتبال ایران پر است از بازیکنانی که علت بهخدمت گرفتنشان مشخص نیست؛ نه کارنامه درست و حسابی دارند، نه شهرت و نه آیندهای، اما مدیران وطنی با سلام و صلوات و با هیاهوی فراوان به خارج میروند و آنها را راضی به آمدن به ایران میکنند، البته راضی کردن همین بازیکنان مسن، بیکار و ناشناخته به این راحتیها نیست چراکه پشت سرشان قطعاً یک دلال کارکشته وجود دارد که به شدت روی سهم دلالیاش حساب کرده. باشگاههای پرطرفدار ما با تکیه بر بودجه دولتی خود، حاضرند چندمیلیون دلار برای رضایتنامه بازیکنی که فقط چند ماه با بازیکن خارجی قرارداد دارد، بپردازند. این وسطه همه سود میکنند و همه چیز از جیب مردم پرداخت میشود.
مورد دیگر آپشنهای مندرآوردی پولساز است که فوتبالیستها به شدت روی درج آنها در قراردادشان اصرار دارند. گلزنی اگرچه وظیفه اصلی مهاجمان است، اما بسیاری از مهاجمان ایرانی برای هر گل پاداش جدا دریافت میکنند. از طرفی کلینشیت و بسته نگه داشتن دروازه نیز برای گلرهای اسمی یک آپشن جدا در قراردادشان است.
چند سال پیش بازیکنان پرسپولیس بندی را در قراردادشان داشتند به اسم جایزه مدیرعامل که بر اساس آن در صورت رضایت مدیرعامل، هر بازیکن ۵۰۰میلیون تومان پاداش دریافت میکرد! علاوه بر این، بازیکنان و مربیان آپشنهایی، چون فسخ یک طرفه، مذاکره همزمان با باشگاههای خارجی و دریافت غرامت در صورت تأخیر در پرداخت دستمزد را در قراردادها میگنجانند تا در موقع لزوم به راحتی باشگاه محبوبشان را دور بزنند و به تیمهای رقیب بروند.