فوتبال ایران شرایط جالبی دارد. یک تیم در فاصله یک امتیازی با صدرجدول و برخورداری از شانس قهرمانی در جام حذفی، سرمربی خود را بنا به تصمیم مدیر غیرورزشی و شکست خورده در عرصه سیاسی عوض میکند جوان آنلاین: فوتبال ایران شرایط جالبی دارد. یک تیم در فاصله یک امتیازی با صدرجدول و برخورداری از شانس قهرمانی در جام حذفی، سرمربی خود را بنا به تصمیم مدیر غیرورزشی و شکست خورده در عرصه سیاسی عوض میکند و تیمی دیگر با وجود قبول پنج شکست در هفت مسابقه و حذف از جام حذفی همچنان رأی به بقای سرمربی میدهد! در این میان آنچه بیشتر از همه به چشم میآید هدررفت میلیاردهامیلیارد از بیتالمال و پول مردم و دستآخر روی کار آمدن آدمهایی است که هیچ تناسبی با جایگاه سرمربیگری تیمهای بزرگ ندارند. آدمهایی که از کوچکترین فرصت برای ضربه زدن به کشور استفاده میکنند.
«به نظر من، ما در حال پشت سر گذاشتن یک پروژه موفق بودیم. همانطور که میدانید، با وجود تمام شرایطی که وجود داشت و وعدههایی که هرگز عملی نشد، کار را جلو بردیم. مسائلی مانند وضعیت زمین تمرین، پرداخت نشدن پاداشها و حقوقها، حتی اجاره منزل من در تهران که پرداخت نشده و پنجره نقلوانتقالات زمستانی باشگاه هم بسته باقی ماند.»
این اولین واکنش ریکاردو ساپینتو، سرمربی پرتغالی استقلال بعد از برکناری شبانهاش بود. مردی که در تابستان داغ تهران هدایت آبیها را برعهده گرفت و میخواست رؤیای ناتمام خود در این تیم را به واقعیت تبدیل کند، اما استقلالیها صبر نداشتند و با وجود اینکه تیم ساپینتو هنوز در دو جام شانس برای قهرمانی دارد مرد پرتغالی را راهی خانه کردند.
ساپینتو رفتن را باور ندارد، شاید فکر میکند خواب میبیند و لازم است یکی پیدا شود او را با یک سیلی بیدارش کند: «صادقانه بگویم، واقعاً متوجه نمیشوم چرا چنین تصمیمی گرفته شد. از این اتفاق متأسفم. ما در بالای جدول هستیم و امکان کسب دو جام را داشتیم، اما مرا اخراج کردند. قبلاً هم قول داده بودم که قهرمان میشویم و همچنان به این موضوع باور داشتم. ما دو بازی عقبافتاده مقابل چادرملو و مس رفسنجان داریم و به نظر من تیم کاملاً توانایی کسب شش امتیاز از این دو مسابقه را دارد. در آن صورت شرایط جدول کاملاً متفاوت میشد. با این حال و با تمام اینها، آرزوی موفقیت میکنم!»
با کنار گذاشتن ساپینتو، استقلال باز هم دچار حاشیه شده است، اصلاً انگار مسئولان این تیم حاشیه را دوست دارند. یک حاشیه تکراری به نام انتخاب سرمربی، آن هم برای تیمی که طی ۱۵ ماه گذشته شش سرمربی عوض کرده است. البته استقلال از این بابت شانس دارد که در فوتبال بیثبات ایران به عنوان بیثباتترین باشگاه چه در رده مدیریت و چه در رده کادر فنی همچنان در جمع مدعیان است که اگر چنین نبود باید مدتها قبل با استقلال در سطح اول فوتبال ایران خداحافظی میکردیم.
نکته جالب در استقلال اینکه با وجود تشکیل پرسروصدای کمیته فنی، آن هم با حضور چهرهها و نامهای بزرگ استقلالی، مدیریت استقلال بدون اینکه اهمیتی برای نظر این جمع قائل باشد رأی به برکناری ساپینتو داد، در حالی که اعضای این کمیته به دلیل شرایط خاص و عدم وجود گزینه مناسب برای جایگزینی مخالفت خود را با اخراج ساپینتو اعلام کرده بودند. مدیریت استقلال میخواست ساپینتو را برکنار کند و این کار را هم انجام داد. ظاهراً بقیه ماجرا اصلاً مهم نبود.
حالا باز هم گزینههای مختلف ردیف شدهاند. باز هم حرف از مربی خارجی درجه یک و گزینههای داخلی است که از جمع داخلیها برخی امتحان پسدادهها هم دیده میشوند. در این میان یک مسئله مهم وجود دارد و آن اینکه استقلال تیم کممهرهای نیست. آبیپوشان بازیکنان خارجی خوبی دارند، از یاسر آسانی گرفته تا منیرالحدادی و آدان، بازیکنانی که همین حالا هم بسیار بزرگتر از گزینههای داخلی هدایت استقلال و حتی مربیانی هستند که امروز قرار است استقلال را مقابل مس رفسنجان هدایت کنند و این یعنی یک حاشیه جدید برای تیمی که هنوز با رفتن سرمربیاش کنار نیامده است.
استقلال شاید با شوک اخراج ساپینتو امشب دست خالی از رفسنجان خارج نشود، اما بدون تردید نه خسرو حیدری توانایی مدیریت تیم بزرگی، چون استقلال را دارد و نه مربیان دیگری که حتی مدرک مربیگری در سطح لیگ برتر را ندارند و این یعنی اینکه استقلال روزهای سختی را پیشرو خواهد داشت.
بدون تردید هیچ عقل سلیمی حاضر نخواهد شد با نشستن روی نیمکت استقلال در گذر از روزهای سخت پیشرو با آبیهای تهران همراه شود. هرچند که برخی از همین حالا از هول حلیم دارند به ته دیگ جوشان استقلال سقوط میکنند و نمیدانند که چه سرنوشتی با قبول هدایت استقلال در انتظارشان است. استقلال امروز تیمی است که به هیچ عنوان محیطی مناسب برای کار کردن و فرصت داشتن نیست. شاید بهترین اظهارنظر در این خصوص را پیروز قربانی، سرمربی فجر سپاسی داشت که گفت: «چنین پیشنهادی افتخار بزرگی برای من است، ولی شرایط این پیشنهاد را به هیچ عنوان مساعد نمیبینم. من به جایی میروم که بتوانم کار کنم.»