کد خبر: 1345638
تاریخ انتشار: ۰۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۴:۲۰
نمایش قدرت شیطان برای گرفتن امتیاز در مذاکره حقایق تحرکات در صحنه منطقه نشان می‌دهد امریکایی‌ها به رغم انتقال سنگین برخی ادوات برای یک جنگ تمام عیار خود را آماده نمی‌کنند

جوان آنلاین: حقایق تحرکات در صحنه منطقه نشان می‌دهد امریکایی‌ها به رغم انتقال سنگین برخی ادوات برای یک جنگ تمام عیار خود را آماده نمی‌کنند و چنین قصدی هم ندارند و نمایش قدرت صرفاً برای ترساندن ایران به منظور گرفتن امتیاز سر میز مذاکره انجام می‌شود. نظر برخی کانال‌های مجازی در این ارتباط را می‌خوانید. 

 فرنگ نوشت:
همونطور که ۲۰ روز پیش نوشتم گزینه جنگ از روی میز امریکایی‌ها برداشته شده است. به دو دلیل:
یک، شکست عملیات دی در کف خیابون.
دو، اطمینان از اراده و سطح پاسخ محکم ایران.
این شلوغ‌بازی‌های ترامپ هم به خاطر اینه که برای خروج از این وضعیت به یک توافق نیاز دارن تا بتونه زمینه‌سازی کنه برای تثبیت روایت تسلیم ایران از ترس جنگ و پیروزی خودش.
تو دنیا باید چی بگه؟ ایران تسلیم من شد. 
واقعیت محلی از اعراب نداره. همونطور که ۱۰۰ بار گفته با حمله به فردو و نطنز هسته‌ای ایران رو نابود کردم، اما حالا دوباره داره درباره همون هسته‌ای مذاکره می‌کنه. 
همزمان تمام تلاش‌شان را خواهند کرد با عملیات روانی و جنگ رسانه‌ای التهاب و ترس از جنگ را در داخل کشور پمپاژ کنند تا افکار عمومی رو تحریک کنند برای عقب‌نشینی و تن دادن به توافق مورد نظر آنها. 
نترسیم و نترسانیم. بخشی از پازل عملیات جنگ روانی امریکا نباشیم. شاید وقت چیدن میوه میدان در دیپلماسی باشه. مهم اینه که از تهدید نترسیم و از ترس مرگ خودکشی نکنیم. 

 ژئوپلتیک رسانه:
۱۰ نکته درباره شکاف میان تهدیدات نظامی امریکا و واقعیت میدانی جنگ با ایران.
۱- استقرار نیرو‌های امریکا پیش از این هفته، همان‌گونه که در همان زمان اشاره کردم با یک نمایش قدرت (Show of Force) برای تقویت موضع مذاکره سازگار بود نه یک عملیات جدی نظامی. هرچند این وضعیت تا حدی در حال تغییر است، اما نیرو‌های هوایی امریکا در خاورمیانه همچنان از نظر توان رزمی در سطحی پایین‌تر از نیروی هوایی اسرائیل قرار دارند؛ نیرویی که سال گذشته در جریان نبرد به‌سرعت دچار فرسایش عملیاتی شد. هرگونه کارزار هوایی امریکا نیز جهشی کیفی نسبت به آنچه در «جنگ ۱۲ روزه» رخ داد نخواهد بود. 
۲- اعزام شمار زیادی هواپیمای سوخت‌رسان (Tanker) به خاورمیانه، بدون استقرار گسترده همزمان جنگنده‌ها نشان می‌دهد که نیروی هوایی ایالات متحده (USAF) قصد دارد هواپیما‌های تهاجمی خود را خارج از برد آسان موشک‌های کوتاه‌برد ایران مستقر کند، یعنی در آن‌سوی خاورمیانه یا حتی دورتر، مانند قبرس یا دیه‌گو گارسیا. این امر به طور چشمگیری نرخ تولید سورتی پروازی (Sortie Generation) را در مقایسه با پرواز از پایگاه العدید در قطر و دیگر پایگاه‌های حاشیه خلیج‌فارس کاهش خواهد داد. پایگاه‌هایی که دقیقاً برای چنین رویارویی‌ای ایجاد شده‌اند، اما اکنون با توجه به حجم موشک‌های کوتاه‌بردی که ایران به سمت آنها نشانه رفته عملاً بلااستفاده‌اند. 
۳- نیرو‌های دریایی ایالات متحده (USN) در منطقه در مجموع به توان پرتابی (Throw- weight) واقع‌بینانه‌ای معادل ۳۰۰ تا ۴۰۰ فروند موشک تاماهاوک قدیمی در اختیار دارند که برای یک کارزار ضربتی پایدار علیه ایران به‌شدت ناکافی است. یادآوری می‌شود که نیروی دریایی امریکا حدود یک دهه پیش در یک حمله واحد به اهداف مرتبط با تسلیحات کشتارجمعی در سوریه نزدیک به ۸۰ موشک شلیک کرد که بخش عمده‌ای از آنها سرنگون شدند. در شرایط فعلی، ناوگروه امریکا واقع‌بینانه تنها دو یا سه آتشبار موشکی (Missile Salvo) علیه اهداف نقطه‌ای دفاع‌شده در اختیار دارد، پیش از آنکه مهماتش به پایان برسد. 
۴- قابلیت‌های تهاجمی و تدافعی ایران قابل توجه است و در هفته‌های اخیر به‌طور آشکار از سوی چین تقویت شده است. هرگونه حمله به خاک ایران-همانند جنگ ۱۲ روزه- ناگزیر باید با اتکا به مجموعه محدودی از مهمات دورایستا 
(Standoff Munitions) انجام شود. اسرائیل که انتظار می‌رود در هرگونه حمله مشارکت کند، به‌طور قطع ذخایر مهماتی خود را کامل تجدید نکرده است. این مسئله به‌شدت تاب‌آوری رزمی 
(Combat Endurance) نیرو‌های ائتلاف امریکا و اسرائیل را محدود می‌کند. 
۵- چین و روسیه در حال ارائه اطلاعات (Intelligence Feed) به ایران هستند. می‌توان انتظار داشت ایران در سطح تاکتیکی تصویر بسیار دقیقی از تحرکات امریکا و اسرائیل داشته باشد. 
۶- در پی جنگ ۱۲ روزه و اعتراضات ماه گذشته در ایران، شبکه عملیاتی موساد به‌احتمال زیاد مستهلک شده و نمی‌توان انتظار داشت سهم معناداری در تلاش جنگی ایفا کند. 
۷- ایران همچنان از قابلیت قابل‌توجهی در به‌کارگیری نیرو‌های نیابتی 
(Proxy Capability) در سراسر منطقه برخوردار است. نیرو‌های نیابتی ایران در عراق و یمن عملاً دست‌نخورده باقی مانده‌اند. حزب‌الله در لبنان در جنگ ۱۲ روزه وارد عمل نشد، اما می‌توان انتظار داشت در صورت وقوع یک جنگ منطقه‌ای (نبرد آخرالزمانی فراگیر) مشارکت کند. 
۸- هیچ نیروی زمینی قابل‌توجهی از سوی امریکا مستقر نشده و ایران نیز دو هفته پیش تمامی همکاران بومی وابسته (Compradors) آنها را بازداشت کرده است. بنابراین، هیچ مسیر عملی برای تغییر رژیم واقعی در ایران وجود ندارد. در ایران شخصیتی مانند دلسی رودریگز وجود ندارد که به یک کودتای نیابتی علاقه‌مند بوده و بتواند شرایط آن را به‌طور پیچیده مهیا کند. 
۹- تأسیسات امریکا در خلیج فارس و سفارت آسیب‌پذیر ایالات متحده در عراق (و سفارت نسبتاً کم‌آسیب‌پذیرتر در بیروت) تاکنون تخلیه نشده‌اند. تخلیه این تأسیسات معمولاً نشانه‌ای کوتاه‌مدت و هشداردهنده از جنگ قریب‌الوقوع است. 
۱۰- در مجموع، تحرکات نظامی فعلی امریکا در خاورمیانه با هدف فراهم کردن یک گزینه نظامی برای ترامپ در صورت تصمیم به استفاده از زور علیه ایران انجام شده است، زیرا استقرار‌های قبلی اعتبار بازدارنده نداشتند، اما ادعای اینکه جنگ لزوماً قریب‌الوقوع است یا اینکه این نیروی فعلی برای مأموریت عظیم پیش رو (ایران کشوری با ۹۰ میلیون جمعیت و دژی جغرافیایی) کفایت می‌کنند، غیرمسئولانه است. نتانیاهو به‌شدت خواهان جنگ است (جنگی که امریکا به نیابت از او بجنگد)، اما ترامپ احتمالاً به دنبال یک توافق قابل توجه است که گزارش‌ها از ایران حاکی از آن است که شاید چنین توافقی در حال شکل‌گیری باشد. 
امریکانا به نقل از اکانت نظامی‌نویس 
Armchair 

 حسین پاک نوشت: 
‏جنگ چقدر نزدیک است؟
در روز‌هایی که خبر پیش از آنکه راستی آزمایی شود منتشر می‌شود و تحلیل پیش از آنکه پخته شود دست به دست می‌چرخد، پرسش از نزدیکی جنگ بیش از آنکه یک سؤال نظامی باشد، یک مسئله ادراکی است. ما کاری نداریم که اتفاقات ساعت‌های اخیر عملیات روانی برای تأثیر بر ادراک بخشی از جامعه و مسئولان ایرانی هست یا نه. مهم این است که بدانیم در آستانه هر درگیری بزرگ، پیش از آنکه گلوله‌ای شلیک شود، ذهن‌ها هدف قرار می‌گیرند. جنگ مدرن ابتدا در میدان روایت و شبکه‌های اجتماعی آغاز می‌شود و سپس به میدان نظامی کشیده می‌شود. 
واقعیت روشن است. فرماندهی جنگ در ایران دستورات لازم را صادر کرده است. این جمله برای التهاب‌آفرینی نیست، برای اطمینان‌بخشی است. کشوری که سال‌ها در معرض تهدید مستقیم بوده، براساس خوش‌بینی اداره نمی‌شود، بلکه براساس سناریو‌های محتمل برنامه‌ریزی می‌کند. نیرو‌های نظامی ما آماده تمامی سناریو‌ها هستند. 
در کنار آمادگی نظامی، یک وظیفه اجتماعی نیز وجود دارد که کمتر به آن توجه می‌شود. باید به چند نکته با دقت توجه کنیم. کمپین «نمی‌دانم» را در بالاترین سطوح جدی بگیریم. در شرایط حساس، ندانستن و اعلام نکردن دانسته‌ها فضیلت است. هر خبر تأیید نشده، هر تحلیل شخصی هر گفت‌وگوی غیرضروری می‌تواند بخشی از پازل اطلاعاتی دشمن را کامل کند. از تماس‌های غیرضروری با اعضای خانواده‌مان اگر در سازمان‌های دولتی و نظامی مرتبط با جنگ حضور دارند جداً خودداری کنیم. امنیت، پیش از آنکه در پادگان شکل بگیرد، در رفتار فردی ما ساخته می‌شود. 
در میدان نیز تجربه پشتوانه ماست. ما تجربه جنگیدن با تمامی همین‌هایی که اکنون دست به ماشه مقابل‌مان ایستاده‌اند را داریم. از جنگ تحمیلی گرفته تا تقابل‌های منطقه‌ای و جنگ‌های نامتقارن، این صحنه برای ما ناآشنا نیست. فرمان آتش به اختیار می‌تواند محاسبات دشمن را بر هم بزند و ابتکار عمل را از او بگیرد. دشمنی که تصور می‌کند با فشار سریع به نتیجه می‌رسد، در برابر واکنش چندلایه و شبکه‌ای زمین‌گیر خواهد شد. 
قدرت آتش ایالات متحده بالا، اما آسیب‌پذیری او به دلیل جغرافیای گسترده جنگ بیشتر است. ما سال‌هاست جنگ با امریکا را تمرین کرده‌ایم. 
اگر درگیری به مرحله تبادل آتش گسترده برسد، معادله محدود به یک جغرافیا نخواهد ماند. موشکباران مناطق مسکونی تل‌آویو به صورت متمرکز و هدف قرار دادن مراکز نظامی می‌تواند یک تغییر دموگرافی جدی در اراضی اشغالی ایجاد کند. شمال اراضی اشغالی نیز نا امن خواهد شد و راهی جز جنوب و کرانه وجود نخواهد داشت. 
جامعه‌ای که بر احساس امنیت روزمره بنا شده، در برابر ناامنی ممتد دچار فرسایش سریع می‌شود. در کرانه و سرزمین‌های ۱۹۴۸ نیز برادران فلسطینی می‌توانند جبهه جدیدی برای دشمن باز کنند و فشار را چندبرابر سازند. جنگ آینده تک‌جبهه‌ای نخواهد بود؛ شبکه‌ای و پیوسته خواهد بود. 
در حاشیه خلیج‌فارس و آن اسرائیل کوچک خلیجی نیز اگر آتش گسترش یابد، سنگ روی سنگ بند نخواهد شد. جغرافیای فشرده و زیرساخت‌های متمرکز، آسیب‌پذیری را چند برابر می‌کند. این یک شعار نیست، یک توصیف سرد از واقعیت راهبردی منطقه است. 
با این همه، پاسخ دقیق به پرسش ابتدایی همچنان در هاله‌ای از ابهام است. جنگ ممکن است نزدیک باشد، اما آنچه قطعی است آمادگی است. آرامش اجتماعی، انضباط اطلاعاتی، اعتماد به ساختار فرماندهی و پرهیز از هیجان‌زدگی بخشی از همان آمادگی است. 
مطمئن باشید هیچ تصمیمی بدون محاسبه گرفته نمی‌شود. ما تجربه ایستادگی را داریم. پیروزی در جنگ‌های بزرگ تنها با سلاح رقم نمی‌خورد، با اراده جمعی رقم می‌خورد. بر خدا توکل می‌کنیم و با تدبیر حرکت می‌کنیم. در زمانه ابهام، خونسردی و انسجام بزرگ‌ترین قدرت ماست.

برچسب ها: ایران ، امریکا ، مذاکرات
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار