پرسپولیس را باید با بلدوزر خراب کرد و دوباره از نو ساخت. باید این تیم را زیر و رو کرد. از مدیر گرفته تا سرپرست، مربی، سرمربی و بازیکن هیچ کدام به درد پرسپولیس نمیخورند، چرا؟ چون اندازه پرسپولیس نیستند. چون بزرگ نیستند و، چون بزرگ فکر نمیکنند.
برای کوچک کردن یک مجموعه بزرگ کافیست آن را به دست آدمهای کوچک بسپارید. کاری که در پرسپولیس انجام شد تا قهرمان بیرقیب ایران تبدیل به یک تیم کاملاً معمولی شود، تیمی که دیگر هیچ کس از آن نمیترسد. هنوز یادمان نرفته برانکو تیم بدون ستاره و پرسپولیس محروم از نقل و انتقالات را با تعدادی جوان گمنام تا فینال آسیا بالا برد. دلیلش کاملاً مشخص است؛ برانکو خودش بزرگ بود، ولی حالا پرسپولیس بزرگی را فراموش کرده، چون هیچ آدم بزرگی در تشکیلات عریض و طویلش وجود ندارد. پرسپولیس امروز پولدار هست، ولی بزرگ نیست.
مدیرعامل کوچک، سرمربی کوچک، مربی کوچک و بازیکنان کوچک، چگونه باید از این جمع کوچک توقع کار بزرگ و بزرگی داشت. مدیریت کوچک پرسپولیس به فکر پولپاشی است و میخواهد تیم دوم راه بیندازد، در حالی که در کار تیم اول وامانده، چرا؟ چون پرسپولیس برای آنها بزرگ است. هفته گذشته در انزلی پرسپولیس در ادامه نتایج سینوسی خود طبق برنامه باخت! سرخها با اوسمار در شش بازی اول نیمفصل خود یک بازی را میبردند و دیگری را میباختند که در انزلی نوبت باختشان بود، ترک عادت نکردند و باختند. نوبت به گلگهر رسید و همه منتظر بردن پرسپولیس بودند، اما اینبار هم باختند، آن هم چه باختی، باختی تحقیرآمیز که داغش فقط به دل هوادار مات و مبهوت پرسپولیس ماند، والا حتی کک این جمع کوچک هم نگزید. جماعت کوچک حاضر در پرسپولیس پولشان را میگیرند و راه میروند و البته تا دلتان بخواهد ادا درمیآورند برای شادی آن طرف آبیها!
جالب اینکه پرسپولیس در ابتدای فصل با هدایت وحید هاشمیان تمام این بازیها را با نتیجه مساوی به پایان رساند، اما حالا با اوسمار همه را میبازد. هاشمیان را کنار گذاشتند تا ببرند، ولی شد آنچه که همه میبینیم. پرسپولیس تبدیل به یک تیم کاملاً معمولی شده، فقط کافیست تیم مقابل جلو بیفتد، آن وقت کار تمام است. آنها میتوانند با خیال راحت بازی را کنترل کنند، مثل ملوان و مثل گلگهر، چراکه سرخها نه برنامهای برای برنده شدن دارند و نه بازیکنی که بتواند کار را برایشان در بیاورد. پرسپولیس مجموعهای از بازیکنان بدرد نخور است که یکی از دیگری بدتر هستند، حتی به تعویضیها هم نمیتوان امیدوار بود، چون تفاوتی با بازیکنان ضعیف داخل میدان ندارند، تازه اگر بدتر نباشند!
تمام بازیکنان پرسپولیس ضعیف و در حد فاجعه هستند. به عنوان مثال میتوان از میلاد محمدی نام برد که افتضاح است. بازیکنی که کسی به یاد نمیآورد چه زمانی بازی خوب و تأثیرگذاری انجام داده است. علی علیپور افتضاحتر از بقیه. بازیکنی که نه تنها راه دروازه را گم کرده که حتی از کنترل ساده توپ هم عاجز است. محمد خدابندهلو در میانه میدان هیچ حرفی برای گفتن ندارد و ظاهراً هنوز در رؤیای تعریف و تمجیدهای چند بازی فصل قبل باقی مانده است. استون ارونوف هم یک بازی خوب است و در بازی دیگر کاملاً محو و ناپیدا. دیگر خارجیها هم چنگی به دل نمیزنند. مخلص کلام اینکه از سروش رفیعی گرفته تا معاملهگری همه فاجعهاند و حالا همه منتظرند تا مدیریت فاجعهبار پرسپولیس تصمیمگیری کند. اما سؤال این است؛ آیا به خود مدیریت پرسپولیس میتوان امیدوار بود؟