یکی از مهمترین عناصر راهبردی جمهوری اسلامی ایران، هماهنگی و انطباق میدان و دیپلماسی برای پیشبرد اهداف کشور و مواجهه با دشمنان در عرصه بینالملل است. جوان آنلاین: یکی از مهمترین عناصر راهبردی جمهوری اسلامی ایران، هماهنگی و انطباق میدان و دیپلماسی برای پیشبرد اهداف کشور و مواجهه با دشمنان در عرصه بینالملل است. در واقع، دیپلماسی بدون پشتوانه قدرت نظامی، بیاعتبار و فاقد نفوذ کلام است و میدان نظامی هم در کنار تقویت قوای جنگاوری نیاز به درایت و دیپلماسی دارد.
این مهم بعد از جنگ ۱۲ روزه و شبهکودتای تروریستی دی ماه، اهمیت بیشتری یافته است و الزامات عمیقتری میطلبد. گرچه در برخی دولتهای گذشته، این دو گاهی مغایر باهم و کلید موفقیت در دیپلماسی گذر از میدان انگاشته و تلاش میشد برای جلب نظر دولتهای غربی، تمایلات آنها در مقابله با تقویت قدرت دفاعی و رزمی ملاحظه شود، اما دو جنگ اخیر نشان داد نه تنها میدان، لازمه دیپلماسی است که فراتر از آن گاهی به عنوان ارکان مهم قدرت جمهوری اسلامی میتواند در بازدارندگی و حفاظت از کشور اقدام کند، از این رو اکنون ضرورت همافزایی و هماهنگی بین میدان و دیپلماسی اهمیت یافته است و مسئولان نیز برای تأمین منافع ملی کشور در عرصههای مختلف از آن بهره میبرند.
در برخی دولتهای گذشته مانند دولتهای یازدهم و دوازدهم، برخی از اعضای دولت و تیم مذاکرات، اقتدار موشکی را مزاحم و مانع دیپلماسی میدانستند و در برابر رصد رسانههای غربی به صراحت از آن سخن میگفتند، از آن جهت که بتوانند استانداردهای غربی را در مذاکرات خود بگنجانند و نگرانیهای آنها را رفع کنند، اما وقتی برجام، بزرگترین و تنها دستاورد سیاست خارجی آنها در همان اوان ناکارآمدی و خسارتباربودن خود را با بدعهدی طرف غربی نمایان ساخت، بر همگان این ایده خطرناک و مهلک ثابت شد. زیر پا گذاشتن تعهدات از سوی غربیها و خروج امریکا از آن به دلیل ناکافی بودن محدودیتهایش علیه ایران، ماهیت واقعی و ضدایرانی غربیها را در مذاکرات روشن و عملاً مشخص کرد میدان نه تنها مانعی برای مذاکره نبود بلکه سبب حمایت و پشتیبانی دیپلماسی برای تحقق برجام بوده است.
در حال حاضر، تجربه عمیق برجام به همراه شرایط تهدیدات، جنگ ۱۲ روزه و جنگ تروریستی خیابانی، سبب شده است هماهنگی بین میدان و دیپلماسی در سیاستگذاری به طور دقیقتری پیگیری شود. در همین رابطه بود که در میانه مذاکرات کنونی، عراقچی با تأکید بر قرار داشتن دیپلماسی و میدان در امتداد یکدیگر تصریح کرد: «اگر ما میتوانیم با اقتدار در عرصه دیپلماسی حاضر شویم و منافع را دنبال کنیم با اتکا بر نیروهای مسلح ماست که هر دشمن خارجی را از هرگونه دستاندازی به خاک و هوا و دریای جمهوری اسلامی ایران ناامید کرد.» در حال حاضر، اگر چه مذاکرات ایران و امریکا در هالهای از ابهام و تردید به دلیل تجربه جنگ ۱۲ روزه قرار دارد، اما از طرف دیگر از یک تردید هر چند موقتی در کاخ سفید خبر میدهد. بخش بزرگی از این تردید را عملیات موشکی و موفقیت میدان در جنگ ۱۲ روزه تشکیل میدهد. در واقع، شکست امریکا و رژیمصهیونیستی در این جنگ سبب شد گزینه جنگ تمامعیار با ایران با تهدید جدی از سوی ایران برای منافع امریکا و بقای رژیمصهیونیستی همراه شود، از این رو میتوان گفت مذاکرات امروز محصول توانمندی میدانی در جنگ است، حتی اگر در بطن خود فریب دشمن را داشته باشد.
یک ژنرال صهیونیست با نام «اسحاق بریک» در گفتوگو با یکی از شبکههای تلویزیونی رژیمصهیونیستی در خصوص قدرت موشکی میگوید: «مانند گذشته نمیتوان برنامه هستهای ایران را تهدید کرد؛ قدرت ایران بهویژه توانمندی این کشور در حمله با موشکهای دوربرد علیه اسرائیل، به نسبت سال۲۰۰۹ صدها برابر شده است. ایران امروزه قادر است یک حمله راهبردی و ویرانگر علیه اسرائیل انجام دهد، به طوری که زیرساختها و تأسیسات حیاتی اسرائیل را نابود کند.»
بر همین اساس، ایران در عین مذاکرات تلاش میکند توانمندیهای نظامی و به ویژه موشکی خود را به معرض نمایش بگذارد. رونمایی از شهر موشکی جدید به همراه نمایش دوباره موشک قدرتمند خرمشهر ۴ حاوی پیام هشدار به تحرکات امریکا در منطقه در خلال مذاکرات بود. ایران اکنون در برابر صفبندی جدید ناوهای امریکایی در منطقه، متقابلاً آرایش جدیدی از توانایی و داراییهای رزمی و جنگی را متوازن با تهدیدات امریکا به نمایش میگذارد و به طور صریح در مورد هر گونه اقدام و ماجراجویی هشدار میدهد؛ اقدامی که میتواند همراه با اثبات قدرت بازدارندگی بالا و افزایش آمادگی دفاعی، کمک شایانی به میز مذاکره و دست تیم مذاکرهکننده ایرانی را پر کند، زیرا این اخطار جدی گرفته شده است که در صورت بروز هرگونه رفتار تهاجمی از سوی طرف مقابل، ایران برگهای برنده نظامی را رو خواهد کرد.
از سوی دیگر، اگرچه مقامات رسمی کشورمان بارها مذاکرات کنونی با امریکا را صرفاً در چارچوب فعالیتها هستهای عنوان کردهاند، اما زمزمههایی در مورد ورود بحث موشکی به مذاکرات وجود دارد که پاسخ آن از هم اکنون روشن است، هیچ دولتی توانمندی دفاعی خود را به مذاکره نمیگذارد. امریکا به طور ضدونقیض بارها اعلام کرده است مذاکره با ایران شامل مسائل موشکی و آنچه آنها سلاح اتمی مینامند، خواهد بود، بنابراین فارغ از اظهارات قاطعانه مقامات مسئول ایران در مذاکره مبنی بر اینکه موضوع موشکی هیچ جایگاهی در گفتوگوهای کنونی ندارد، ایران اقدامات مهارکنندهای هم در میدان برای حمایت از مواضع مسئولان سیاست خارجه انجام میدهد. رونمایی از موشک خرمشهر۴ حاوی این پیام خاص بود که هرچند ایران پای میز مذاکره حاضر شده است، اما حاضر نیست از قدرت نظامی خود چشمپوشی کند و راه ورود به مسائل موشکی از طریق مذاکرات باطل و نشدنی خواهد بود، البته باید توجه داشت که دیپلماسی فقط در چارچوب مذاکرات تعریف نمیشود و حمایت میدان از دیپلماسی در تمام جنبههای سیاست خارجی قابل استفاده است. در روابط با کشورهای منطقه و فرامنطقهای و هر کنش فعالانهای در تحولات و رویدادهای بینالمللی، ردپای میدان دیده میشود، زیرا میدان نقش تعیینکنندهای در قدرت ایفا کرده است و دیپلماسی با تکیه بر آن میتواند خود را در مناسبات جهانی به ظهور برساند.